نميدونم جديدا اين چيه مد شده خواننده ها وسط شعر مي پرن هوا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آيا ميخوان ثابت كنن قهرمان پرشن عايا؟؟؟؟؟
قضيه چيه؟؟؟؟؟
آيا مادررشون بهشون گفته قربون دست وپاي بلوريت بشم چقدر قشنگ ميپري آيا؟؟؟؟؟؟
جالب اينه ك ي چند دقيقه رو هوا مي مونن بعد ميان پايين!!!!!!!!!!!
الان ساعت هاست دارم تمرين ميكنم لامصب نميشه رو هوا موند.
آيا اونا استعداد هاي خاص دارن؟؟؟؟؟؟
اين روزا يكي از فانتزيام اينه بپرم چند دقيقه رو هوا بمونم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آيا ميشود عايا؟؟؟؟؟؟؟؟
میگن"مردا یاتوی سرشون خالیه یا روی سرشون"ولی بابای من نه توی سرش خالیه نه روی سرش عوضش جیباش خالین. پس بزن لایکوبه افتخار باباهامون که خیلی دوسشون داریم نه به خاطر جیباشون بلکه به خاطر خودشون.......روزشون مبارک..................
مال کسي باش که
حتي اگر ساده ترين لباس تنت باشد !
تو را به همه دنيا نشان دهد و بگويد اين همه دنياي من است...!!!
خدایا مگذار آنچه را حق میدانم، به خاطر آنکه بد میدانند کتمان کنم...
هیییییی
مادرم یه مدتی واسه این اسگلایی که که بتدایی رو نمیتونن بخونن کلاس خصوصی میذاشت یه بنده خدایی شاگردش بود تو درس علوم یه سوالی داشتن که اون چه حیوونیه که تو آب زندگی میکنه فلس داره و به عنوان غذا برای انسان ها استفاده میشه حدود دو دقیقه این بیچاره فکر کرد نتونس جواب بده منم که واسم جالب شده بود رفتم با هزار دلقک بازی وسش ادای ماهی رو در آوردم که یه تقلبی هم داده باشم بعد 30 ثانیه با غرور گفت گاو
لایک:منم گاو آبزی فلس دار خوردم
دوسش داری؟
حس خوبیه همیشه کنارته ؟
با کدوم اسم قشنگ صداش میکنی ؟
تا حالا سرتو گزاشتی رو شونش گریه کنی ؟
تاحالا ازین که همیشه کنارت بوده تشکر کردی ؟
چند بار ناراحتش کردی ؟
داد زدی بگی دوست درام ؟
تاحلا بدی تو خواسته ؟
...؟
.
.
.
.
.
.
داری بهش فکر میکنی خدارو میگما
خــــــــــــــــــــــــدایا
پــــــــــــــــــــــــدرم ازم راضـی باشه
فقط همین.....
از سفره ی دلم کنار کشیده ای؛
چشمم شور بود یا دستم بی نمک....؟!
کــــــاش هـــــر امـــدنـــــی رفـــتــــنی نداشـــــت
کــــــاش هـــــر امـــــدنـــی تا ابد مانـــــدی هــــم داشــــت...
لایک :کاشـــــ فـــــقط ای کاشـــــــ
مامانم دیشب داشت سر نماز دعا می کرد منم پشت در اتاقش بودم
مامانیم: خدایا...قربون بزرگیت...مهر این درس خوندن رو به دل دختر منم بنداز!!!! اخه چرا فقط دختر من به کتاب الرژی داره؟؟؟
مامان: :^(
من: :^)))
الهی که من پیش مرگ مامانه همیشه نگرانم بشم
لایک:فقط فقط فقط ب سلامتیه همه ی مامانا و باباها
تولدم بود پسرداییم که به زور4 سالش میشه اومده میگه میخوام واست شعر بخونم
اجازه میدی؟
گفتم بفرما پسردایی جون
شروع کرد به خوندن:
سلام سلام عزیزم
گوساله ی عزیزم
دمت سفید و آبی
پشکل نریز رو قالی!
بله! چی بگم گودزیلاس دیگه
چرا وقتی کنترل گم میشه همه فک میکنن زیر منه؟؟؟؟
هی میگن پاشوو....
نه اینجوری نه کامل پاشووو...
نیس دیگه آقاجون باشه احساس میکنم دیگه
عشق دروغين قسمت نهم (قسمت قبلي رو اشتباها تو پاتوق دوستان گذاشتم پستِ 75901 البته اگه خانم صادقي لطف كنن قسمتِ قبلي رو بذارن تو عاشقانه ها ممنون ميشم. اما خوب شايد امكانش نباشه)
سپيده و مرجان ميان سمته ميزه رضا و ميشينن. اوه نه... رضا سپيده رو ميبينه و خشكش ميزنه!
حالا ديگه سپيده هم رضا رو ديده! كار از كار گذشته!
امير: رضا جان ايشون سپيده هستن هموني كه تعريفشو واست كردم!
رضا اشكاش سرازير ميشه. از صندليش بلند ميشه و با صدايه بلند ميگه: سپيده اي كه من عاشقش بودم همين خانومه!
سكوته سنگيني جوُ فرا گرفته. انگار همه زبونشون بند اومده.
رضا با گريه به سپيده ميگه: چرا با من اين كارو كردي؟
سپيده فقط سكوت ميكنه!
رضا با فرياد ميگه: مگه چي برات كم گذاشتم؟!
سپيده و مرجان بلند ميشن و ميرن.
گريه هاي رضا ديگه بند نمياد.امير رضا رو از رستوران ميبره بيرون.
رضا با گريه: يعني به همين راحتي تموم شد؟! باورم نميشه!
امير رضا رو بغل مي كنه و ميگه: گريه كن تا خودتو خالي كني. گريه كن.
رضا: تو واقعا با اون بودي؟
امير هيچي نميگه.
رضا:حالا چيكار كنم؟! مامانم حق داشت. -حالا كه گذشت! فراموشش كن!
امير با رضا كمي دور ميزنن تا رضا اروم شه و بعد از چند ساعت رضا رو ميبره خونه خودشون.
روزه بعد...
رضا بازم زنگ ميزنه به سپيده!
سپيده: چيه؟ -فقط بگو چرا اينكارو كردي؟! -برو بابا.
سپيده گوشي رو قطع ميكنه. رضا دوباره زنگ ميزنه!
سپيده: از جونه من چي ميخاي؟! -فقط بگو چرا؟ -گمشو.
بازم گوشي قطع ميكنه. رضا بازم زنگ مي زنه اما اينبار گوشي خاموشه.
امير گوشي رو از رضا ميگيره و به رضا ميگه: گل پسر حالا كه دستش واست رو شده ديگه چرا زنگ مي رني بهش؟ -ميخام بدونم چرا اينكارو با من كرده؟! -كه بازم گولت بزنه؟! مي دونم سخته اما تو هيچ وقت دليله كارشو نميفهمي (اين رسم زمرني) همه چي تموم شد.
رضا با نفرت: تازه همه چي شروع شده
ادامه دارد...
فانتزی من اینه،دنیای بی کینه
دنیای بی کینه،فانتزی من اینهD:
اقا یکبارم یکی از این دوستامون رو بردیم بیمارستان سرم (صرم ثرم) بهش وصل کنیم حالش بد بود یهو دو نفر دیگه رو اوردن گفتن حالا شما چی شدین یارو گفت من قرص خوردم حالم بده یکی دیگه گفت من مشروب خوردم حالم بده رسید به این رفیق ما این رفیقمون هم داشت از درد میپیچید گفت گوجه سبز خوردم :| بینه خودمون باشه ها ولی بیمارستان از 700 جهت منفجر شد :)) ماهم دیگه اون بیمارستان نرفتیم :|
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 25900
کل بازدید: 533218828










