دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خب خب خب... انگار شما خیلی خیلی خیلی از فانتـ------ـزی های من خوشتون اومده! به طوری که لایکای اونا باهم ۵۵ تاست!:|(نگم براتون که هرچی لایکامو بروز رسانی میکنم تغییری نمیکنه!) خب پس میرم سراغ قسمت سوم فانتزی کچتی! :) «آنچـــ____ــه گذشت...»
واااای Darkness! حالا چ کار کنم...؟
«این قسمت: من یا اون....؟» من در حال ترس نمی‌دونم چه غلطی کنم! یه نگاه میکنم اینطرف یه نگاه میکنم اون طرف...! دارکنس میاد جلو....
من درحالی که نمیتونم نفس بکشم ، میدوم... اون واینمیسه... دنبالم میاد... یهو یه دست اُرکی میاد دستمو میگیره... من دارم میرم تو دود سیاه... ابلفض.... بعـــــد... خودمو توی یه جایی میبینم... سقفش سفیده... من تو قفسم... به زور بلند میشم... سعی میکنم گردنمو بچرخونم... وقتی چرخــ________ـید... مامانو بابامو میبینم که دارن به یه دکتر صحبت میکنند :| به زور دهمنو باز میکنم و به بابام که داره به دکتر نگاه می‌کنه میگم: چرا من اینجام؟ اونم میگه تو خواب اینقدر حرکات رزمی زدی تو پک و پوز فامیل که اوردنت اینجا : بعد پرسیدم چ طوری؟ اونم گفت تولدت یکی از فامیلامون بوده که گویا من خوابم میره و همه‌ی اون کارای دو قسمت قبلی رو تو خواب انجام دادم⁦برای همین گفتم میتونم بیام بیرون؟ بابام گفت نه فاملا گفتم حتمی باید آزمایش هاری که می‌خوام بدم منفی باشه تا اونوقتایی که گاز میگرفتم هاری منتقل نداده باشم

مَـن خِیلـیارو اَز تهِ تهِ دِلـَم دوســت دارَم
وَلـی صَمیمـی شُدَن بـَلـَد نیستـَم.
یـَعنی اَگه نـَیاد سـَمتَـم،
تا آخر عُمر میشینـَم رو مُبل وَ بَستنَــی میخورَم و به این فکر میکُنَم کِه
فـِلانی آدمِ خوبیه، خیلی دوسش دارم

هری:پس من باید توی اسلیترین طبقه بندی میشدم...کلاه گروه بندی قدرت های اسلیترینو در من دیده بود ولی منو...
دامبلدور:تورو توی گریفیندور انداخت!گوش کن ببین چی میگم هری.توی خیلی از خصوصیاتی رو داری که برای سالاز اسلیترین ارزش خاصی داشتن و دانش آموزان دستچین شده ش همگی دارای چنین خصوصیاتی بودن...تو علاوه بر بهره مندی از نعمت خدادای و منحصر به فرد اسلیترین دارای ابتکار...وعزم راسخ هستی و برای قوانین ارزش چندانی قائل نیستی.با وجود همه ی اینها بازهم کلاه گروه بندی تورو توی گریفیندور انداخت.خودت باید علتشو بدونی.خوب فکر کن.
هری:کلاه گروه بندی منو توی انداخت چون ازش خواستم منو توی اسلیترین نندازه!
دامبلدور:کاملا درسته!همینه ک باعث میشه تو با تام فرق داشته باشی!هری این انتخاب های ماست که حقیقت باطنی مارو نشون میده نه توانایی های ما!
#پاترهد
پ.پ.:کابر بلاتریکس لسترنج...هروقت اسمتو میبینم حس میکنم از آزکابان میای:/

عمق فاجعه رو اونجا درک کردم که پیش مامان بابام نشسته بودم از دهنم پرید به خواهرم گفتم من تورو پشم خودمم حساب نمیکنم:)
بابام گفت:چی؟؟×_×
گفتم پشم شمارو نگفتم که واسه خودمو گفتم.
دیگه هیچ وقت باهام مثل قبل نشد...^-^

بسه پاییز!!!
بسه دختر :(
فهمیدیم انتقام گرفتن بلدی !
عالی بود ...دست مریزاد !TT
خودت نگاه کن و بگو
جدایی های غبار آلود ..
رفتن های غیر منتظره ..
ّنم اشک شبنمت ...
درد دل و قلب نازک که سوغاتی اوردی را..
در کدام خیابان خیس و کدام کوچه ی غربت دلم بگذارم؟!TT

- فامیل مادری تومنی صنار به همه فامیل پدری توفیق و توفیر داره!

امروز بعد از سه سال یه نکته ای رو تو صفحه‌ی یکی از اعضا دیدم که واقعا برگام موند خودم ریختم
تنهاااااا کاربری که ادمین قربون صدقش رفته گودزیلا یا ertt سابقه:/
من آخرش نسبت فامیلی اینا رو کشف میکنم-_-
آی گودزیلا اگ ادمینو میبینی بهش بگو زود زود تایید کنه، حوصلمون سر رف:/ با تچکر:/♡

دقت کردین مردم وقتی میخوان رژیم غذایی بگیرن میگن چی بخوریم لاغر شیم نمیگن چی نخوریم لاغر شیم

طرف عکس مومو گذاشته پروفایل دوس دخترش
بعد به زن و بچه‌ش گفته خیلی مراقب باشین،
اگه این زنگ زد نه جواب بدین نه پیاماشو باز کنین ☺️

دوستم چشاش سبز بود
بهش گفتم گیاه خوار شدی چشاش سبزه
یک لبخند ملیح زد
بعد یادم افتاد چشای خودم قهوه‌ایه


فانتزی من اینه که....
یه شب که با شلوار کردی دارن از کنسرت مایکل جکسون (به من ربطی نداره که مرده)میام یه دفعه لاک پشت های نینجا که دزد شدن جلو روم سبز بشن راف از اون نیزه شو ری گلو بذاره و بگه تلفن همراه بده من بگم ۰۹۱۶..... بعد دانی در افق محو شه مایکل همینجوری که نانچیکو رو مثل نقی تو پایتخت میزنه تو سرش سر به بیابون بذاره اون یکی اداشون سکته کنه و راف هم با حر اون خنجر تو سین فرو کنه من هم که در حال مرگم خنجر از تو سینم در بیارمو تو سینه راف بزنم ولی چون لاک داره ضایع شم و چشام چپ شه زبون از دهن در بیاد و بمیرم در حالی که خون شلوار کردیمو خیس کرده




عه من که آخرش مردم که:-(

بعد از دیدن بازی های لیورپول تو لیگ قهرمانان تنها چیزی که به ذهن آدم میرسه اینه که مگه لیگ جزیره خار داره؟

طرف جوری تو بیو نوشته :
(متاهل و نجیب )...
انگار ما( مجرد پوفیوزیم )

انصافا خیلی وقت ها خانواده مانع پیشرفتمون شدن
مثلا من یه بار داشتم مهاجرت می کردم امریکا

همین که نشستم داخل هواپیما ، بابام بیدارم کرد گفت برو نون بگیر :/

میخوام یه کتاب خاص بهت معرفی کنم.

یه کتاب که توش کلی داستان جالب نوشته
کلی حرف که با شنیدنش دلت آروم میشه
یه عالمه حرف حق...
اسمش هم هست


«قرآن»