دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

گلی دارم به دور از دیدگانم
ولی مخفی میان قلب و جانم
که گهگاهی کند یادی زخاکش
فدای آن رفیق و قلب پاکش

زرد است که لبریز حقایق شده است
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی
پاییز بهاری است که عاشق شده است

تو مجلس نشسته بودیم تو یک روستا (من از نوشبه خوشم نمیاد)
صاحب مجلس اومد گفت کم و کسری ندارید
گفتم چرا ی دوغ برا من بیارید
یارو به من نگاه میکرد ب مهمونا :-O

خوب تقصیر من چیه هم کم بود هم کسر
سوء استفاده گر موقعیتم نیستم :D

ﻫــــﻤــــﻴـــــشـــــﻪ ﺧــــﻮﺩﺕ ﺑــــﺎﺵ ﮐــــﭙــــﻲ 150 ﺗــــﻮﻣــــﻦ ﺑــــﻴــــﺸــــﺘــــﺮ ﻧــــیــــســت

آقا یه چیزی میگم ولی نخندین بهم:
یادمه بچه که بودم فکر میکردم هر چیزی که کف کنه میتونم بریزم رو خمیر دندون ، به خاطر همین هروقت خمیر دندونمون تموم میشد ، منم مایع دستشویی میریختم رو مسواک !
خب از یه بچه دهه هفتادی چه انتظاری داشتید ؟!!

ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﯾﮏ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻣﺮﺩ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﺎﻗﯽ ﺳﺮﺍﻍ ﺑﺮﻧﺎﺭﺩ ﺷﺎﻭ : ﮐﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﻻﻏﺮ
ﺑﻮﺩ ﺭﻓﺖ ﻭﮔﻔﺖ
ﺁﻗﺎﯼ ﺷﺎﻭ! ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺩﺭ ﺍﺭﻭﭘﺎ ﻗﺤﻄﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ
ﺍﺳﺖ
: ﺑﺮﻧﺎﺭﺩ ﺷﺎﻭ ﻫﻢ ﺳﺮﯾﻊ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯿﺪﻫﺪ
ﺑﻠﻪ ! ﻣﻦ ﻫﻢ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﻋﺎﻣﻞ ﺍﯾﻦ ﻗﺤﻄﯽ ﺷﻤﺎ
ﻫﺴﺘﯿﺪ !

یه روز تو خیابون به یه دختره تیکه انداختم رفت گذاشت کف دست خواهر دوستم
اونم صاف گذاشت کف دست دخترداییم
اونم صاف گذاشت کف دست داییم
داییمم صاف کف دستشو گذاشت رو صورتم :|
از اونموقع شد که من دیگه پسر خوبی شدم یه پارچه آقـــــــــــــــــــــا :|

***( ..ا. hamed66 .ا.. )***
آموزش زبان انگلیسی در خواب یعنی چی آخه ؟؟؟
والا من الان 12 ساله تو بیداری زبان خوندم هنوز نمیتونم یه جمله کوتاه بگم.

ﺩﻧـﯿـﺎﯼ ﭘـﺴـﺮﺍ
ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﭘـﯿـﺮﺍﻫـﻦ ﻭ ﺷـﻠـﻮﺍﺭ
ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﮐـﺘـﻮﻧـﯽ ﻭ ﮐـﺎﻟـﺞ ﻭ ﺍﺩﮐﻠﻦ
ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﻗـﺮﺍﺭ ﺑـﺎ ﺭﻓـﯿـﻘـﺎﺷـﻮﻥ
ﺗـﻠـﻔـﻨـﻬـﺎﯼ 1 ﺩﯾـﻘـﻪ ﺍﯼ ﺑـﺎ ﻣـﻮﺿـﻮﻉ ﭼـﯽ ﮐـﺎﺭﻩ ﺍﯼ
ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺑـﺮﯾـﻢ ﺑـﭽـﺮﺧـﯿـﻢ؟ !؟!
... ﺳـﯿـﮕـﺎﺭ ﮐـﺸـﯿـﺪﻥ ﻫـﺎﯼ ﻧـﺼـﻒ ﺷـﺐ ﺟـﻠـﻮﯼ
ﭘـﻨـﺠـﺮﻩ ﯼ ﺍﺗـﺎﻕ
ﯾـﻪ ﯾـﺎﺩﮔـﺎﺭﯼ . . .
ﺣـﺮﻓـﯽ ﺩﺭ ﮐـﺎﺭ ﻧـﯿـﺴـﺖ ﻗـﻮﻟـﯽ ﻭﺟـﻮﺩ ﻧـﺪﺍﺭﻩ ﻫـﻤـﻪ ﺗـﻮ
ﺩﻝ ﺧـﻮﺩﺵ ﻣـﯿـﻤـﻮﻧـﻪ . . .
ﺁﻫـﻨـﮓ ﮔـﻮﺵ ﺩﺍﺩﻧـﺎﯼ ﻧـﺼـﻒ ﺷـﺐ ﺗـﻮ ﺍﺗـﻮﺑـﺎﻧـﺎ . . .
ﺑـﺎ ﻧـﺎﺭﺍﺣـﺘـﯽ ﺑـﻪ ﯾـﻪ ﻋـﮑـﺲ ﻧـﮕـﺎﻩ ﮐـﺮﺩﻥ
ﺩﻭﺵ ﮔـﺮﻓـﺘـﻦ ﻫـﺎﯼ 5 ﺩﯾـﻘـﻪ ﺍﯼ
1000 ﺑـﺎﺭ ﺍﯾـﻦ ﺟـﻤـﻠـﻪ ﺭﻭ ﺗـﮑﺮﺍﺭ ﮐـﺮﺩﻥ : ﺑـﻪ ﻣـﺎ
ﻧـﻤـﯿـﺨـﻮﺭﯼ ﺁﺧـﻪ . . .
ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻧـﺎﯼ ﺷـﺒـﻮﻧـﻪ : ﮔـﻮﺭﺑـﺎﺑـﺎﺵ ) ﮐـﻪ ﮐـﻠـﯽ
ﻏـﻢ ﭘـﺸـﺘـﺶ ﻧـﺸـﺴـﺘـﻪ (
ﻛـﻠـﻤـﻪ ﻫـﺎﻱ ﺭﻣـﺰﻱ ﻛـﻪ ﻓـﻘـﻂ ﺧـﻮﺩﺷـﻮﻥ ﻣـﻌـﻨـﻴـﺸـﻮ
ﻣـﻴـﺪﻭﻧـﻦ
ﺭﺍﺯﺍﻳـﻲ ﻛـﻪ ﻓـﻘـﻂ ﺧـﻮﺩﺷـﻮﻥ ﺍﺯﺷـﻮﻥ ﺧـﺒـﺮ ﺩﺍﺭﻥ
ﮔـﭙـﺎﯼ 4 - 5 ﻧـﻔـﺮﻩ ﺩﻭﺭِ ﻣـﯿـﺰ ﺑـﺎ ﻧـﺴـﮑـﺎﻓـﻪ ﯾـﺎ ﺭﻭ ﯾـﻪ
ﺗـﺨـﺖ ﺑـﺎ ﻗـﻠـﯿـﻮﻥ ، ﻣـﺴﺨﺮﻩ ﻛﺮﺩﻥ ﻫﻤﺪﻳﮕﻪ
ﺷـﻮﺧـﯽ . . . ﮔـﺎﻫـﯽ ﺑـﺤـﺚ ﻫـﺎﯼ ﺟـﺪﯼ ﺩﺭﺑـﺎﺭﻩ ﯼ
ﺁﯾـﻨـﺪﻩ ﻭ ﮐـﺎﺭ
ﺩﻧـﯿـﺎﯼ ﭘـﺴـﺮﺍ ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﭘـﯿـﺮﺍﻫـﻦ ﻫـﺎﯼ ﻣـﺮﺩﻭﻧﻪ ﻭ
ﺗـﻨـﻬﺎﯾـﯽ ﻭ ﺭﻓـﯿـﻘـﺎﺷـﻮﻥ . . .
ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﺗـﻠـﺎﺵ ﺑـﺮﺍﯼ ﻣـﺨـﻔـﯽ ﮐـﺮﺩﻥ
ﻏـﻤـﺎﺷـﻮﻥ . . . !!!!!!!!!
دقت کن:::::::
ﭘـُﺮ ﺍﺯ ﺗـﻠـﺎﺵ ﺑـﺮﺍﯼ ﻣـﺨـﻔـﯽ ﮐـﺮﺩﻥ
ﻏـﻤـﺎﺷـﻮﻥ . . . !!!!!!!!!

به تو سر بسته و در پرده بگویم
تا کسی نشنود این راز گهر بار جهان را
انچه گفتندوسرودند تو آنی
خودتو جام جهانی
تو ندادنی
تو ندانی ان نقطه عشقی
خود تو باغ بهشتی
دانش ( ♥ . ♥ )

با گودزیلای خونمون دعوام شده بود بهش گفتم باشه من دهنتو سرویس میکنم . برگشته میگه : گوه نخور بابا ترش میکننی شپش !!!!!! نمیدونم به چه روشی خودکشی کنم ابرومندانه تره !!!

اگر بخواهی دور می ایستم،هم چون آخرین چراغ خیابان،اما روشن برای تو..

[[[mehdi]]]
هیچ وقت یادم نمیره یه بار معلممون یکی رو گرفت مث الاغ زد از کلاس انداخت بیرون. بعدش پشیمون شد گفت آخه بچه‌ها شما چرا اذیت میکنید که مجبور شم بزنمتون.
شما مث بچه‌ ی خودم میمونید. حالا برید اون دوستتون رو که زدمش صدا کنید بیاد تو. آقا پسره اومد تو، معلمه بهش گفت چرا آخه اذیت میکنی
چرا کاری میکنی که مجبور شم بزنمت. چرا آخه؟ ها؟ چرا؟ یهو دوباره شروع کرد پسره رو زدن ، پسره سری دوم از سری اول بیشتر کتک خورد...
ما هم مونده بودیم بخندیم یا لخت شیم سینه بزنیم ؛ با یه همچین معلمایی بزرگ شدیم

چند روز پیش میرفتم جایی شوهر خالم دیدم کلی باهم سلام و حال احوال کردیم موقعی خداحافظی کردم خواستم برم برگشته میگه ببخشید شما؟
من 0-o
شوهر خاله جان :(
فک و فامیله ما داریم؟؟

بزرگترین لذت در زندگی ، انجام کاریست ، که دیگران میگویند” نمیتوانی انجام بدهی ” . . .