دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

♫☼***(محمدرضا)***♫☼

مـیـدونـی چـرا بـارون از پـشـتِ شـیـشـه قـشـنـگـتـره ؟!
چـون بـدونِ ایـن کـه خـیـس بـشـی احـساسـش مـیـکـنـی !!
مـثـل دیـدنِ گـریـه ی کـسـی کـه خـیلـی دوسـتـش داری،
لایـک : هـمـیـنـطـوره مـگـه نـه ؟!!

من قبلا هم غمگین بودم هم تنها اما از وقتی با 4جوک آشنا شدم فقط تنهام.. .
راستی بابا و مامانم از هم طلاق گرفتن
،تو بهزیستی زندگی میکنم،
یک ماهه گوشت نخوردم،
بدبختم، بیچارم،
جون مادرت لایک کن!!!!!!!! خخخخخ.
نه ولی خداییش پست اولمه ..وبرشما واجب است که لایک کنید

حــکــایــتــی سـت غریــب .. شــبهــایــی کــه هَستـی و نَدارمَــت . . .

[تنوع در بدبختي]
[1- بدبختي در بدو تولد ; اين نوع بدبختي از بچگي گريبانگير فرد ميشه و تا سنين بالا و حتي بعد از مرگ ادامه داره [2] بدبختي در ايام كودكي ; كودك بر اثر بي احتياطي و عدم توجه كافي از طرف والدين دچار بخت برگشتگي مزمن ميشه كه با مراقبت و رسيدگي و كمك ساير افراد اطراف احتمال رفع شدنش هست [3] بدبختي در نوجواني : اين هم بدليل اينكه فرد در سن رشد است و تجربه زيادي ندارد شايد دو دستي و يا يهويي خودش را بدبخت بكند كه اين بدبختي از دو حالت خارج نيست : خفيف و وخيم [4] بدبختي در جواني : اين بدبختي ديگه آخرشه و اگه فرد نا اميد بشه تا حد مرگ جبران ناپذیره

یا مهدی ..
بی همگان به سر شود ... بی تو به سر نمی شود

" فــانــتــزیـــه مـــســـیـــحـــا "
یــــکــی از فـــانـــتــزیــام ایـــنـــه کـــه بـــتـــونــم " ازدواج " کـــنـــم ......
نــخـــنــدیـــن بــابـــا ....
بــا ایـــن هــزیـــنـــه هـــا فـانـتزی واقعا ،،، یــخــچــالِ ســایــد بــای ســایــد 8 مــیــلــیــون تــومــن !!!!!!
5ســال پــیــش بــا سه مــیــلــیــون عــروســی و طلــا و جــهــیــزیــه وهــمــه چــی مــیــخــریــدن تــازه
مـــشـــهـــدم مــیــرفــتـــن ، ســوغــاتــی ام مــیــوردن ، بــا بــاقــیــشــم دوشــب شــام مـیـدادن ......
الــان 3مــیــلــیــون ، پــیــش قــســطِ گــوشــی مــوبــایــل خــانـُـمــتــم نــمــیــشــه .....
هـــــعععععععععــــی ......
لــایـــک = مــوافــقــیـــن

بین من وپسرخالم که دانشجویه پزشکی تو تبریزه بحث ازدواج بود و در مورد معیار های درست و اینجورچیزا حرف میزدیم.
بعد وسط بحث دخترخاله بزرگه اومده کنار آبجی کوچیکش پیش ما
خواسته هوای داداششو داشته باشه
برگشته میگه اگه من خواهرت نبودم حتما با تو ازدواج میکردم
گودزیلاااااا برگشته میه:واه واه اینم شد شوهر
من که عمرا زن تو بشم
مرد باید پولدار و خوشتیپ و خوشگل و ب ادب باشه نه مثل تو عینکی و تپل و ...
هیچس دیگه
خونه کللن رو هوا بود
حالا من :))
گودزیلا >_<
دخترخالم 0_o
پسرخالم :((((((((
رئیس سازمان ازدواج آسان :) :( :) :(
)
کللن بمب اتم مثل این زیاد داریم تو فامیل

رفتی؟! به درک!!!!
وعده ما آنروزی باشد که برای
نوازش دستهایم....آغوشم.... بوسه ها ومهربانی هایم....
مثل سگ له له بزنی!
آنروز اگر پشت گوشت را دیدی مرا هم خواهی دید!!!!!

آقا این قضیه راسته !
امروز یه پشه اومد تو اتاق هی به من حمله میکرد آقا منم پش کوش رو برداشتم ... غیب شد ... گفتم جون مادرت ولم کن... پش کوش رو گذاشتم دوباره حمله کرد ... آقا پش کوشو برداشتم گفتم حالا اگه مردی بیا .. اومد صاف نشست رو صفحه لپ تاپم من بدون تامل زدم تو سرش آقا چشت روز بدنبینه ... ترکید و وسط LED یه نقطه که نصفش قرمز و نصفش کرمی بود ایجاد شد!
و هنوز هم در حال تلاش واسه پاک کردنشم که کسی نبینه ...
با کف الکترونیکی - ژل تمیز کننده کی برد و... هرچی دم دست باشه ...
من برم اینو پاک کنم دوباره میام.

یادش بخیر یه تفریح سالمی که داشتیم تو نوجونی این بود که شبا با بچه های محل میشستیم راجب جن و روح صحبت میکردیم و هممون از ترس زهر ترک میشدیم :)))
کیا از این کارا میکردن ؟ :دی

همیشه بعضی موقعه ها اگه تمام فان های دنیا جمع بشن نمیتونن بخندوننت ولی بعضی وقتا با یه جوک بی مزه میخندی ؟
اگه همینجوری هستی لایک کن.

سلام
این اولین مطلب منه
امیدوارم همیشه خنده رو باشید
.
.
.
دیروز اتاقم رو تمیز کردم
آت و آشغالا رو بردم گذاشتم تو اتاق آبجیم
اونم از دانشگاه برگشته دیده کار منو
حالا اون فحش من فحش
بعد یهو جلوی مامانم گفت : برو گمشو
مامانم تیریپ حمایت گرفتش و گفت : دختر نگو اینجوری اگه داداشت گم بشه ما به کی بخندیم؟
من 0_o
خواهرم :)))
مادرم :)))
دلقک سیرک :I
میمونای سیرک :)))
اصن من کشته مرده ی این نقش تاثیرگذارم تو خانوادم :)))

یبارم به دعــــوت دوستان تو یه همایش شرکــت کردم
وسط برنامه بهـــــم گیر دادند که میکــــروفونو بگیر برو روی صحــــنه هر آیتمی که دوســـــت داشتی، اجــــرا کــــن
هیچــــی دیگه مام رفتــــــیم رو سن میکرفونو روشن کردم
من: خب قبل از هر چیز میخواســــــــتم خیر مقدم عرض کنم حضــــــــورتونو تو این همایش
و بعـــــدم دلیل اینکه من الان اینجا حضــــور دارم اینکه ما امشــــــــب به قید قرعه به یکـــــــی از عــــزیزان حاضر در همایــــش یه دســــــتگاه اتومبیل اهدا خواهیم کرد
فقط
فقط کافیه شمـــاره پشت صندلیتونو به شمــاره پیامک 30021 ارســــــــال کنید
عاغا ملتــــو میگی همچی برمیگشتن این ور اونور صندلیا رو چک میکردن که نگو
یه 1 دیقه ی که گذشــــــــت هیچـی پیدا نکردن
منم ریلکـــــــس تو میکرفون گفتم: لـــیدیز اند جتلمنز شـووووخـــــی کردم باوا نکشین خودتونو
یهووو یکی ا اون تـــــه برگشت گف مگــــه نیای پایین بچـــه سوسول من میدونمو و تو
یکی دیگه از اون طرف یه پوست پرتقال پرت کرد بم مام جاخالی دادیم بخیر گذشت:دی
یکی دیگــــــــــشونم برگش گف: جوجه فشن تو اون بالا چه غلطی میکنی عاخه؟؟؟؟
هیچـــی دیگه هرچـــی میومد دستشون پرت میکردن طرف من
منم با یه نگاه معصومانه ا تو میکرفون گفتم:
»»»»غلــــــــــــــط کــــــــــــــردم«««««

خدوندا!
مگر نه اینکه از رگ کردنم به من نزدیکتری...؟
مگر نه اینکه ،مهربان تر از مادر برای منی...!؟
مگر تو مرا با تمام عشق و ارزویت نیافریدی...؟
مگر نمیگویی ،مرا دوست داری...؟
هیچ چیز نمیخواهم ...
فقط...!
لحظه ای مرا به آغوش بکش...
دلم از همه چیز بیشتر...
برایه یک آغوشه مهربان ...
تنگ است!

داشتم امتحان میدادم یهو دیدم مراقبه برگمو گرفت!!!
منو میگی :o
میگم چرا ورقمو گرفتی؟؟!!!
برگشته میگه کارت ورود به جلسه مال خودت نیس!عکس اون ریش نداره ولی تو ریش داری!!!!!!!
ینی اینو گفتن همانا و انفجار سالن امتحان همانا!!!
الان میخام ریشمو بزنم ولی میترسم فردا بگه تو دیروز ریش داشتی حالا چرا ریش نداری؟!!!!!!!!
آخه خدایا چرا من؟!!!!!!!