یادش بخیر ما کوچیک بودیم ی توپ دارم قلقلیه میخوندیم ولی بچه های امروزی سوسن خانوم میخونن!!!!!!!!!!!!!
در میان هفت دریا ذره ای از لطف او...بی نیاز ازمنت هر ناخدایم میکند...
یکی از آرزوهام اینه که سیستمی طراحی بشه که نیوفولدرها با توجه به محتویاتشون خودشون واسه خودشون اسم انتخاب کنن !
انصافا کار سختیه …
دبیرستان بودم نزدیکای عید بچه های کلاسو از رو دیوار مدرسه فراری دادم.نوبت خودم شد وسط دیوار بودم یهو ناظم صدام زد گفت بیا پایین.گفتمش بخدا آقا همه رفتن فقط من موندم گفت احمق بیا از در برو بیرون. خو بچه بودم چتونه؟؟؟
ی دختر عموی 3-4ساله دارم خیلی شیطونه اصلا از هیچی نمیترسه یروز ک پدرش مریض بود گفت برم آمپول بگیرم بزنم دخترش برگشته با کلی ذوق میگه منم آمپول میخوام...
من:!!!!!!! :O
بخدا ما اون زمان حرف آمپول ک میشد میرفتیم سوراخ موش کرایه میکردیم ک نزنیم(هرچند کرایه ش گرون بود از پسش بر نمی اومدیم )تهش با گریه بر میگشتیم خونه... هه... .
فک و فامیله داریم!!!!
اینطور نمیشود .....باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد. غرق در فکرت میشوم و اصلا دسته خودم نیست ...........
رفتم سر کوچه مون یه پیرمرده رو دیدم گرم کن ورزشی یه دست قرمز پوشیده بود خواستم یه خورده اذیتش کنم گفتم ته جدول خوش میگذره عایا؟
شنیدم: ته جدول کیه عاغـــــــــــــــا؟جشن قهرمانی مونو ندیدی؟
من: اکسکیوز مرا؟جان؟پرسپولیس کی قهرمان شد ما ایران نبودیم؟
ادامه داد: پرسپولیس چیه تیم ما من یونایتده
جان شما یونایتدی؟
گفت:رونی رو نمیبینی پشتم نوشته؟!!!!
من 8-$
من یونایت ;-)
من دیگه حرفی ندارم
اومدم مطلب بفرستم چشمم خورد به نوشته ای که در محدودیت ارساله!
آخه خانوم صادقیه عزیز!
ما اگه میخواستیم درس بخونیم و قله های بلند قبولی رو طی کنیم،
2 روز قبل از امتحان ریاضی اول دبیرستان 4 جوک بودیم؟
نه انصافی عایا 4 جوک بودیم؟
من فردا میخوام برم بگردم ببینم جزوه نوشتم سر کلاس عایا یا نه!
بعد قله های قبولی را طی کنیم؟
برای رفتن به افق باید اول کدام پا را بگذاریم عایا؟
شمام عینه من درس میخونید؟
لایک : آره داش ما هم مثله شما درس میخونیم(ستاد مبارزه با فتنه مخالفت D:)
یکی از فامیلامون هست،بنده خدا یخورده زیادی چاقه D:
رفته یوگا،برای اینکه سلول های بدن دوباره بازسازی شنو انرژی زیادو از این جور چرت وپرتا براش اتفاق بیفته ، بهش رژیم داده:
3 هفته تمام در روز کلا 3 نوبت نون با شیر میخوری D:
بعد از این 3 هفته طی 4 روز نزدیک به 20 کیلو لاغر میکنی D:
بعد از اون 4 روز برای اینکه چاق نشی 2 هفته فقط شیر میخوری D:
خب من الان چی بگم؟
برم افق؟
از چی بگم برات؟
از افقی که نداره حیاط؟
یا که بگم از اون بچه های چار جوکی،که هستن تو ساخت جوکای ساخت چین؟.تو به من اینو بگو کجا برم خب؟
ما رفتیم افق و دردا ریشه کن شد؟
بوی خداگرفته جانمازت تنهانمیزراه فرشته هاشو
ببخش عزیزدوباره دیررسیدم توروبه هرچی میپرسیدی پاشو
فکرغریبیه مسافرت باش اینجاکسیوغیرتوندارم
پاشواتاقمونشونم بده بغضموتوکدوم اتاق ببارم
چی شده گلدوناروآب ندادی گل چه بلایی به سرت اومده
پاشوعزیزحالاکه وقت خواب نسیت چشماتووازکن پسرت اومده
(مهدی یراحی،آهنگ:مادر)
یکی از فانتزیایم اینه که یه شب که حال ندارم پاشم با بوگاتیم برم کلوپ شبانه که سلنا اونجا میخونه وقتی رسیدم پشت در یه قول چوماقی بیا جلوم بگه امشب نیتونی بری داخل منم بگم واسه چی یارو میگه امشبو یکی اختصاصی گرفته من بگم من با اون کاری ندارم اومدم مخاطبمو ببرم یه دوری بزنم وقتی یارو راهم نداد بزنم فکشو بیارم پایین بعدش کل بچه های مشهد بیان پشتمو بگن هوی یره ولش کن با بچه مشهد در نیفت آغا ما بریم تو ببینیم سلنا کنار عباسه تامنم برم دستشو بگیرم بگم پاشو بریم که عباس میاد میگه کجا منم باز بزنم فک عباس بیار پایین بچه های مشهد مگن نکن اون یکی از گنده های4جوک است منم بگم خب مویم گنده فیسبوک و مدیر پاروس ام بعد سلنا داد بزنه بسه دیگه من با ابراهیم میرم وقتی دارم میرم طرف در سلنا آهنگ معین که خودم یادش دادمو واسم بخونه بگه یه حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم ابراهیم فقط تویی تو سرنوشتم عباسم بگه پ من چی سلنا میگه واسه توهم دارم میخونه ی حلقه طلایی اسمتو روش نوشتم بعد عباس خر کیف شد ی دفعه میگه برو بیار پاکش کنم ریدی تو سرنوشتم آعا تا میریم بیرون ی دفعه جاستین میاد بچه های مشهد میزنن ناکارش مکنن سوار پیکان هاشون میشن و مریم بلوار سجادو بعد شم میرم هتل پدیده تا صب بزنو بکوب آخرشم میرم بند گلستون جشن عروسی رو راه میندازم
تموم شد میدونم چرت بودولی بچه های مشهد لایک کنن ببینم چه قدیم
اگر فرمانده اجازه اعدام سربازانش را در جیبش نداشته باشد نمی تواند افراد خود را به سوی پیروزی هدایت کند.سرباز باید بین مرگ حتمی در صورت عقب نشینی و یا مرگ احتمالی در صورت مبارزه یکی را انتخاب کند.
تو دوران راهنمایی من جزو اشرار مدرسه بودم . یه روز زمستون کل حیاط مدرسه پر برف بود . معلم هم نیومده بود با چند تا از بکس رفتیم برف بازی . ناظممون هم اومد تریپ باحالی و اهل دل بودن و با صفا بودن برداره اومد برف بازی . یه لحظه خم شد برف ورداره یه گوله بزرگ برف زدم تو گوشش.
هیچی دیگه اول که تو حیاط چند تا مشت و لگد بهم زد بعد برد منو دفتر حسابی از خجالت ما در اومد
یکی نیست بگه بش پیرمرد تو رو چه به برف بازی.
کلا سهمیه کتک داشتم .هر روز میرفتم دفتر کتک میخوردم بعد میرفتم سر کلاس
(..')/♥ ♥('..)
.♥/. = .█/.
_| |_ ♥ _| |_
عاقاااا
یه بچه خواهر دارم نمیدونم چه اصراری داره فقط وقتی میاد بغل من بالا میاره
اخه بچه خواهر من دارم؟؟؟؟؟
خدایا ببخش مرا برای گناهانی که لذتش رفته اما مسئولیتش مانده …
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 21357
کل بازدید: 533676830










