دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

جوک جدید

  250611

رفتم خاستگاری:

دختره گفت ماشین داری؟

گفتم آره دوتا یکی مال خودمه یکی مال مادرمه که اونم بیشتر اوقات من استفاده میکنم..

دختره چشاش گرد شد گفت ماشینتون چیه؟

گفتم مال خودم ریش تراش مال مادرم لباسشویی…

خانوادگی تا در خونه دنبالمون کردن

  250603

با این سیلی که داره میاد
انتظار میره حسن روحانی با یه کشتی بره دمه مجلس هر مسئولیو که ازش راضی بوده سوار کنه بقیرم بزاره تو سیل غرق شن

چند سال بعدم شاعرا شعر میگن
نون خور دولت با مردم بنشست دولته اختلاسگرش گم شد
خر مملکت روزی چند پی گرگان گرفت و مسئول شد

  250602

سیلی عظیم زده دهنه مملکتو صاف کرده و مسئولین هم در این مورد هیچ گوهی نخوردن
اما صدا و سیما یجوری از همت و تلاش بلند بالا و پولادین مسئولین تعریف میکنه
که انگار امام زمان ظهور کرده

دیگه نگم برات

  250599

به فرزندان خود پرواز وشنا کردن بیاموزید
چه وضعیتی داریم
کشور یا رو هواست یا رو آب


  250598

الان داره تو اخبار آمریکا نشون میده ایران و میگه به عذاب الهی رسیدند!!!!!!

  250597

من مطمئنم هزارسال دیگه تو تاریخ بچه ها اسم ایران و میارن مینویسن به عذاب الهی گرفتار میشدند همش ولی خودشون نمیفهمیدن !!!!!!
خدایا بسه دیگه..:(

  250596

پرايد ۵٠ ميليونى ديگه جاى پا براى پدال نميخواد
جاى سُم بايد بذارن

  250595

خود خارجیا وقتی چیزیو نمیفمن میگن "هن"
بعد تو ميگی what ؟

  250589

¡|¡||¡|¡||sadegh||¡|¡||¡|¡

تو مملکت ما وقتی سیل یا زلزله میاد، تنها کاری که سازمانهای دولتی خوب و سریع انجامش میدن،
اعلام شماره حساب واسه واریز کمک‌های مردمیه!
#ایران من تسلیت_شیراز من تسلیت

  250588

‏الان احسان علیخانی دربه‌در دنبال شماره ی خونواده هایی هس که تو این سیل کسی رو از دست دادن

  250587

‏وقتی دم دروازه قرآن بلای طبیعی نازل میشه وای به حال بچه های دروازه غار، باید برن نوک تپه:/

  250579

تو شیراز "سیل بند" رو سیل خراب کرده، عزیزم اون که دیگه سیل بند نیست، تُف بنده :|

  250577

امروز مهمون اومد خونمون با ی بسته شیرینی
هیچی دیگه بابام همونارم نزاشت مامانم بیاره جلوشون

  250575

مسافران در هواپیما در حال گوش کردن به صحبت های کاپیتان بودند که کاپیتان فریاد زد:یا ابلفضل.
همه ی مسافران سکوت کردن و با ترس به هم نگاه میکردن که یهو کاپیتان گفت:نگران نباشید قهوه داشت میریخت رو شلوار که نریخت.
یکی از مسافرا گفت: ای بر پدرت ببین به سر شلوارای ما چی اومد.

  250573

عجب رسمیه ، رسم زمونه

خونه‌ مون عیدا ، پر از مهمونه

می‌ رن مهمونا ، از اونا فقط

آشغال میوه ، به جا می‌مونه !

کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟

کجا رفت اون موز ؟ خدا می‌ دونه !



‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌