n
nonosh ۹ سال پیش
جوک

دوره دانشجویی ترم پنج بودم یه بچه درس خون و سربه زیر حدود 22واحد برداشته بودم هر روزم میرفتم سر جلسه امتحان یه روز مسیول برگزاری امتحانات ازم پرسید حالا هی هر روز میای میرسی بخونیم؟منم گفتم بعله تازه دوتارم بیست گرفتم(الکی)روز واقعه بنده شماره یک بودم از اون جایی که اعتقاد دارم نا امن ترین جا امن ترین جاست کلی تقلب گزاشتم توی جورابم با خودم بردم سر جلسه ولی یادم نبود که تقلبای دیروزمو از روی ماشین حساب پاک نکردم .سرجلسه دیدم پنج شش تا اقا از استان برای باز رسی اومدن منم داشتم نگاهشون میکردم دیدم ریس دانشگاه با معاونشم بهشون پیوستند یه هو بازرسا گفتن اوضا امنیتی ضد تقلبتون چطوره؟مسیول برگزاری امتحانات(خ.ص)همه رو جمع کردن بالای سر من که مثلا منو بازرسی کنن فکرشم نمی کردن چیزی همراهم باشه تند تندم ازم تعریف میکردن .اقای بازرس گفتن ماشین حسابتو بده ببینم منم با یه لبخند ملیح دادمش دستشون همین طور خشکم زده بود فقط بهش لبخند میزدم .ایشونم تمام تقلبارو دید بخاطر اینکه ریس دانشگا نبینه با دستش یواش یواش پاکشون میکرد اونا همچنان از من تعریف میکردن .
هیچی دیگه وقتی اقای بازرس کل ریس دانشگاه استان شدند رفتم ازشون تقدیر تشکر کرد�
(عمه ندارم خخخخخ)

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.