دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

........یکی از فانتزی های محالم اینکه: ی بار وقتی صپا ساعتمو رو 8 میزارم تا میزنگه خاموشش نکنمو دوباره بخوابم تا11ظهر میشه آیا؟

خیلی دردناکه اره
دنیا واسه همه ی ما برنامه داره

(یاسر بینام)

"من"منم
هیچ "تو"ای هم باعثم نبود

اقا ما یه دختر خاله داریم 5 سالشه!!!!
اومده نقاشی کشیده(به همین برکت) بهمون نشون میده
میگه: میلاد بیاد باست نداشی تشیدم!!
گفتم کو بده ببینم عزیزم (o.0)
گفت: این تویی...... اینم منم...... اینـــــــــــم بچه هامون هستن!!!!!!
به خدا اینا بچه نیستن گودزیلان :)))

مگه اینگه برف بیاد تا بتونیم آدم بسازیم..........

جمعه که روز مرد بود یه خانوم و اقا اومده بودن تو کیف و کفش فروشی مرسده (مرصده -مرثده .....)تو ساری بعد اقا به فروشنه میگه اقا ببخشید چه کفش قشنگ زنونه دارید برای روز مرد برای خانوم بخرم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به خدا اگه دروغ بگم غورباغه شم لایک شما برابر است با بله به این می گن مرد یاد بگیرید

وای نمیدونین چی شد ک ...
یکی از دوستای مهد دخترخالم(پسر!) زنگ زد بهش ک با هم صحبت کنن!(5 سالشونه) دخترخالم هم نامردی نکرد رفت تواتاق دروبست شروع کرد حرف زدن درباره ی آیندشون!
وقتی اومد بیرون بهش میگم چی داشتین میگفتین؟؟ با یه حالت خاصی گف: عـــه به تو چـه؟؟ خـصـوصــی بـــود....!!
ما تا 10 سالگی تو دسشویی مورچه گیر مینداختیم،نجات میدادیم(!)اونوخ اینا..!!!
ینی در اوج ناباوری تف کرد تو شخصیتم...:((

تا حالا توجه کردین همیشه آخر عروسیا یه عالمه آدم آواره پیدا میشه ک همه بهشون میگن تو با ماشین ما بیا...؟؟؟؟

عاقا اعتراف میکنم پارسال ک سوم دبیرستان بودم ی ناظم داشتیم منو 3تا دیگه از دوستام خیلی باهاش لج بودیم وهمیشم ادشو در میاوردیم.البته بیشتر دانش اموزا باهاش لج بودن ولی ما بیشتر...
ی بار بین کلاسای بالا دعوا شده بود/این ناظم مونم اومد ک اینارو از هم جداکنه/عاقا منو اون 3تا دوست دیگم تو این شلوغی از فرصت استفاده کردیم و از پشت هی بشگون(نیشگون) میگرفتیمش..بیچاره تاپشتشو نگا میکرد ک ببینه کیه سریع مخفی میشدیم/جراتم نداشت حرفی بزنه چون ابروش تماما جلو بچه ها میرفت...!!
فک کنم بعد از اون جریان دیگه هیچ وقت تا اخر سال پاشو از دفتر بیرون نزاشت...!!!!!!
واقعا الان پشیمونم از شکنجه هایی ک دادمش :(
ب نظرتون الان با چ رویی برم ازش حلالیت بطلبم؟!!!!!!!
نمیدونین چ دردی داره این عذاب وجدان...:((((((((((((

دلم يك شب آروم ميخواهد
با آهنگي رومانتيك
چندتا شمع
و
يك عالمه تو...

دندون عقلم داره در میاد یه ورصورتم عین گلابی یه وری شده 12 روزه درد میکشم...
آخرین باری که یادم میاد به مامانم التماس کردم مامان برام یه دکتر وقت بگیره ...(مامانم معلمه )
گفت:اه چقدر غر میزنی پاشو سوار بی ارتی (دقت کن میرسونمت و ماشین ببر کجا بود!) برو اون سر شهر درمانگاه دندونتو بکش !
حداقل مسیر--> 2 ساعت با بی ارتی
دندون عقلم :)))))
بی ارتی :|
مامانم :D
من :((
خو مادر بگو مادر واقعیم کوجاس برم دردمو به اون بگم :((

وای باران باران
شیشه پنجره را باران شست ....
از دل من اما چه کسی نقش توراخواهد شست؟
آسمان سربی رنگ من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ
می پرد مرغ نگاهم تا دور
وای باران باران
پر مرغان نگاهم راشست.....
-در میان من وتو فاصله هاست
گاه می اندیشم میتوانی تو به لبخندی این فاصله را برداری
تو توانایی بخشش داری
دست های تو توانایی آن را دارد که مرا
زندگانی بخشد
چشم های تو به من آرامش می بخشد ...
وتو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی
دفتر عمر مرا
با وجود تو شکوهی دیگر
رونقی دیگر هست
می توانی تو به من زندگانی بخشی
یا بگیری از من آن چه را می بخشی.........
گاه می اندیشم
خبر مرگ مرا با تو چه کس می گوید؟
آن زمان که خبرمرگ مرا از کسی می شنوی
روی تو را کاشکی می دیدم
شانه بالا زدنت را-بی قید-
وتکان دادن دستت که -مهم نیست زیاد-
وتکان دادن سر را که-عجیب!عاقبت مرد؟
-افسوس
-کاشکی می دیدم!
من به خود می گویم :
"چه کسی باور کرد جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد؟.....
....با من اکنون چه نشستن ها خاموشی ها
با تو اکنون چه فراموشی ها
چه کسی می خواهد من وتو ما نشویم
خانه اش ویران باد"
(حمید مصدق)


می آیی می شوی تمام زندگی آدمی و وقتی می روی همه چی تمام می شود حتی زندگی

تازه داشتم چایی میخوردم،
یهو چایی چپ شد رو پام سوختم،،مامانم با نگرانی به پام نگا میکرد یهو اومد پامو گرفت بالا گفت؛آخیییییییی چایی ریخت رو قالی :|
من الان تو فکر پیدا کردن مامان واقعیمم:(

قبول دارین مؤثرترین چیزی ک میتونه زندگی آدم رو زیرو رو کنه دعای خیر مادر و پدره؟؟