دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  33917

بچه خواهر شوهرم 4 سالشه منو هم خیلی دوست داره. رفتیم خونشون اومده به شوهرم میگه دایی تو مهندسی هرجا بری بهت زن میدن زن دایی رو بده به من برو واسه خودت یه زن دیگه بگیر مارو میگی فکمون چسبید به زمین. فقط میتونم بگم خدایا مارو از دست این اجوزه ها محافظت بفرما

  33915

عاغا ديروز ظهر مى خواستم بخوابم گوشى رو گذاشتم رو تايمر كه ساعت ٥:٣٠ بيدار شم.بعد هيچى ديگه خوابيدم بر اثر چى اَ خواب بيدار شدم نفهميدم.اون لحظه مغز و هواس شش گانه به كل رو استند باى بود.
خلاصه پا شدم حاضر شدم رفتم بيرون سوار ماشين شدم پشت چراغ قرمز همينجورى به اطراف نگاه كردم ديدم هوا چرا هنو تاريك نشده؟!
تايمر گوشى همونجا شروع كرد به نواختن :-|
ساعت ماشينو نگاه كردم ديدم هنو ٤:٣٠ نشده من چرا اينجام الان ..!
به خدا يه لحظه آلزايمر رو ديدم كنارم نشسته داره ميخنده بهم : (
خدايى افكار نابـــــــود شدس ما داريم ! :-|
شما هم اينجورى شدين تاحالا ؟

  33908

از بس با مشتريا خوش و بش كردم؛ اون روز رفتم خريد وارد كه شدم گفتم:خيلي خوش اومدين!ميخواستم پول بدم هي ميگفتم قابل نداره مهمون ما باشين!!

  33899

چند سال پيش ك ميخواستم گواهي نامه بگيرم،كله صب پاشدم برم ك امتحان توشهري بدم افسره اسماي گروه مارو خوندو ب من گف شما بشين پشت فرمون منم نشستم ديدم در جلو هم باز شد يكي نشست منم راه افتادم ي پنج دقه اي گذشت گفتم جناب چكار كنم يارو برگشت گف جناب كيه منم امدم امتحان بدم
من :-O
يارو :-))
افراد عقب ماشين :-))
هيچي ديگ افسره سوار نكرده بوديم جا گذاشته بوديمش
ع يادم رفت قيافه افسره :-O

  33889

یکی از کارای مهمم اینه که توی مترو یه ایستگاه قبل پیاده شدنم بلند میشم و جامو میدم به دیگری
نمیدونید که اون لحظه که با خوشحالی ازم تشکر میکنه اشک تو چشام جم میشه

  33886

اون مـوقع ها که آلبوم قلب یخی مازیار فلاحـی اومده بـود ، دوس دخـدرم (خدای سوتـی) رفتـه بود آلبومشو بخره به یـارو میگه : آقـا ببخشید آلبوم مازیـار یـخی رو دارید؟
یـنی میگفت فروشندهه انقدر خنـدیده بود که باهاش نصف قیمت حـساب کرده بود!!

  33884

اقا دخترخالم اس داد سلام رامين مياي بريم كافه گفتم كيا هستن گف من سونيا فاطيما گفتم باش بياين فلان جا بريم،رفتيم كافه گفتم قليون ميكشيد همشون گفتن اره (من اهل قليون نيستم) ب يارو گفتم ي قليون اورد
راتا بعد اولين كام:-X
سونيا" " " :-@
فاطيما" " " :'-(
همشون درحال سرفه كردن
خو مگ مجبوريد از الكي بگيد قليون ميكشيم
هيچي ديگ چاي و بستني خورديم و كلي خنديديم ب اين ميگن تفريح سالم

  33879

دختر داییم وقتی 7-8 ساله بود عاشق اسم گلناز بود!یه بار تو حرم امام رضا گمشده بود آقا داییم و زنداییم رفتن قسمت گمشده گفتن فاطره اصغری دارین گفتن نه!خلاصه چندساعت تمام حرم رو زیرورو کردن وهر چند دیقه میرفتن قسمت گمشده ها که ببین یوقت نیاوردنش آخرش مسئول اونجا شاکی میشه میگه آقا ما یه اصغری بیشتر نداریم اونم گلناز اصغریه!
نگو دختر دایی مارفته خودشو به اسم گلناز معرفی کرده!بماند که داییم وزن داییم چیکار کردن فقط بعد ازاون روز دیگه هیچکس نشنید دختر داییم اسم گلناز رو بیاره!!!!:)))

  33873

اینی که میگم مال چندسال پیشه که میرفتم دبیرستان.شیفت عصر بودیم یه روز خسته وکوفته از مدرسه اومدم همونجا تو هال ولو شدم گرفتم خوابیدم.منم خوابم سنگین قشنگ 4.5 ساعتی خوابیدم آخر شب بیدار شدم یادم اومد خواهرم گفته بود عموم قراره بیاد خونمون گفتم عمو اینا نیومدن؟
گفت چرا!تو خواب بودی دلمون نیومد بیدارت کنیم .عوضش بچه ها(عموم 3 تا بچه کوچیک داشت)روت بازی میکردن وپوست های میوه رو تو دهنت میکردن و...تو هم همینطور بیهوش اونجا افتاده بودی!ماهم تو رونگاه میکردیم جات خالی کلی خندیدیم بهت!!
من:o
خواهرم:)
دختر عموهای نازنینم! :)))

  33861

زینگ رینگ
مــن : بله بفرمایید
اونور خط : ببخــشید این خطِ نازنینه؟
مـــن :بله بفرمایید
اونور خط با تعجب : نازنین کجاســت؟
من : همینجاســت! رفته بیرون الان میاد ...
اونــور خط پرید وسط حرفم با عصبانیت : نازنین آشغال ...یعنـــی چی رفته بیرون؟؟؟؟
من : ببخشـــید اگه امکان داره با دوســـت دختر من درست صحبت کنید
اونور خط در حال انفجـــار : گوشی رو سریع بده بهش مرتیکه عوضــــی
من : شوخـــی کردم آقا اشتباه گرفتید ...
اونور خط : کصاااااااااافتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
گوشــــی رو قطع کرد
مـــن : =))))))))))))))))))))
هــی چــی دیگه 2 تا اس ام اس زده هر چـــی از دهنش در اومده گفته و کلــی تهدیدم کرده!!
آخــــــــــــــــــــی چه روز خوبی !!
D:

  33860

مرض قند بگیرم اگه دروغ بگم....
الان یه هفته اس هرروز صب که میرم دفترکارم... یههکی نامه مینویسه میندازه زیر در که :دوست دارم و..... یه شماره ایرانسل هم زیرش نوشته....بعد توی نامه سفارش کرده که به همرا اولش زنگ بزنم...!!!
من:o-0 ...
خو مگه حالت خوب نی.؟... همون اول بگوچته تا آدم معالجت کنه ....والااااه
.فسفر مغز در حد میگو سوخاری...

  33859

یکی از دوستام توی ای سی یو بیمارستان بود رفتم به حراستیه که هیکلش لآقل دوازده برابر من با سیبیل دو کیلویی بود میگم عاغا ای سیو کجاست میگه از خونه مادربزرگه رد میشی میری کنار خونه پدر پسر شجاست
دقیقا ادرس درست داد سرمو انداختم پایین و رفتم خونمون

  33857

مـــن توی مدرســـه جزو اون کولـــی هایی بودم کـــه وقتـــی برق میومـــد نعععععره مـــیزدم صلوات میفرســـتادم.
محض اینکه ده ثانیه ام کـــه شده وقــــت کلاسو بگیرم :دی

  33856

اســتاد : تو خععععلی آدم مارمـــولک و آب زیـــر کاهی هستی ..
مـــن : اگه راست می‌گین یه دونه‌اش رو بگین .. تهمت زدین ، باید ثابـــت کنید:دی
اســتاد : همین که نمیشه مثال زد و ثابت کرد ، همـــین ، همین خودش بهـــترین دلیله ..
من :|
استاده داریم؟؟؟

  33851

آقـــا یه بـــارم , مــامــان خــانوم منُ گــذاش شــرکتٍ بــابــام که بـــره دانشگــاه یعنــی کلاً وختـــــی اَ مهــدکودک میــومدم ویــلـــون بــــودم خونه فک و فامیـــل اون روز نمیــــدونم چی شد منُ گذاش پیـــشٍ بـــابـــام!
بــابــامم جلســـه داش چن ساعــت دیگـــــه! از اون جایی که میـــدونس مـــن چقد آتیــش میسوزونم گف:
امیـــــر , بــابــایی اذیت نکنی بمـــون پیشٍ خــانــوم منشـــی منــم به کــارم بـــرسم! :)
مـــن: نخیــــرم من میخــام بیام پیشٍ شمـــــا؟!!!!!
آقا حریـــفم نشدن, نمیــــدونم چی شد خـــوابم بـــرد تو اتــاق جلســـه اش!!!
یهـــو از خــــواب بیــدار شدم احســـاس کـــردم جیش دارم!! صــدایٍ آقـــایون هــم میومد!
آقا دیدم نمیتونم خودمو نگـــه دارممممم! پـــریدم گفتم: بـــابـــا ریخت! بـــابـــا ریخت!
آقا همشون ریختن ســـرم بوس و تف مـــالی!!!!
یه کت شلوار خوشگلــــه بغلـــم کرد خدایٍ مـــن! چه پســـر کــوچــمولویٍ نـــازی آقا فشــارم میداد!
منـــم هی اومدم آبـــرو ریــزی نکنم , نشد! گــورٍ پـــدرٍ آبــــرو! مثـــانــم تــرکید! بعـــله آبیـــاریش کــــردم!
بعد زدمممم زیــرٍ گــــریه: بیشــــــــــور چـــرا فشارم دادی که بــــریزه؟!
آقـــا همه هـــارهـــار میخنــدیدن!
بـــابـــام: بچــــه پــــررو!!!
آقایی که جیشـــی شده بود:(((((((
سایـــرٍ آقایون:))))))
مــــن:(@_@)