n
nonosh ۹ سال پیش
جوک

معلم شیمی دبیرستانم اقای محمدی (سلام دکتر)خیلی منظبت بودن ما ساعت اخر توی تمام روزای هفته با ایشون کلاس داشتیم
(تقریبا ساعت یک تا 2)منم به محض اینکه گرسنم میشد سر کلاس یه چیزی میخوردم قایمکی ایشونم هرجلسه منو بیرون میکردن اخرین بار خیلی مودبانه باصدای کلفتشون گفتن نونوش تا حالا دیدی من توی کلاس چیزی بخورم؟
منم لبخند زدم بعد گفتن دیگه نخورمنم گفتم چشم.
یه روز زوم کدم توی صورتش دیدم لب هاش داره میجنبه از توی جیبش اروم کشمش دراورد گزاشت توی دهنش با لبخند رفتم کنارش گفتم دکتر تا توی این چند جلسه دیدی من سر کلاس چیزی بخورم؟
یه لبخند زد�
گفتم دیگه نخور
گفتن چش�

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.