دسته بندی ها

منوی اصلی

طنز

جوک ها

پیامک ها

پیامک موضوعی

پیامک مناسبتی

مرامنامه 4جوک

خاطرات خنده دار

  39346

امروز تو اتوبوس يه بنده خدايي نشسته بود كنارم با گوشي آيفون 5ش داشت حرف ميزد اونم با داد
مهم ترين بحث حرفشم اين بود كه دنيا ارزش حرص زدن نداره پول فلانه و دو روز ديگه ميخوايم بميريم و از اين حرفا
منم بهش گفتم آقا شما به اين حرفايي كه ميزني اعتقاد داري؟
گفت بعله آقا چطور
گفتم اگه پول برا شوما بي ارزشه برا ما ارزش داره اون گوشيتو بدي من كلي از كارامو راه ميندازه
نميدونم يهو چرا گوشيشو قطع كرد تو ايستگاه بعد از اتوبوس پريد پايين :\

  39340

مشتری اومده میگه آقا شماره فکستو بده برام یه چیزی فکس کنن
دادم بهش
برگشته خیلی با اعتماد به نفس وبا قیافه من خیلی حالیمه: آقا فکستون دورنگاره دیگه؟
خو بابا سوالای زیر بپرس بتونم جواب بدم
ای بابا

  39339

آقا سر کلاس نشسته بودیم استادم ته کلاس واساده بود داشت درسو توضیح میداد... منم ته کلاس بودم با بیی حوصلگی گوش میکردم... حالا هرروز کلاسو میترکوندیما ولی اونروز هیشکی وقت کلاسو نمیگرف(تف تو ذاتتون).استاد همینطوری که توضیح میدادگفت بذاریدبرم رو تخته شکلشو بکشم... تااز بغلم رد شد بابی حالی گفتم استاد رسیدی زنگ بزن:-)) خخخخخخخخ وآن زمان بود که قفلمون باز شدو بچه ها رو زمین قلت میزدن. استادم نه حذف کرد نه بیرونم کرد،رفت نشست سرجاش هی یه نیگا به من هی:-)))))

  39334

عاقا به جان خودم این سیمکارتای ایرانسل هوشمندن میپرسین چرا یه مدت سیمکارتم انتن دهیش خیلی بد شده بود هر چی اس میدادم تایید نمیشد با خودم گفتم اینجوری نمیشه رفتم یه سیمکارت رایتل(ینی الان تبلیغ شد؟) ثبت نام کردم عاقا از اون روز به بعد هر اسی که با ایرانسلم میفرستم هنوز سندو نزدم دلیور میشه دیگه از مکالماتم نگو که انقد واضحه انگار طرف بغل دستم نشسته هیچی دیگه هر وقت انتن دهیم بد شه سیمکارتو تهدید میکنم که اگه درست نشی رایتلو میندازم اون بنده خدام انتن دهیش میشه در حد بنز:دی شمام امتحان کنین حتما جواب میده.خخخخخخخخخخخ

  39333

یادمه سال دوم کامپیوتر داشتیم ی ذره شوت میزد :D
رفتیم سر کلاس دیدم همین معلمه یک گوشی لمسی گرفته خوشحاله
یکی از بچه ها زنگ اول غایب بود
زنگ دوم اومد نشست سر کلاس
معلممون بعد 45 دقیقه فهمید این اومده بعد گفت آقای فلانی چرا زنگ اول غایب بودی
ما به دوستمون گفتیم معلم گوشی جدید خریده
دوستم گفت آقا گوشی جدید مبارک اسمش چیه؟
معلممون گفت مرسی (اسم گوشیو یادم نیست) گفت فلان اسم
دوستم پرسید اون گوشتونو چکار کردین؟
معلممون گفت خونس
و اینطور شد که معلم یادش رفت واسه چی اومده طرف دوستم
من و بچه ها =)))))
معلم :)
گوشی معلم :D

  39319

طــرف غـریــبه نبـود خـودمــونــی بــود ولیــخوو...
علیرضـا : مانــی زبانـت خوبه؟؟؟؟
منــم کلــی افــه اومــدمو از خــودم تعــریـف کــردمــو قومــپوز در کــردیــم کــه پــــَ چـــی ؟من همینجوری رفتــم سـرجلــسه زبــان تخــصــصیو33 درصــد زدم
علیرضـا : کمــکم میکــنی؟
مـــن : دادا در خــدمتــتیم در بســـــت!
اونــم رفــت جــزوشو آورد!جــزوهــه هــم نامردی نکـــرده بــود300-400 صفــحه ی میشــــدا
همینقـــد براتــون بگـــم کـــه وری هـــــــــارد !!!!!
همینــجوری کــه نیگاش کــــردم !(عجب غلطــــی کردمـــا)
بعــدم جــزوه رو گــرفتــم خــواســتم یــه بــررســی اجمــالــی ازش بکـــنم.همــچی قیــافه هـــم گرفتمـــو درشـــو باز کـــردم!!!!!
دیــدم نه بابا خعلـــــــــی سخـــته ،این اولشــه آخــرش چیـــه!!!!
بعـد صفحــشونیگا کــردم نوشــته( 374 ) !!!
مـــن : علیرضـــا این چـــرا ایجـــــــور ِ ازیـن صفــحه استارت میخــوره؟ جلــد یـک داره؟
دیدم علیـــرضا داره بایه لبخند ژکــــوند نیگام میــکنه!!! خیلـی مــِـلو دس بــرد جـــزوه رو از تــو دستــم کشــید گفت:مانــــی جون داش انگلــیسی از چــپ بــه راســت شـــرو میـــشه! مــارو بــاش رو دیــوار کــــــــــــی یــادگــاری نــوشتــیم!!!
بعــــدم دوتـــای ا خنــــــــــده کف زمین پخش شــــدیم =))

  39314

پای سوسک توحلقم اگه دروغ بگم!
خالم تعریف میکرد دیروز از مدرسه دختر خالم(7سالشه کلاس اوله) زنگ زدن که دخترت حالش بده و خلاصه بیاید ببریدش!
خاله منم عین چی خودشو رسونده اونجا نکنه دخترخالم چیزیش بشه! حالا اینا هیچی ،از مدرسه داشتن میبردنش دکتر ،شروع کرده خندیدن که چی ههههههه ناظممونو اوسکول کردم فقط خواستم مدرسرو بپیچونم نگران نباشید!!! ینی استعدادش تو حلقم
خالم :|||||
دخترخالم :))))))))
ناظم :(((

  39300

بعد بگید بچگیاتون شیطون بودید!!!!!!!!!
یه شب داشتیم تو کوچه ول میچرخیدیم یدف برق رفت.!!!!
منم رفتم یه تیکه قیر از یه بشکه تو خرابه کندم آوردم چسبوندم رو زنگه خونه ی یه پیره مرده(توپه مارو پاره میکنی؟؟؟؟؟)
هیچی دیگه وقتی برق اومد از همه خونه ها صدای صلوات میومد از اون خونه صدای جیغ و آخ قلبم آخ قلبم!!!!!!!!
فک کنم سکته کرد.........
از اولشم انتقام جو بودما!!!!!!!1

  39296

خاطره تعریف کرن رفیقم:
تو پارک بودم یه دختره هی بهم آمار میداد......بهم نگا میکرد
نه آمار نمیدادا...........نگاام نمیکرد.....
چی بگم؟؟؟؟؟؟؟

  39294

يــه بنــده خـدایــی هــم بود جیـگـرکــی داشــت !!!!!اسـمـش سیفــعلی بـــود !!!! خووودا بیــامـرزتــش ...
اُوووم ایشــون اسطــوره ی خـالــی بنــدی ِ ایــران بـودن بـلاشـــک !!!!!
همــین قـد بگــم کــه ایشــون خــاطــره ی دعــوا تعــریف میکـــردن ؛ ســـال هــای دور ، مــرز ایــران آلمــان ! [ مــرز ِ ایــران آلمـــان دقیــقا ]
ینـــی جــوری خــالــی میـبـسـت ایـــن بزرگـــوار کــه آپـانـدیســت اوت میکــــرد
ایشـــون میگــفت مــن قــدیما کفــتر بـازی میــکردم و کفتــرام خعـلی جـلـد بــودن!!!!!
در همـــین راســتا فــرمــودند کــه یـه بــار بــه یــه نـفــر دو تـا دونــه تخـــم ِ کفــتر فــروختــن ، طــرف رفتــه اروپـــا بعــد تخــما جـوجــه شــدن و انقــد جـلد بـودن بــرگشـــتن !!!!!!
ینـــــی مـــن با خاطراتش زندگــــی میکـــردمــا =))

  39292

بچگیام خیلی دوس داشتم عینک بزنم!!!!!
اول ابتدایی یه روز اومدن مدرسه برای سنجش بینایی از بچه ها جهت علامت هارو می پرسیدن.........
نوبت من شد آقا منم از قصد همرو غلط میگفتم
تموم که شد دکتره فهمید از قصد اشتباهی میگم پرسید:عینک خیلی دوس داری؟؟؟؟؟؟؟؟
من:آره آقا
دکتره از کیفش یه عینک دودی پلاستیکی درآورد داد گفت بره خودت!!!
من:مرسی آقا:)))))))))))))))

  39289

من 1داداش دارم راهنماییه وفردا امتحان علوم داره
گیر داد که 1حیوون بگو که قبلا 1شکل بوده الان 1جور دیگه شده
منم که توو 4جوک بودم چشمم خورد به این ماموته گفتم ماموت گفت نه اونا منقرض شدن
بعدمن چند تادیگه گفتم گفت نه آخرش گفت مثلا زرافه گفتم چرا
اومد بگه قبلا گردنش کوتاه بود الان درازه گفت قردنش کوتاه بود
خودشم بامن ترکید از خنده
الانم که دارم مینویسم 1قیچی برداشته نوک موهامو میبره

  39277

زنم با یه فریاد سونامی وار از پای لب تاپش بلند شده اومده یقه منو گرفته میگه:
چرا هرچی واسه 4jok میفرستی چاپش میکنن ولی چیزای منو چاپ نمیکنن؟؟؟؟
عاجزانه از چاپگر محترم درخواست میکنم جهت حفظ جون اینجانب مطالب زنم رو هم چاپ کنه
خو چی میشه مگه ؟؟؟

  39263

ورودي ما (86) خيلي دختراي خسيسي داشت يكي يكي ازدواج مي كردن اما هيچكي شيريني نمي داد ماشالا كمم كه نبودن ما ميديديم شيريني كه داره از دست مي ره
گفتيم تنها راهي كه وجود داره به اين ژيگولا بفهمومنيم شيريني بيارن اينه كه يكي از پسرا ازدواج كنه و شيريني بياره
بيچاره جواد، هنوز ازدواج كه هيچ عقد كه هيچ نامزدي هم كه هيچ فقط شب رفته بود خاستگاري بله رو شنيده بود فردا با سه كارتن شيريني اومد سر كلاس !!!!
چون جواد روش نمي شد شيرينيا رو داد من پخش كنم .
استاد : شيريني بابت چيه
من : استاد شيريني ازدواج آقا جواده خانوما ياد بگيرن!!!!
استاد: مباركه آقا جواد ازدواج كردين؟؟؟؟؟؟
آقا جواد بيچاره حول شده بود گفت نه به خدا من هنوز كار خاصي نكردم
هيچي ديگه ملت داشتن رو هوا پشتك وارو ميزدن
تا بچه ها قضيه رو جم كردن من خودم دو سه نفر رو CPR كردم
باز هم به سلامتي جواد با اينكه به قول خودش كار خاصي نكرده بود شيريني داد

  39257

این مطلب رو جایی خوندم:
تو پاساژ افتادم دنبال یه دختره.هی محل نمیداد....
گفتم:یه نگاه بنداز شاید پسندیدی حالا سیندرلا!
بعد کلی اصرار برگشت گفت:
بابا من دوست دوست دخترتم.!!! همون اول که پيشنهاد دادي شناختمت.!!
بعد گفت:
هیچ علاقه ای ندارم رابطتون بهم بخوره برو بهش چیزی نمیگم
یه لحظه جاخوردم.....! گفتم جدي تو دوستشي؟؟
یه پوسخندی زد و گفت:
پس دوست دختر داری و افتادی دنبال يکي ديگه؟؟!برو بچه جون بروووو