مامانم دیروز اومده توی این سن و سال من از شیوه تربیت به صورت داستانی استفاده کنه میگه دخترم بیا از بچگیت برات بگ�
تمام قصه پینو کیو رو گفت منتها بجای پینوکیو من به جای پدر جپتو بابام بود
خودشم اون پری خوبه که همش پینوکیو رو اگاه میکنه
اخرشم گفت :دختر جون پینو کیو ادم شد ولی تو نشدی
قربونت برم مامانی :)))