دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

اعتراف میکنم

  137281

اعتراف می کنم سال اول دانشگاه شدیدا به یکی از دخترها علاقه مند شده بودم و روم نمیشد بهش بگم ،همیشه آرزو می کردم بهش ماشین بزنه دم دانشگاه و من ببرمش بیمارستان و نجاتش بدم بلکه عاشقم شه!!

  137280

اعتراف میکنم بچه بودم فکر میکردم من و خواهر برادرم مثل میوه از درخت آویزون بودیم یه روز پدر مادرمون اومدن ما رو چیدن گذاشتن سبد آوردن خونه..

  137279

تو یه مهمونی به یه بچه گفتم : خاله جون چند سالته ؟
گفت : هرچقدرم کوچیک باشم از لحاظ عقلی از تو بزرگترم !
تو حالا میخوای با این سوالت بگی من کوچیکتر از توام ؟!
در ضمن خاله هم عمته !
هیچی دیگه با خاک یکسان شدم :|

  137274

اعتراف میکنم به قول یاس:
آدم تو محدودیت ها ستاره میشه
اون زمان که هرکس میتونست 3 تا پست تو 4jok بذاره سریع پستام تایید میشد اما از وقتی گذاشتن 1 پست در روز دیگه اصن وقت نمیرسه پست های منو نگاه کنن از ساعت 12 دیشب 92/10/17 تا الان بازم 12 شب که وارد هجدهم شدیم هنوز تایید نشده !!!
حالا هی بگید میثم پست بذار
به قول معروف خودم :
میثما تو پست بنویس و در 4jok انذار

  137272

خوشمزه ترین خوردنی دوران بچگیم پرتقال پیوندی هایی بود که میزاشتم توفریزر یخ میکرد بعد میخوردم!!!!!!!!!!!!
یا نون خامه ایهایی که میزاشتم فریزر یخ میکرد مزه بستنی قیفی میداد!!!!!!!
ولی خدایی خوشمزه بودنا!
هرکی هوس کرد لایک کنه

  137269

اعتراف میکنم من منتظرم تا یکی خمیازه بکشه تا منم زودی دستمو تا ارنج تو حلقش کنم تا خمیازش بهش زهر شه.... :-))

بله همچین ادم خبیثیم من :)
اینقد میچسبه امتحان کنید......پشیمون نمشید

  137173

اعتراف میکنم: واقع گراترین آدمی دیدم اون آقایی بود که امروز توی ایستگاه کلاه گیسش رو برداشت، سرشو با لذت خاروند بعدم گذاشت سر جاش! (0_0)

  137166

اعتراف میکنم دوران دبیرستان هروقت حوصله درس خوندن نداشتم.خودمو به مریضی می زدم حتی چندبار فرستادنم خونه:-Dخودمونیم ولی حالا که فکرشومیکنم میبینم چه جونوری بودم من:|

  137163

هر کی یه کاسه صبری داره ولی
.
.
.
کاسه نداشتیم به جاش از آفتابه استفاده میکنم
:)

  137162

اعتراف میکنم بچه که بودم کلیپ می دیدم فکر می کردم پسره بابای دختره است و به چند دلیل به دختره حسودیم می شد باباش جوونتر بود، لباسای خوشگل تنش بود ولی من پیراهن مامان دوز تنم بود، باباش ترانه های مختلف با آهنگ براش میخوند ولی بابای من یه ترانه بلد بود .. اینو: نازلی قیزیم دوزلی قیزیم مارال قیزیم کهلیک قیزیم ..... پوخلی قیزیم...

  137157

اعتراف مي كنم كه...
ساليان سال گذشت و من همچنان موفق نشدم كه به مردم بفهمونم كه هر ادم چشم سبزي لزوما خوشكل نيست...بخدا نيست....
مديونيد اگه فكركنيد من چشمام سبزنيست واز حسوديه ه ه ه ه ه

  137154

برنامه امتحانی مدرسه ما خیلی میزونه..
برای هر امتحان 2 روز وقت گذاشتن تا ما حسسابی درس بخونیم. . . .
دستشون درد نکنه دمشون گرم...
ولی یه نکته ای وجود داره که روز اول به گشتو گذار تو 4 جوک و البته پیدا کردن پست باحال واسه ارسال میگذره. . . !
و اما روز دوم :
واسه اینکه ببینی پسته چند تا لایک خورده...!!!
شمام مثه منید عایا...!!؟ (^-^)

  137133

اعتراف می کنم تنها پپس ازگذشت سه ماه عضویت مفتخر شدم ب 39 امتیااااز دست یابم..
جا داره همین جا از بخش مدیریت تشکر کنم ک در این راه خیلی کمکم کردن و 35 امتیاز ب من هدیه دادن....

  137130

اعتراف میکنم : یکی از دوشواری هام همیشه این بوده وقتی دارم آزمایش خون میدم و سوزن تو رگمه زلزله بیاد . اصن ی وضی ،لایک‏=آره طفلی راست میگه،مسولین رسیدگی کنند

  137128

اعتراف می کنم 15 سالم که بود خیلی از سرم زدن خوشم میامدبرای همین هفته ای یک بار یک لیوان اب لیمو ترش می خوردم تا فشارم بره روی هشت تابرم دکتر بهم سرم بزنن
نه .یک وقت فکر نکنید از تیمارستان فرار کردم