دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خدايا من اگر بد کنم تورا بنده ديگر بسيار است تو اگر با من مدارا نکنی مرا خدايي ديگر کجاست؟

حضرت فاطمه( علیه السّلام ) می فرمایند:
هرکس عبادت خالصش را به سوی خدا بالا فرستد٬ خداوند برترین مصلحتش را به سوی او پایین می فرستد.

اشک ریختن چشم نمی خواهد ... ،

دل می خواهد ...

مرد که باشی ...
به تن ِ زن اشتیاق داری امّا ...
به زن ِ زن احتیاج ...

یه وقتایی تو زندگیت میرسه
که بايد دستت رو بـــزنی زير چـــــونت
و
جريان زندگيــــت رو فقــــــــط تمــاشا کنی
بعدشـــــــم بگــــی
بــــــــــــــــــــــــ ـــــه درک...

خدایا باور نمیکنم!
خالق نظم دانه های انار زندگی مرا بی نظم چیده باشد!

برادر 5 ساله دوستم...خدایا!!! میگه من بین ستاره و ساناز و مریم موندم...
3 تا شونو دوس دارم...ولی ستاره رو که موهاش تا کمرشه بیشتر دوس دارم...ساناز بیشتر باهام بازی میکنه اونم دوس دارم...
مریمم خوشگله نمیخوام بره با علی دوس شه واسه همین اونم دوس دارم...
تازه هنو مهد میره...بیاد دانشگا فک کنم حرم سرا درست کنه برا خودش.
والا...
ینی من تو کفش موندم...O_o!!!!!!!!!!
این گودزیلاس اونا دارن....
البته ما هم داریما...
در پستهای بعدی از اونم میگم براتون.

بعد از اینهمه تبلیغ کرم و صابون و ... حلزون کم مونده مردم دور گردن این حلزون های بیچاره قلاده بندازن بیارنش تو خیابون

0000سلام دوستای گلم--------(مهندس مملکت م؟ک؟)
///////////////////////////اقا فقط شانسو داشته باشین) ///////////////////
بعد عمری با زید فابریکمون قرار گذاشتیم بریم لب رود خونه (زاینده رود)صفا کنیم////// اقا رفتیم نشستیم کنار ابو// قلیون براه// و گفتیمو خندیدیمو /کلی کیف کردیم/(( راستی اینو بگم که زیدم چادریه) خلاصه یه لحظه دیدم ای خاک تو سرم ((بابام با خالم اینا دارن میان )) تنها کاری که تونسم بکنم سریع گفتم نگار چادرتو بده //چادرشوکشیدم رو سرمو خودمو زدم به خواب روی پای نگار ؟حالا شانس ما اینا هم اومدن نزدیکیای ما نشستن !!!!!!!!!اینا همش به کنار زنگ خوردن گوشیمو بگم که سریع قطعش کردم که دختر خالم گفت چقدر جالب اهنگ زنگ این اقا هه که خوابیده با مهندس مملکت یکیه
اقا خلاصه اون روز حدود 2 ساعت زیر چادر نگار بودم اون طفلیم مجبور شد بگیره بخوابه تا بابام اینا پاشدن رفتن
خلاصه یه روز خیلی با حال همراه با ترس برامون خاطره شد
واقعا روز خیلی توپی بود((( بچه های که از این خاطره های خوب دارن))))) جیغغغغغغغغغغغغغغغغغ .و هورررررررررررررررررااااااااااااااااا

این چه وضعشه
بابا یه نگاهی به دور و برتون بندازید
طرف میاد پست میزاره به خاطر عشقت لایک کن
بعد 50 تا لایک میخوره پستش هم تایید میشه
بعد من اگه از پیوند موفقیت آمیز موش با مارمولک و سوسک بزارم تایید نمیشه میگه جالب نیست
بابا یه نگاهی به دور و برتون بندازید

یاد تو آن ساحل آرامشی است که کشتی سردرگم اقیانوس مواج ذهنم را پناه است.

به نظر من اشتباه محض با تموم وجود عاشق کسی بشی که اصن دوستت نداره.هرچی اصرار کنی جز حقارت چیزی اخرش نیس

یکی از فانتزی هام اینه که یه روز برم سره گوشیم ببینم مخاطب خاصم برام اس ام اس داده بدون اینکه من اول بهش پیام بدم.خداییش اینم فانتزیه من دارم عایا؟؟؟؟

یه روزی مامی و ددی من که در دوران شیرین نامزدی بودن یه روز تو هوای گرم تیرماه از دکتر برمیگشتن. طفلی مامی با ددی رو دروایسی داشته و خجالتی بوده فراوان!یه لحظه دل مامانم هوس اب میوه تگری دپش میکنه ولی نمیتونه به ددی بگه(^_^).میرن میشینن بابا میگه شیر موز سفارش دادم دوس داری؟!مامی برعکس تحویل میگیره شیر بز میشنوه!تو دلش به بابا فوش میده کهتو این گرما شیر بز مگه میچسبه:(یه لحظه گارسون با 2لیوان شیرموووووووز میاد مامی جونم میبینه شیر بززززززز نیس شیر مووووزه! حالا شیر بز:))))) شیر موز:((((((((( کدومش میچشبه تو این گرما؟؟؟؟؟! این مامانه من دارم ایا؟؟؟؟!فداش بشم (@@)

توصیه بابام به من موقع رانندگی
سر کوچه ها یواش تر بپیچ ؛
شاید یکی بی شعورتر از تو پیدا شد که از اونور بیاد :|