دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خداییش به اقواممون گفتم که هماهنگ کنیم بریم شنا(مفتیه چیه طرف داخل استخر خودشو کشته نمیریم پیشش شنا)طرف ورداشته میگه شرایطش چیه؟؟؟(جان!بلهههههه!)
منم نگذاشتم نه برداشتم گفتم شرایطش اینه که شرت داشته باشی.
یعنی اولین بارم بود یه نفرو اینقدر ضایع کردم.

دفتر خاطراتت را باز کن...
اگر آن گوشه ای که با غلط گیر پوشانده ای را بتراشی!
احتمالا نام مرا خواهی یافت...

یه رفیق دارم هی میشینه واسه خودش گیتار میزنه و میخونه
بعدم با یه لهن غمگینی میگه
هههههییی چرا یکی نمیاد این همه احساسو درک کنه
خو آخه لامصب تو برو دنبال یکی
بعد اگه نشد اینجوری حس بگیرو آه و واه کن واسه ما
والا به خدا با این احساساتشون

بی تو بودن مشکل نیست محــــــــــــــــال اسـت...

##@@**iman375**@@##
آقا چند روز پيش يه وبلاگ عكس (دقت كنيد حتي عنوانشم عكس است) ساختم توش يه عالمه (حدود 25 آلبوم)عكس گزاشتم
حالا هر روز دارم بهش سرميزنم مي بينم بازديد سايت حدود 200 تاست
ولي بازديد عكس ها تقريبا صفر
حالا من موندم مردم ميان تو سايتم از چي بازديد مي كنند؟؟؟؟

با دیدن بیس صفحه اول 4جوک و دیدن جوک ها به این نتیجه رسیدم که قبلنا الکی غضنفر و حیف نون رو مسخره میکردیم!!! جدیدا خودمون خنده دارتر از اونا شدیم!!!

دِ لــا مـــصــــبـــــــــــــ...
حداقل سعی کن اینو بفهمی
که وقتی فریاد می زنم
تــــنـــــهــــــامـــــ
نه اینکه کسی کنارم نیست
هست ولی اون کس
تــــــــــــو نیستی......

عاغا ما(من و هم کلاسیام) عادت داشتیم همه ی سوتی هایی رو که تو طول سال تحصیلی می دیدیم ثبت و ضبط(زبت،ذبط،ظبط،ذبت و...) کنیم
اخر سال وقتی نگاه کردیم به این نتیجه رسیدیم که روزای امتحان تعداد سوتیا 100 برابر میشه
چه معلم،چه دانش اموز،چه مدیر همه سوتی میدادن
اونم چه سوتیایییییییی!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
واسه یه روزشو مینویسم با هم بخندیم
معلم عربی======>شهاب سنگ======>سهاب شنگ
معلم عربی======>اسب سوار======>ابس سوار
معلم عربی======>کپک======>کفک
(غلط نکنم معلم عربیو یه چیزی زده بوده)
دوستم======>یه سمند و یه الگانس پلیس======>یه سمند الگانس
اون یکی دوستم======>اشپزخونه======>اسپش خونه
این یک دهم سوتیای یه روزه یقیش چیز داره نمیشه گفت
یه سریشم تلفظیه نمیشه نوشت

عجب جوش و خروشی بود عشقت/خراب باده نوشی بود عشقت
بهشتم را به سیبی داد بر باد/عجب آدم فروشی بود عشقت...

بچه ها1سوال:این سروان عزیزی(هوش سیاه)بسلامتی کی ازدواج کردن و باکی؟تو سری قبل که حلقه نداشت تازه اون همکار قبلیش هم داءم دور و ورش می پلکید!اما الان که خبری ازش نیس!نه واقعا چرا با روح و روان ما جوونا بازی میکنن؟
لایک:مگه فضولی؟!!!
جواب لایک:نه کنجکاوم

گل بود به سبزه نیز آراسته شد:بچه های مردم کم بودن،پسر و دختر این یارو کارآگاهه تو هوش سیاه هم بهش اضافه شدن؛آخه نویسنده عزیز چرا با زندگی ماجوونا بازی میکنی؟!این پدر و مادرای ماها قول چیزی بهت دادن؟

رفتم پیژامه از کمد برداشتم پوشیدم بابام میگه از تو کمد برداشتی؟
پ ن پ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم.

به بعضیا نباید چیزی گفت!!!!
باید به حرف دلشون گوش کرد...

بعضیام تو همین 4jok هستن ک میدونن کی پستا تایید میشن!
اون موقعه میذارن پستاشون درجا تایید میشه و میاد صفحه اول!!!!
لایک= ب مام یاد بدید!

یکی از کارایی که بچه بودیم تو مدرسه انجام میدادیم(یادش بخیر)
وقتی برق می رفت کل مدرسه می رفت رو هوا همه بلند جیغ می زدند بنده خدا معلما نمی دونستند چی کنن از ترس فرار میکردن..(لایک==موافقم یادش بخیر)
چقدر وقت الکی می رفت...