دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

کاش میشد بعضیا رو قانع کنی پول و تحصیلات خوبه ولی کسی با پول و تحصیلات < ادم > نمیشه.!

مـا پـسـرا بـه شـمـا دخـتـرا رانـنـدگـي يـاد مـيـديـم

حـداقـل شـمـا دخـتـرا هـم بـه مـا خـيـانـت يـاد بـديـد

ایـنـهـمـه زبـان بـلـدم (مـادری، غـیـر مـادری، اشـاره، فـیـزیـکـی، روحـی، تـوهـمـی، ارواح، اشـیـا و ...) هـنـوز نـتـونـسـتـم بـه بـعـضـیـا بـفـهـمـونـم:

بـــــــــــــــه تــــــــــــــو ربـــــــــــــــطـــــــــــی نــــــــــــــداره!

مردم از استرس از بس که این کنکوریا پست گذاشتن که ما استرس داریم.خب خدارو شکر کنکورتون رو هم دادید دو روز دیگه نیاید بگید که استرس داریم واسه رتبمون.فرداش نیاید بگید که استرس داریم واسه اینکه قبول میشیم اون رشته ای که میخوایم یانه!مثلا قبول شدن.فرداش پست میذارن استرس داریم واسه ثبت نام دانشگاه.من ازسه ماه پست میذارن استرس داریم واسه امتحانا و...عزیز من زندگی همش استرسه. عاخه چرا این استرسو به ما انتقال میدید خخخخخخخخ

وای خدا داداشی من نابغه اس!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دیروز کنکور هنر داشته یادش رفته بره بده بعد امروز (الان ساعت 8) که رفته کنکور تجربی بده جلو آینه به خودش میگفت من روزی 23 ساعت میخوندم آماده ی آماده ام (در صورتی که همش الاف میچرخید و اصن نمیخوند) بعد میگه میخوام سلول های مغزمو گول بزنم فکر کنن خوندم!

برای موفقیت کنکوریای شایسته که لیاقت دانشگاه رو دارن صلوات

«از دفتر خاطرات یک دیوانه»

دیروز از فرط افسردگی با مغز رفتم تو دیوار، به حدی که گچ سطح دیوار ریخت

از اونجایی که مغز من خیلی شدیدتر از دیوار پکید، سریع خودم رو به نزدیکترین بیمارستان رسوندم و رفتم سیتی اسکن که یه وقت خدایی نکرده چیزیم نشه...

دکتر سیتی اسکنر که گفت مرگ ندارم ولی حالا فردا نوبت روان پزشک دارم ببینم اون چی میگه......!!

« از دفتر خاطرات یک دیوانه »

بعد از گذشتن سالها از اختراع اپلیدی و سانتریفیوژ و ماکروفر ، عموی ما رفت یدونه از این تلوزیون های بدنه چوبی سیاه سفید که یه در جوبی دودهنه هم داره از یه سمساری برای کارگاهش خرید، اونم با قیمت 5000 تومن (تازه اصلا هم شک نکرد که شاید خراب باشه)...!!
لازم به ذکره که من و پسرش (مسعود) هم همراش بودیم
حال از یه طرف سمساره گیرداده بود که بذار برات روشنش کنم قشنگ شیش تا کانال رو ردیف کنم کیفیتو ببینی کفبر شی (!!) از اینطرف عموی ما میگفت احتیاج نیست حرفت سنده، من قبولت دارم ..!!!!!!

خلاصه بردیمش کارگاه و با استفاده از دوتا تیکه سیم لختی که به عنوان سیم های آنتن از پشت تلوزیون بیرون اومده بود آنتن رو وصل کردیم، عموم هم که فهمیده بود چه کلاهی سرش رفته، زیرلب فحش هایی میداد که اگر بخام بگم 4جوک فیل/تر میشه.....
در همین هنگام پسرعموی ما که رفته بود تو فــاز شروع کرد به ور رفتن با اون پیچپیچکی که کانال رو عوض میکنه که بالاخره یه شبکه پیدا شد که صدا داشت و تصویر سیاه بود ...
مسعود با اندکی تامل رو به باباش گفت : پدر بزرگوارم، خب شاید رادیو بهت انداختن...
که نمیدونم چرا عموی ما از این گفته ی منطقی آزرده خاطر شد و ناراحتیش رو با تعدادی فحش 21+ سال نشون داد

ادامه دارد... (بگردین ادامه ـش باید همین دور و ورا باشه)

بالیک لرن آشکنی بیلر می سن,بیر بیرلرنه دوکونمزلر اما یورگلرنده حیس ادرلر سوگیی,بنده سانا دوکون میورم اما یورگمده سن. ع
شق ماهی هارومیدونی به هم نزدیک نمیشن اما عشقوتو قلباشون حس میکنن منم ب تونزدیک نیستم اماتوقلبمی‏'.

خداوند به فرشتگان عقل داد بدون شهوت ٬ حیوانات را شهوت داد بدون عقل. انسان را شهوت داد با عقل ٬ هر انسانی که عقلش به شهوتش غلبه کند ازفرشتگان برتر و هر انسانی که شهوتش به عقلش غلبه کند از حیوان پست تر است...

با یه قامت شکسته، با نگاهی مات و خسته، سرشو برده تو شونش، یه نفر تنها نشسته، توی تنهاییش یه درده، جای پای قلبی سرده، گل سرخی بوده اما، دیگه پژمرده و زرده، فارغ از دیروز و فرداش، غرقه تو دریای درداش، حسرتش یه عشق نابه، که وفا کنه به عهداش..

سلام دوستان ساعت پنج و نیم صبحه من تازه از مشهد رسیدم ساری اولین کاری که کردم اومدم نمره هامو از سایت دانشگاه گرفتمو یه سری هم به شما زدم، تو حرم واسه همتون دعا کردم الانم به زور چشامو باز نگه داشتم دیگه برم بخوابم

█║▌│█│║▌║││█║▌║▌║█║▌│█│║▌║││█║▌║▌║█║▌│█│║

جـ ــهان جای عجیـبی ست
ایـ ــنجا
هرکـس شلـیک مـی کند
خودش کشـ ــته مـی شود...!!

صدای خرپفش کشتمون !تکونش دادم از خواب پریده،میگه سر صدام اذیتت می‌کنه ؟میگم نه پـَـَـ جنس صداتو دوست دارم می‌خواستم بت بگم سعی‌ کن تو اوج که میری رو تحریرات بیشتر کار کنی‌!

به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی ننه بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

جاتون خالی دیشب داشتیم از باغ برمیگشتیم تو راه دیدیم عروس کشون هس هیچی دیگه ما همه خسته و خرد رفتیم قاطی کسایی ک دنبال عروس بودن هیچی دیگه چشمتون روز بد نبینه جو گرفتمون شروع کردیم دس و جیغ و کل و سبک بازی یهو ی گودزیلایه کفاثط که ماشین بغلی ما بود سرشو از تو ماشین کرده بیرون میگه ایششششش چه عقده ای.خو من چی بگم الان؟
بد کردیم خواسیم شادشون کنیم عایا
گودزیلایه بووووووووووووقه بوووووووق