از یه هفته پیش با مخاطب خاصم دعوا راه انداختم که اره تو منو درک نمیکنی و این حرفا ( درست حدس زدین خعلی زرنگم ) بعد اونم باهام پایه بود ظاهرا تو شلوغ کاری بعد امروز که یه روز به روز مرد مونده اصلا از اون ظاهر خشن خبری نیست میگه هر چی تو بگی قبول ..... یعنی الان من چکار کنم؟ شیوه جدید ندارین تو دست و پاهاتون؟؟؟؟؟؟؟؟؟
helppppppppp
کمکککککک
sos (سoس ، سوس ، سس )
ته دیگم کف بشقابه !!!!
يه پيشنهاد خيلي خوب واستون دارم
بياين يه جشني مثل جشن ازدواج دانشجويي راه بندازيم به نام جشن ازدواج 4جوكي
هم سايت جذاب تر ميشه هم رضاي خدا و رضاي خلق خدا رو درپي داراونايي كه فعلا قصدازدواج ندارن وميخوان درس بخونن ميتونيم واسشون صبر كنيم
لايك=ماخودمون متاهليم و باازدواجتون حسوديمون ميشه
یکی از فانتزیام اینه وقتی بعد از خندیدن به بعضی جوکای سایت ، به طور داوطلبانه و بلند اونو واسش می خونم اونم بخنده و یه جوری نگام نکنه که لبخندم محو بشه!!!!!!!!!!
شاعري بال و پر نمی خواهد
شعر گفتن هنر نمی خواهد!
بعد سی سال رنج، فردوسی
لوح تقدیر اگر نمی خواهد!
بدهید اش به آدمی قانع
که از آن بیشتر نمی خواهد!
شعر دوران ما نظر کرده است
شاعر از هر نظر نمی خواهد!
چند وقت است حضرت خیام
کوزه از کوزه گر نمی خواهد!
خواهر من فروغ سهم اش را
از حقوق بشر نمی خواهد!
شرح دیوان سوزنی دیگر
گوشه اي پشت در نمی خواهد!
مرد بیچاره عاشق است اما
مرد بیچاره شر نمی خواهد!
سوزنش پیش یک نفر گیر است
جز همان یک نفر نمی خواهد!
<پسر نوح با بدان بنشست >
ارث بابا مگر نمی خواهد؟!
رودکی جان! بخواب ما هستیم
شعر دیگر پدر نمی خواهد!
از اراجیف ذهن رسول در اوقات بیکاری...
اراجیفم اگه باحال هست =لایک
فانتزی من اینه ک وقتی گوشیم سایلنته گم نشه
شمام از این فانتزیا دارین یا فقط من خوددرگیری دارم؟؟؟
امروز كه از خواب بيدار شدم از خودم پرسيدم :
زندگی چه می گويد؟
جواب را در اتاقم پيدا كردم،
... سقف گفت : اهداف بلند داشته باش!
پنجره گفت : دنيا را بنگر!
ساعت گفت : هر ثانيه با ارزش است!
آيينه گفت : قبل از هر كاری به بازتاب آن بينديش!
تقويم گفت : به روز باش!
در گفت : در راه هدف هايت سختی ها را هُل بده و كنار بزن!
زمين گفت : با فروتنی نيايش كن!
.
.
.
.
و در آخر، تخت خواب گفت : ولش کن بابا بگیر بخواب !!!
یکی از فانتزی هام اینه که :
اسمم عباس باشه...!!!
پلیس تو ایست و بازرسی ماشینم رو نگه داره ...
- بگه اسم ؟
بگم عباس
- بگه نام پدر ؟
بگم عباس علی
- بگه فامیلت چیه ؟
بگم عباسی
- بگه از کجا میای ؟
بگم عباس آباد
- بگه کجا میری ؟
بگم بندر عباس
پلیسه شاکی شه !!!
- بگه بی شرف منو سر کار گذاشتی
بگم نه به حضرت عباس.....
یکی از لحظه های دوست داشتنی وقتیه که
موقع حرف زدن باهات هول شده و تند تند حرف میزنه و نفس میکشه
بعد بقلش میکنی و بوسش میکنی و بهش میگی آروم باش عزیزم...
منو یارم به هم وابسته بودیم / کبوترهای یک گلدسته بودیم
به هم بستیم پیمان تا قیامت / نگو که هر دو خالی بسته بودیم!
ﺿﺮﺏ ﺍﻟﻤﺜﻞ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺳﺎﻝ ﺑﻌﺪ :ﻫﺮﭼﻨﺪﺗﺎ
ﻻﯾﮏ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﻣﯿﭙﺴﻨﺪﯾﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﻫﻢ
ﺑﭙﺴﻨﺪﯾﺪ :ﺩﯼ
ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻻﯾﮑﻮ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺘﻮﻥ ﺍﺯ ﻻﯾﮏ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻧﺸﺪﻩ ؛__؛
روز های آخر (قسمت اول)
سینا تویه یک خوانواده 5 نفره زندگی میکنه. خواهراش مهتاب5 ساله و پریا21 ساله هستن.
امشب سینا با دو تا از دوستاش رفته سونا. ( عباس و امیر)
امیر: سینا یه دهن واسمون بخون. سینا: حسش نیست. عباس: دِ لامصب، بخون. اشغال، بخون. سگ، بخون. عوضی، بخون. لعنتی، بخون من اعصاب ندارم.
سینا شروع می کنه به خوندن! صدایه خیلی خوبی داره. عباس و امیرم شروع می کنن به رقصیدن.
یکی از مسئولینه استخر میاد تو سونا و اونا رو به علته شلوغ بازی بیرون میکنه.
فکر کنم به سینا و دوستاش خیلی خوش گذشت. شبه خوبی بود.
سینا میره خونشون، تو اتاقش. لباساشو عوض میکنه وداراز میکشه رویه تختش. بازم تو فکرو خیالاته خوانندگیشه! تویه رویاهاش به این فکر میکنه که یه خواننده جهانی شه. بره پیشه هالیوودی ها.
پریا بدونه اینکه در بزنه میاد تو اتاقه سینا!
سینا: تو چرا یاد نمیگیری اول در بزنی بعد بیای تو؟! –چرا لپتابمو نبردی درست کنی؟ -مگه من نوکرتم خودت ببرش! –بذار بابا بیاد. دارم برات! –برو گمشو بیرون! –نمیرم!
سینا از رو تختش بلند میشه و میزنه تو سره پریا. اونم جیغ میزنه.
سینا: خفه شو دیگه. – عوضیه خر ازت بدم میاد.
بابا شون میاد تو اتاقو یکی میخابونه تویه گوشه سینا!
باباش: پسره مفت خور چرا خواهرتو میزنی؟ -آخه سر به سرم میذاره! –لپتابشو بردی درست کنن؟ -نه حوصله نداشتم! –غلط کردی حوصله نداشتی. تنبله بی عرضه. مطمئنم اگه یه روز من بمیرم تو آواره خیابونا میشی!مجبور میشی یه گوشه خیابون سیگار بفروشی! بدبختِ بی خاصیت! ازت راضی نیستم.
سینا خیلی ناراحت میشه و میگه: چرا اینجوری باهام صحبت میکنی من پسرتم. – تو مایه ننگمی!
و ناگهان سینا میوفته رو زمین و دچاره تشنج میشه! این تا حالا سابغه نداشته!
باباش: سینا پسرم چی شده سینا با من حرف بزن پریا میزنه زیره گریه! مامانشون و مهتاب هم میان.
بابای سینا زنگ میزنه اورژانس. سینا از هوش میره.
اورژانس میرسه وسینا رو میبرن بیمارستان!
دکترا چند تا آزمایش از سینا میگیرن.
دو ساعت بعد...
سینا به هوش اومده. دکتر میاد تو اتاق.
بابایه سینا: دکتر جان پسرم چش شده؟ -تشریف بیارین بیرون تا بهتون توضیح بدم!
سینا: چی شده بهم بگین. من حق دارم بدونم. دکتر:چیزه خاصی نیست نترس. فقط نباید زیاد جوش بزنی.
ساعت 6 صبح.
سینا از بیمارستان مرخص میشه. سینا حس می کنه بقیه رفتارشون عجیب شده حس میکنه همه نگرانن! میره تو اتاقش.
یکی داره در اتاقو میزنه!
سینا: کیه؟ -منم مهتاب! –بیا تو.
مهتاب میاد داخل و تو چشمای سینا نگاه میکنه!.... از سینا میپرسه: سرطان یعنی چی؟! –چرا اینو می پرسی؟! –آخه بابا به مامان میگفت که آقا دکتره گفته تو سرطان داری؟
اشک تو چشمای سینا جمع میشه
ادامه دارد...
از کسانی مباش که وقتی دربرار شهوت قرار میگیرند گناه را انتخاب می کنند توبه را به تاخیر می اندازند
نهج البلاغه /حکمت 150
یکی از فانتزی های دوران بچگیم این بود که همسره آیندم یه گنگستر امریکایی باشه
این فانتزی از وقتی تو سرم جرقه زد که یه فیلم هندی دیدم معشوقه دختره گنگستر بود
الانکه دیشب شبکه نمایش فیلم گنگستر امریکایی رو پخش کرد متوجه شدم هنوزم دوست دارم همسرم یه گنگستر امریکایی باشه.......
هیییییییییییییی خدااااااااااااااا
مسافر تاکسی آهسته روی شونهی راننده زد چون میخواست ازش یه سوال بپرسه،
راننده جیغ زد، کنترل ماشین رو از دست داد،
نزدیک بود که بزنه به یه اتوبوس !
از جدول کنار خیابون رفت بالا
نزدیک بود که چپ کنه،
اما کنار یه مغازه توی پیاده رو متوقف شد . . .
برای چندین ثانیه هیچ حرفی بین راننده و مسافر رد و بدل نشد !
سکوت سنگینی حکم فرما بود تا این که راننده رو به مسافر کرد !
و گفت: هی مرد! دیگه هیچ وقت این کار رو تکرار نکن،
من رو تا سر حد مرگ ترسوندی!
مسافر عذرخواهی کرد و گفت:
من نمیدونستم که یه ضربهی کوچولو آنقدر تو رو میترسونه . . .
راننده جواب داد: واقعآ تقصیر تو نیست، امروز اولین روزیه که به عنوان یه
رانندهی تاکسی دارم کار میکنم،
آخه من ۲۵ سال رانندهی ماشین جنازه کش بودم…!
یه دوستی هم دارم آخر ضرب المثل گفتنه...
اون روز میگه : مار یه بار از دو تا سوراخ گزیده نمیشه.....
ای خدااااااااااااااا........
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 38110
کل بازدید: 533194382










