اگر مُرده ای، بیا و مرا بــبَر...
و اگر زنده ای هنوز...
لااقل خطی، خبری ، خوابی ، خیالی...
بی انصاف...!
یکی از فانتزیام اینه یه پیام برام بیاد سیم کارتتو عوض کن بعد ببینم همراه اول فرستادش ،بعد برم مخابرات شکایت کنم بگن شمارتو یادداشت کن رسیدگی میشه بعد که شمارمو نوشتم دارم از اتاق میرم بیرون خانمه صدام کنه بگه آقا آقا به شکایت شما رسیدگی نمیشه بگم آخه چراااا ،سرشو بندازه زمین بهم بخنده و بگه برو سیم کارتتو عوض کن بعد برم سازمان ملل شکایت کنم سازمان ملل هم بیاد همراه اول رو تحریم کنه هر پیامیش بشه هزار تومن ،بعد اون آقاهه که تو تبلیغا میگه برو سیم کارتتو عوض کن بیاد سر کوچه ما سیم کارت ایرانسل بفروشه و هر صبح از خواب پاشه بره تو آینه نگاه کنه بگه امروز باید کباب پز بخرم ، اصلا داغونم به غران
تنها چيزي كه از درسه رياضي يادم مونده:
همه مربع ها لوزي هستن. اما همه لوزي ها مربع نيستن.
البته ميدونم شماها همينم يادتون نيست
یادش بخیرمعلم کلاس چهارممون یه روز اومد سرکلاس گفت بچه هاهرکی تونس تن تن پشت هم بگه تِرَمقا تِرَمقا تِرَمقا تِرَمقا ماام واسه اینکه استعدادهای بیشمار خودمونو به رخ معلم بکشیم گفتیم اماوقتی خنده های وحشیانه معلمو دیدیم به نیت نیمه شومش پی بردیم اون میخاست به مابفهمونه که تو وجودهمتون یه "قاتردرون"هست که گاهی زمام اموروبدست میگیره خداییشم راس میگفت بعضی وقتاحس میکنم هیچ غلطی نمیتونم بکنم کنترل کارا ازدسم خارج میشه
سوالی که پیش میاد اینکه چرا قاتراینهمه چهارپایان متعدد
اخه معلم قاتردوست بودماداشتیم!؟
خاطرات شهید دکتر مصطفی چمران
سر سفره، سرهنگ گفت "دکتر! به میمنت ورود شما یه بره زده ایم زمین." شانس آوردیم چیزی نخورده بود و این هه عصبانی شد. اگر یک لقمه خورده بود که دیگر معلوم نبود چه کار کند.
بدترین ها را کسانی دارند که قبلا به بهترین ها راضی نبودند ♥
خاطرات شهید دکتر مصطفی چمران
حدود یک ماه برنامه اش این بود؛ صبح تا شب سپاه و برنامه ریزی، شب ها شکار تانک. بعد از ظهرها، اگر کاری پیش نمی آمد، یک ساعتی می خوابید.
فانتزی من اینه که یه بارم که شده تلتکست رو باز کنم خبری از جک های 4 جوک نباشه!
مخصوصا شبکه دو
خاطرات شهید دکتر مصطفی چمران
چند بار رفته بود دنبال نمره اش. استاد نمره نمی داد. دست آخر، استاد گفت "شما نمره گرفته ای، ولی اگر بروی، آزمایشگاه نیروی بزرگی از دست می دهد." خودش می خندید. می گفت "کارم تمام شده بود. نمره ام را نگه داشته بود پیش خودش که من هم بمانم
سلام .باید اعطراف کنم که یکی از بزرگترین لذت زندگیم زمانی که بچه بودم(زمان قبل از گودزیلا هاسال75)هروقت که عروسی دعوت بودیم من توی عروسی نمیرفتم.چرا؟ چون منتظر این بودم که عروسو از آرایشگاه که میارن من سریع برم توی عروسی و بگم:عروسو آوردن.عروس وآوردن که طبق معمول با استقبال خوبی هم طرف نمیشدم ومیخورد تو ذوقم
ولی آخ که حال میداد یک انجور آدمی هستم
عجب وضعیتی:D
سال دیگه کنکور دارم از الان مجبورم درس بخونم(کی گفت خرخون؟؟؟)
خلاصه میشینم درس بخونم بعد از کلی مطالعه میگم حتما یه ساعت گذشته ولی ساعتو نگا میندازم شده 5دقیقه:((
نوبن استراحت هم که میشینم دست کامپیوتربعد از 3 دقیقه میبینم 1/5ساعت دست کامپیوترم:((
هعی :!(
دیروزبامخاطب خاصم داشتم کلکل میکردم برگشت گفت چشات خیلی ریزه دیدم هی وای پیشه دوستام داره ضایع میشه گفتم بذاربه حساب گندگی دماغت وقتی نفس میکشی عین جاروبرقی کم مونده هممونو بکشی تو >البته نمیدونم چرادیگه اس نمیده شایدناراحت شده
در بدن انسان بیشتر از 7 تریلیون عصب وجود دارد.
بعضی از آدمها توانایی اینو دارن که روی تک تک این عصب های لعنتی قدم بزنن!
..و آبی...
..
....چـــــــــــــــــــرا همیــــــــشه ..
.............................................بهــــــــــــــــــــــترین دوســـتانمون..
....بزرگــــــــــــــــترین دشمـــــــــــــــــــانــمون میــــشن ؟؟
..
.....جــــان سخـــت:: به قـــول خودت :""ایــــن یه قــــانــــونه"" عـــزیزم..!!
..
.........
انقدر مواد غذایی گرون شده که اینجانب روزی رو می بینم که مجبور بشیم مثه "کوکب خانم" تو کتاب فارسی جلو مهمون نیمرو و املت بذاریم:-O
آخرین مطالب طنز
فال و طالع بینی
عزیزُم بیا فالت بگیرُم
فال حافظ | فال روزانه | طالع بینی | فال مصری | فال تاروت
فواید خنده
خنده تاریخ انقضا نداره !!! .gif)
.gif)
مجموعه تخصصی فواید ، دانستنیها و رازهای خنده
حمایت میکنیم
+ شادی و کمک به دیگران ( مراکز خیریه )
آمار سایت
بازدید دیروز: 27285
کل بازدید: 535613463










