دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

***( ..ا. hamed66 .ا.. )***
مدرسه میرفتم بابام میگفت درس بخون فردا راحت کار پیدا کنی یه شغل خوب داشته باشی درآمدت خوب باشه و ...
حالا که روزنامه میخرم میبینم اگه درس نخونده بودما راحت تر کار پیدا میکردم

کیف پولم شده مثل پیاز …
هر وقت بازش می کنم اشکم در میاد

درد من حصار برکه نیست......
درد یعنی زیستن با ماهیانی که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده.

بچه ها یکی از فانتزی هام اینکه دیگه مامان بابام دعوا نکنن
باهم خوب بشن یکی از فانتزی هام اینه که باهاشون برم
بیرون وکلی بهم خوش بگذره وبدون دعوا وجرو بحث ونیش وکنایه برگردیم
خونه یکی از فانتزی هام اینه که یک بار اونا به مشکلات من فکر کنن و فکر کنن چطوری میتونن حلش کنن
نه اینکه همش من استرس داشته باشم
یکی از مهم ترین فانتزی هام اینه که همه چیز رو خودم درست کنم
ارامش رو بهشون هدیه بدم اون وقت خودم سرم رو بزارم روی بالشت دیگه بیدار نشم...........

 عا قا سر کلاس پاشدم ته مونده سیب پرت کنم تو سطل همزمان جناب مدیر وارد شدو سیبه کصافت مستقیم خورد تو ملاجش هیچی دیگه الان منتظر بابامم که بیاد جای من تعهد بده

من هر روز در انتظار تو جان داده ام عزیزم، نترس.... من عاشقت بوده ام...برای هزاران سال... و هزاران سال دیگر هم عاشقت خواهم ماند.....

اگه می خوای حال کسی رو بفهمی ، ازش نپرس … !!!
چون بهت دروغ میگه …هندزفریش رو دربیار ، ببین چی گوش میده …!!!

شـبـها تـا صـبـح بـیـدارم،خـوابـم نـمـیـبـره.مـنـتـظـر می مـونـم عـکـسـت چـشـمـاشـو بـبـنـده بـعـد بـخـوابـم!!!

امروز سوار اتوبوس شده بودم داشتم می اومدم که یه هویی وسط راه این خانما شروع کردن به دعوا کردن(دعوا سر نشستن روی صندلی بود)
و حالا ببینین به هم چی میگفتن:
- بی شعور
- خودتی
- اه ، منه خرو بگو که امروز سوار گداکش(منظورش اتوبوسه) شدم پاشدم اومدم
- آره واقعا ، به شخصیت خر توهین نکن
- بی شششرف - - - (سانسور شده)
- بی ششششرف خودتی نکبت
- آره من بی شششرفم ، عوضی آشغال
- نه ، من بی ششرفم که با تو دهن به دهن شده.

حالا شما تصور کنید قسمت آقایون داره می ترکه از خنده، بعد یه خانم دیگه ای میگه : اصلا شما آدم ، من بی ششرفم، حالا تمومش کنید دیگه
من و دوستم هم که داشتیم سقف و کف اتوبوسو گاز میزدیم دیگه اصلا توانی برای خندیدن نداشتیم. رارنده رو که دیگه نگو ، خودتون تصور کنید.
حالا موقع پیاده شدن یه بار من به دوستم می گفتم بی ششرف ، یه بار اون به من می گفت. اصلا یه وضی بودا .

ما اغلب کار های احمقانه خود را به عنوان تجربه به رخ دیگران میکشیم........

چند وقت پیش مخاطب خاصم بهم گفت یا من یا 4جوک!
بعضی وقتا دلم براش تنگ میشه... دختر خوبی بود خداییش...!!

یادمه اولین بار که با ماشین گرونم رفتم بیرون سر چهار راه وایسادم صدا ضبط رو یکم زیاد کردم دکمه سقف رو زدم و خیلی خفن همه نگاه ها به سمتم جلب شد.یهو دیدم یه موتور ۳ترکه بغل دستم ظاهر شد و تا تونست تیکه بارم کرد که تو بچه پولداری تو مایه ننگ نظامی تو چی هستی و چندتا چیز دیگه منم صدا ضبط رو زیادتر کردم که صداشو نشنفم یهو دیدم یکی میگه صدا ضبط رو کم کن!
برگشتم دیدم افسره
مدارک که هیچی همرام نبود
کمربند هم نبسته بودم
صدا ضبط هم تا ته زیاد کرده بودم
هیچی دیگه ۱۰۰ هزار تومن جریمه شدم تا دیگه از این غلطا نکنم
هیچی خلاصه سقف را زدیم وراه افتادم و تا ته گازیدم رسیدم چهار نظر(اصفهان) اونجا یه جنسیس اومد کنارم هی صدا ضبطشو زیاد کرد وهی واسم شروع کرد قر اومدن منم جوگیر شدم باز همون کاری که سر چهار راه کرده بودم رو کردم چراغ که سبز شد دیدم یهو یک فروند فضله ی کلاغ صاف اومد و فرمون مشکی رو به رنگ سفید مزین کرد
هیچی دیگه از دنیا سیر شدم به یه بدبختی ماشین رو بدون اینکه دستم الوده به ماده ی فوق العاده شیمیایی و دارای رادیو اکتیو فضله بشه پارک کردم و با تاکسی رفتم خونه
فرداش هم ماشین کلی زیر قیمت دادمش بره دیگه هم ماشین کروک نخریدم و نمیخرم و نخواهم خرید
لایک = احمق تازه به دوران رسیده!

اون بیرون خبری نی به جز ، چشم های بارونی
به جز ، آدمای محبور مثه خودت ، که به اجبارِ با اونی
اون بیرون خبری نی به جز ، بدهکار و آلوده ها
ثمره ی سگ دوهاتم که ، زرشکا و زالومه ها
اون بیرون خبری نی به جز ، صفِ پُشتِ هم چیدن
به جز ، آدمای خسته که به زور ، با شکمِ گُشنه خندیدن
پُرِ دود پُرِ جوب پُرِ خون مردایی که کردن پُشت به جنگیدن
آدما فحش به هم میدن ، این چیزارو پُشتِ هم دیدن
تتلو.خونه خوبه

هواداری ندارم
اما همه جوره هوادارتم
فور جوکمی ؛)

یادمه مریض شده بودم رفتم دکتر . مامانمم باهام بود . بعد مامانم بصورت کاملا جدی به دکتر میگه مریضیش واسه اینه که همش میره نیمباز!!!!!!
من :|
مامان :)
امرسان :D