دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  62471

واقعا با این همراه اول هیچکس تنها نیست ...........
بازم امسال غافلگیرم کرد........ نمیدونم سال چندمه که تولدمو بهم تبریک میگه اما واقعا میگم خودم یادم نبود....
دمت گرم همراه اول:D

  62465

برای بچـــــه دوستــــم آدامس مــــوزی خــــــریدم ،
.
.
.
.
.
.
برگشته میگه من من آدامس تریــــدنت میخـــــوام !!
والا ما بچه بودیم لاستیک میجویدیم بجای آدامس :)

  62429

تقریبا بعد 2 روز خسته و کوفته رسیدم خونه..دیدم مامانم داره ظرف میشوره رفتم بوسش کردم گفتم من میدونم مامانم منو از همه بچه هاش بیشتر دوس داره مخصوصا از اون دوتا پسر دیگش..برگشته میگه نه والا فرقی برام ندارین از همتون بیزارم..
من :O :|
عشق مادری :|

  62412

عاقا اينجايي كه من خدمت ميكنم مردم به لحجه خودشون به زنبور ميگن "بز‏"‏ (Bez‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏)‏‏
چند روز پيش تو آسايشگاه با بقيه بچه ها نشسته بوديم؛ منم داشتم يه خاطره تعريف ميكردم اومدم تريپ معرفت وردارم با لحجه خودشون باهاشون صحبت كنم اشتباهي به زنبور گفتم "بيزز‏"‏...‏
عاقا چشمتون روز بد نبينه تا حالا اينطوري تخريب شخصيتي نشده بودم؛ يني چنان بهم خنديدن كه رنگ صورت بعضياشون ارغواني و كهربايي شد...‏
هيچي ديگه بلند شدم نفري يه تو گوشي بهشون زدم تا ساكت شدن...

  62408

تو کلاس نشسته بودیم، دوستم داشت بدجوری دست تو دماغ کرده بود هی می پیچوند، برگشتم بهش گفتم این انگشتت رو هم از این ور بکن تو تا غافلگیر بشن.

  62369

یبار بامامیم دعوام شد اومدم اعتصاب کنم که شاید از گشنگی غش کنم کسی تحویلم بگیره اعتصابم 3روزه بود صبح تاشب تواتاق بودم به افق خیره بودم آقا از قضا همون روز یارانه ها واریز شده بود مامانه بنده ام جشن گرفته بود یه کیسه هله هوله گرفته بود شامم ماکرونی واسنک غذاهای مورد علاقه منو درست کرده بود حالامن تواتاق داره چشم وسوم میره هی خودم ونگه میدارم هربارخواهرم بایه چی میومد تو اتاق تادق کنم دیگه داشتم دیونه میشدم صدای تخمه ام توسرم اسکی میکرد هیچی خودم ونگه داشتم ههچی نخوردم اونام نامردی نکردن دخل همه چیو در آوردن منو هویجم حساب نکردن فردا هم کباب زدن من بازم غذانخوردم دیگه داشتم میمردم کسی ام منوآدم حساب نکرد نزدیکای غروب بود هی راه میرفتم توخونه تاسرم گیج بره بیوفتم لامصب سرم گیج نمیرفت که گفتم الکی خودم وبه غش بزنم اومد هلک هلک توحال خودم وسط راهرو انداختم مثلأ غش کردم خواهرم ومامانم پریدن سمتم هجوم آوردن آقا خواهرم تامن صداکرد من خندم گرفت هیچی دیگه لو رفتم الانم 2ماهه مزهکی مجالسم

  62364

بچه های 4جوکی من از فردا 4جوک نمیام، خو چه کاریه میشینم تو خونه تلویزیونو روشن میکنم پیام بازرگانی های وسطای برنامه هارو نیگا میکنم تازه از ساعت 11-12 به بعد هم تبلیغ هاش مسخره تر میشی منم بیشتر میخندم.خدا هم هر چی میخوان به ای سازنده های این برنامه ها بده عوض اینکه باعث بالا رفتن خریدار ها بشن دل مردمو شاد میکنن.والللللللللللللللللللللللا؛))))))))))))))))

  62362

این پسر عمه ی من خیلی اسکل تشریف داره سر همین کارای اسکلیش هم با هم بحثمون شده،وسط دعوا برگشته میگه یادته بچه بودی اومدی خونمون شب هم خوابیدی صبح صبحونه مامانم یه کره ی گنده رو برداشت عسل ریخت روش تو برداشتی نصفشو با نون خوردی!!!حلا وسط دعوا یهو ترکیدم از خنده اونم هنوز عصبانی داره منو نیگا میکنه.
آخه این چه ربطی داشت این وسط من موندم یعنی چی آخه خو تو هم خوردی که!!!!!برای همینه که میگم اسکله؛))))))

  62343

دوستم به مخاطب خاصش میگه گوشیم دسه خودم نیس زنگ نزن در واقع میپیچوندش بعد طرف از یه شماره دیگه بهش زنگ میزنه اینم برمیداره میبینه خودشه هول میکنه قطع میکنه
بعد فرداش پسره میبینتش میگه چرا قطع کردی دوستمم میگه باد زد قطع شد
یعنی دلیلش از عرض تو حلقه خودش :))

  62342

خواهرم(دهه هشتادي:-S)پوستش خيلي سفيده،رفتيم خونه خالم برگشت گفت:خاله دقت كردين وقتي من ميام خونتون نوراني ميشه!!
خاله:-o
لامپ كم مصرف:-S
خواهرم:-D

  62341

معلم کله کتابو امتحان گذاشته اونم غیره تستی از کلاس که رفت بیرون یکی از بچه ها برمیگرده میگه توله سگه , .....
بعد که دلش خنک میشه یکی بلند میشه میگه من دختر عمه شم
کصافط تا حالا رو نکرده بود
الانم از همه بچه های 4جوک برای دوستم التماس دعا دارم

  62337

اومدم خونه میبینم همه خوابن چراغو روشن نمیکنم بیدار نشن
یهو میبیم یکی از رو تخت پرید پایین زااارت با چتر کوبید پشته ما برمیگردم میبینم گودزیلاس میگم چته ؟
میگه فک کردم دزده
گودزیلا محتاطه ما داریم عایا؟
گودزیلا واقعا فک میکرذه من دزدم یا از قصد زده عایا؟
هر کی میگه گزینه 2 لایک کنه :))

  62329

مامانم به بابام میگه زهرا عین توئه مثل خرس میگیره میخوابه!!!
بعد دید اوضاع خراب شده گفت چیه خرسم آدمه دیگه!!!
ینی همچین مامان قانع کننده ای من دارم!

  62326

آورده اند که:روزی از روزها حکیم سخنور مهدیF16به پسر عموی گودزیلایش بفرمودی:چهره ات همچو میمون است ای انسان!!!
پسر عموی گودزیلایش در پاسخ وی سبک بفرمود:چهره تو نیز همچو انسان است ای میمون!!!...........هیچ دگر حکیم دچار یاس فلسفی بشدی
حاضر جوابی گودزیلاهای معاصر در ژرفای حلق حکیم باد

  62321

نشستم دارم فک میکنم یه دستم عینک بود یه دستمم دستمال کاغذی خواستم دستمالو بندازم دور به جاش عینکمو انداختم سطل اشغال دستمال دماغیو مالیدم به چشمم یه لحظه فک کردم اینجا یه چیز اشتباهه به خودم اومدم دیدم بعله چه سوتیی دادم خدا رو شکر کسی اونورا نبود.....فقط عینکم این وسط حیف شد یکی بیاد از تو سطل اشغال درش بیاره..... خداییش چند بار خودتون اینجوری شدین؟؟؟؟