دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

فانوس قلبم راروشن میگذارم فقط برای دیدن قایق شکسته دلت

بچه ها4جک اونایی که لایک میکنن چنددسته اند:دسته اول اونایی هستن که بدون خوندن مطلب لایک میکنن این دسته بامعرفت،بامرام،خوشگل وخوشتیپ هستن دسته دوم:اونایی که مطلب رومیخونن وبعدش لایک میکنن اینابامرامن دسته سوم:اونایی که میخونن امازورشون میادلایک کنن ایناحتی خوشتیپ هم نیستن/حالاشماباتوجه به مطلب بنده فکرمیکنیدجزءکدوم دسته اید؟منکه میدونم شماخوشگل خوشتیپ بامرام وبامعرفت هستید^_^پس لایک نشانگرشخیصیت شماست باتوجه به عرایض بنده بببعللله:

بچه ها دیشب خیلی باحال بود داشتم تلوزیون میدیدم بعد یهو دیدم بابامو داداشم تو اشپزخونه افتادن به جون ی چیز بعد دو دیقه دیدم داداشم دلشو گرفته داره ازخنده میترکه گفتم چی شده گفت بابا میخواست با گوشت کوب ی سوسک و بکشه حالا فک کنید همون شب ابگوشتم داشتیم@

ای خدا بگم با این فصل بهار چیکار کنه تا میام روی یه سوال تمرکزکنم یکی توی سالن امتحان عطسه میکنه اونم نه از نوع نرمال بلکه از نوع ببخشید خرکی واسه همین من همیشه ترم بهاره مشروط میشم دیگه اه اه

بار دگر زنده شد کودکیم پشت در
خانه ما منتظر چشم به را پدر
باز پدر آمد و وی خوش نان رسید
باز پدر معنی آزادی و ایمان رسید

دلم خیلی خیلی واسه بابام تنگ شده. 6 ساله از دستش دادم اما هنوز داغش تو دلم مونده

اعتراف میکنم وقتی دوم راهنمایی که بودم با دو تا از بچه پروو هایه کلاس کل گذاشتیم که هرکی زود تر کم بیاره باخته:|
شرایطشم(این بود که قفله کلاسو خراب کردیم و هرکی زودتر اشکش در بیاد باخته)
از شانصه ماهم سرایدار نبود:)
خلاصه قفله کلاسو خراب کردیم رفتیم تو کلاس منکه خوابیده بودم (فکره بد نکن) هواتاریک شده بود که صدایه ازیره(کیبردم ز نداره) پلیس اومد. که من از خواب بیدار شدم0_o
دیدم یکی از بچها داره گریه میکنه اون یکیم از بس به در مشت زده دستش خونی شده:))))))
مارو یه هفته از مدرسه اخراج کردن .منم سه جلسه با روانپزشک ملاقات کردم:))))))))
و اینگونه بود که دیگه هیچ کس با من کل ننداخت همچین ادمی بودم من:)))) حالا به نظرتون من دیونم ایا؟
لایک: از اسمت معلوم نیس؟

امروز بعد از امتحان رفتم کیفمو ازگوشه ی سالن بر دارم دیدم دو تا دختر کنار هم وایسادن یکیشون داره از اون یکی میپرسه سوال بیستو چه جوری جواف دادی؟اون یکی هم خیلی جدی تو صورتش نگاه کرد و گفت :اولش ده بی سی چل ادامسی رو خوندم گزینه چهار شد بعد با خودم گفتم بذار سوره حمد رو بخونم گزینه ی دو شد منم همونو زدم.ولی باور کنید من حتی یک لحظه هم لبخند نزدم چون من همه ی سوالامو اینوری جواب دادم هرهر.اینجوری به علم حتی اگر در ثریا باشد دست پیدا میکنیم

اختصاصی
╮(╯_╰)╭ممدرضا ╮(╯_╰)╭
یه بارم دونفر یه گوشه خفتم کردن یکیشون چاقو گذاشت زیر گلوم
گفت هرچی پول داری بده منم پنج تومن بیشتر تو جیبم نبود
ینی اینقد خجالت کشیدم که نگو
میخاستم به یارو بگم شماره کارت بده بعدا کارت به کارت میکنم!!!!!!

نوع برخورد بابام با من بعد از یکسال دوری :
روز اول : بوووس بغلــو خلاصــه . . .
چند روز بعد : برو بوووق بووقق بوووق [سانسور] . . .
روز آخر (رفتن) : چیزی لازم نداری عزیزم (همراه با ناراحتی) . . .
باباهای شمام اینجورین آیا ؟؟؟

سلام به همگی!
abas_m223:سلام خوبی؟؟داداش به احترامت سکوت اختیارمیکن

من وقتي چهار سالم بود؛
از جلو دبيرستانا دخترانه که رد ميشدم دخترا برام غش ميکردن!
البته الانم اگه رد ميشم غش ميکننآ، ولي از خنده!!

هميشه در عجب بودم
كه چرا در جاده عشق
پا به پايم نمي آمدي
حتي وقتي آهسته و پيوسته ميرفتم.
امروز فهميدم...
ريگي كه در كفشت بود،تو را مي آزرد!!!

دیروز رفتم مغازه صاحبش نبود وانجا یکدختر ایستاده بود میگم ببخشید صاحب مغازه کجا رفتن؟
برگشته میگه برو گمشو من میخوام درس بخوانم باید ادامه تحصیل بدم ...هاج وواج موندم بعد دو دقیقه میگه:ناراحت نشدی که؟؟؟ خو ببین باید با خانوادت میومدی منم حق دارم به دل نگیریا.
واقعا باید با ایننا چکار کرد

یکـی از لـذت هایـی کـه دیـگـه نیـست ایـن بـود کـه یـه وقتـایـی کـه از سرمـا دستـام قرمـز میـشد تـا چشمـات بهشـون میفتـاد میگـرفتیشـون تـو دستـات هــــــا میکـردی و میگفتی: بـاز تو دستکشـات یـادت رفـت دختـر؟ نمیـدونسـتی کـه از قـصد اونـارو تـه کـیفم قایـم میکـردم.....
چه لـذتـی داشـت دیـدن نـگرانی" تـــو " برای "مــــن" ....
لــــایکـــــــ: خـاطـراتـمون ازارم مـیده:((((((((((

دقت کردین وقتی داری تلفن صحبت میکنی هیچی به ذهنت نمیرسه ولی وقتی میگی خدافظ تازه تمام حرفات یادت میاد ؟!