د

دلشکسته

@n.esf · ۷۲ امتیاز

★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)

ف
فسیل ۱۲ سال پیش
پیام

یه درد دل کوتاه
سخته که همه سالهای زندگیت تو تنهایی بگذره...
در حسرت عشق یه نفر...
دلت هیشکی رو دوست نداشته باشه...
وقتی هم یکی پیدا میشه که دلت دوسش داره، عقلت نمیذاره!!
غرورت، ارزشهات، شخصیتت.. نمیذارن...
مجبوری پا بذاری رو دلت... و ب دروغ بهش بگی حسی بهت ندارم... ما به درد هم نمیخوری�
بدتر اینکه که رو دل یه نفر دیگه هم داغ گذاشتی...
سخته خیلی سخته
هـــــــعـــــــــی

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

ویژه مسـیـحـا
.........................................................
آنـجـا کـه تـوئـي ، رهـگـذري نـيـسـتـــ مـرا
جــز دوري تـو غــم ديــگـري نـيـسـتــــ مـرا
خــواهـــم کــه بـه جـانـبـتــــ پــرواز کــنـ�
حيف است که هيـچ بال و پري نيست مـرا
.........................................................
سلام دوست عزیزم... مرسی از این که تحویلم میگیری و به یادمی.. نمیدونی چقـــدر خوشحالم میکنی :)
خیـــــــــــــــلی گــلــی (^_^)

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

برای مسیحا...
خیلی خوشحالم برگشتی... باور کن از روزی که رفتی فقط گهگاهی میومدم سر میزدم ببینم از تو چه خبر... تا اینکه امروز اومدم دیدم دوروزه برگشتی!!
وقتی دیدم اسم منم تو پستت بردی، زدم که وارد سایت بشم ابراز خوشحالی کنم از برگشتنت ولی مگه پسوردم یادم میومد!!! چون از وقتی رفتی دیگه کسیو نداشتم براش پست بذارم.. :))

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

.
ای کــه با ناز نـگـاهــت دلـمــو دیــوونـه کـــــردی
پا گذاشتی توی سینـم توی قلبــم خـونه کــــردی
ای کـــه وقتـی تـورو دیدم دل تنهــام زیرو رو شـــد
با تو بـودن تــورو داشـتـن واسـه مــن یه آرزو شــد
طفلی قلب عاشق من به خودش میگفت همیشه
آرزوی بـا تـو بـودن یـه روزی راس راسـی مـیـشــه
ولـی آرزوم بــزرگ بــود تــو بـه یــاد مـــن نــبـــودی
مــن بـا تـو بـودم همــیشه ولـی تـو بـا مـن نبـودی
تاتو رد می شدی قـلبـم از تو سینـه کنده می شد
میومد پشــت چشــامــو منتظــریه خنـده می شـد
تو که اخـم میـکردی سنگدل قلب عاشقم میترسید
همــش از تـرس جـدایــی حـیوونی دلــم می لـرزید
مـن کــه عــاشــق تو بـودم چــرا عشـقـمـو نـدیـدی
چـرا قلــب عاشـقـم رو تو به خـاک وخـون کشــیدی

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

برای AR m IN و بچه های تنهایی
.
مرسی AR m IN عزیز.. نظر لطفته.. وقتی میبینم که به نوشته هام اهمیت میدید کلی عاشقتون میشم...
اوایل که فقط پستارو میخوندم خیلی داغون میشدم.. بغض میکردم ..گریه میکردم.. تااینکه عضو شدم و آشنا شدم.. وقتی اسممو تو یه پستی میبینم احساس میکنم چقدر خوشبختم که یه نفر بهم اهمیت داده..
عمق تنهایی من تا این حده..
از وقتی عضو شدم کمتر درد دارم..
بچه های پاتوق تنهایی دوستتون دارم :|
.............
راستی فکر کنم اسم این قسمت پاتوق تنهایی بیشتر بهش میاد به جای اس ام اس تنهایی :))

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
جوک

سلام بچه های تنهایی..
من که استعداد ندارم واسه پست گذاشتن ولی حرف که میتونم بزنم..
shiva جان مرسی عزیزم .. منم سلام دارم خدمت شما.. ولی منم مثه خودتم اینجا پیشکسوت نیستم.. البته چندماهی هست میام ولی تعداد پستام زیاد نیست..
امیرطاها جان میگرن یه درد عصبیه.. ما توی خونوادمون چند مورد داشتیم ولی همشون خوب شدن.. باید ببینی چی اذیتش میکنه سعی کنی ازش دوری کنه.. در ضمن مسافرت وپیک نیک از هر دارویی برای میگرن بهتره.. انشالا که در کنارت میگرنش خوب میشه..
مسیحا جان.. انشالا که چیزی نیست.. حتما دعا میکنم.. برای تو برای همه..
شما هم برای من فسیل شده دعا کنید..
فقط یه سوال .. حنانه الان ازدواج کرده؟

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

برای تنهای تنها
خیلی ناراحت شدم که یکی دیگه هم مثل من هست.. امیدوارم که هیچوقت ته خط نرسی..
Raya جان خیلی ممنونم ازت.. خدا اگه یادم نبود تا همینجا هم نمیدونم چجوری زندگی میکردم.. ولی یه جایی هست که کم میاری .. وقتی به یه مرحله ای میرسی که میبینی همه ی اعتمادت بخدا فقط باعث شد زندگیت بگذره.. همین..
ناشکری نمیکنم.. راضی ام به هرچی اون بخواد... بازم ازت ممنونم

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

من بیشتر مطالبو میخونم کم پیش میاد چیزی بنویسم.. پستاهام انگشت شمارن
خیلی وقت بود قسمت نمیشد توی مراسم اهل بیت شرکت کنم.. هردفه یه جور نمیشد .. توفیقش گرفته شده بود.. میدونم که خیلی روسیام..
شب شهادت حضرت فاطمه(س) قسمت شد رفتم مسجد... خیلی گریه کردم.. همتون رو هم یاد کردم..
مخصوصا مســـیــــحــــاجون واسه تو خیلی دعا کردم.. چون بیشتر پستای تورو میخونم.. اصلا اولین چیزی که از این سایت تو ذهنمه تویی..
این پست اخیرت بدجور داغونم کرد داداش.. الهی من بمیرم که غم شما عزیزارو نبینم.. از فکرت خوابم نمیبره دیگه.. چرا با خودت اینجور میکنید.. خدا هواتو داره
ما هم کنارتیم.. تنها نیستی.. البته اگه قابل بدونی

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

یه آدمایی هم هستن که یکیو دوس دارن... خیلی هم دوس دارن..
ولی از طرفشون چیزی نمیبینن!!
اون وقتایی هم که کنارشن بجای لذت بردن هر شب گریه میکنن غصه میخورن که چی میشه یه کم به من توجه کنه!!
بالاخره یه جایی راهشون جدا میشه و میمونه با بیخبری!!
نمیدونه منتظر باشه یا فراموش کنه؟ چون مطمئن نیست حس اون چی بود.. نمیشه فراموشش کرد.. کسی جاشو نمیگیره
فراموشش که نمیتونه بکنه.. منتظر میشه .. 1 سال.. 2 سال.. 3 سال..و سالها
بعد یهو میبینه ای وای من چقدر پیر شدم.. چرا عاشقی نکردم.. چرا هیچ لذتی از زندگیم نبردم.. اصلا چرا اینجوری شد؟؟؟؟
هر روز هم میاد اینجا بنویسه خاطرات بقیه رو که میخونه داغ دلش تازه میشه.. بازم لذتهایی که من هیچ وقت نداشتم.. و نخواهم داشت..
واقعا زندگی بدون عشق=یه تکرار کسل کننده بدتر از عذاب
همه ی خاطرات من تو دلم بود فقط.. اینجا هم احساس غریبی دارم.. وقتی این همه صمیمیت بقیه رو میبینم..
تا چند ماه دیگه نمیام اینجا... فقط خواستم بگم منم هستم.. اما بعید میدونم کسی یادش بمونه.... دعا کنید برام...
امید به زندگیم=صفر

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

خاطرات فسیل شده (n.m)
یه جایی پشت دانشکده بود کلاغ پر نمیزد ولی خیلی سرسبز و قشنگ بود...
خیلی وقتا میرفتم روی نیمکتای اونجا مینشستم و تو تنهایی بهش فکر میکردم ..
یکی از روزای یه هفته به عید بود رفته بودم همونجا نشسته بودم رونیمکت، دیدم از اون دورا داره میاد.. هول شدم .. مثه خنگا پاشدم وایسادم... انگار که یه سربازی مافوقشو دیده... اومد بی توجه از کنارم رد شد رفت..
از بس که دور بود از من ... از بس که غریبه بود با من..
هفته بعد یادمه دقیقا 27 اسفند همون روز همون ساعت رفتم همونجا.. به امید اینکه ببینمش... حالا خودتون حساب کنید 27 اسفند کی میره دانشگاه!!
هعــــی یادش بخیـــر...خیــــــلی گذشته از اون روزا..

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

سلام به همه.. (گرچه کسی منو تحویل نمیگیره)
داداش مسیحا این پست رو واسه شما میذام خوشحال میشم جواب بدی (البته اگه دوس داری)
من گهگاه میومدم اینجا ولی مدتیه بخاطر پستای تو هرروز میام... قشنگ حرفای دل منو میزنی...خیلی قشنگ مینویسی
یه سوالم دارم اینکه چند سالته و چند ساله از عشقت دوری؟
ببخشید اگه فوضولیه.. خیلی دوس دارم بدونم اگه خودت دوس داشته باشی بگی..
فکر کنم اینجا رکورد زمان بیخبری رو دارم..
ازاین به بعد اسممو میذارم فسیل :(

ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

خاطرات فسیل شده
من کلا آدم خوشخوابی هستم بطوریکه تو 10 دقیقه حاضر میشدم و صبحونه میخوردم میرفتم دانشگاه....
ولی اون روزا خیلی سحرخیز شده بودم. زود میرفتم که نکنه بره و من نبینمش..
یادمه یه روز تو سرویس نبود.. با دلی افسرده و غمگین تو فکرش بودم که اتوبوس ایستاد.. پنچر شده بود.. با یه کم معطلی همه رو پیاده کرد و گفت منتظر سرویس بعد باشید که با اون برید.. منم به جای اینکه نگران دیر شدن کلاسم باشم دعا میکردم تو سرویس بعدی باشه.. همینکه سرویس بعد رسید سیمای زیباشو از شیشه کناری اتوبوس دیدم..
با اینکه آدم ریلکسی هستم ولی مثه هول زده ها رفتم تو تا فــــقــــط بتونم کنارش باشم.. از بس که دور بود از من.. از بس که غریبه بود با من..
کاش حداقل میدونستم الان کجاست؟ ازدواج کرده یا نه؟ اصلا به من فکر میکنه یا نه؟
من که بخاطر اون از همه لذتهام گذشتم.. الانم دیگه هم خودم هم دلم اونقدر پیر شدیم که هیچوقت نمیتونیم اون لذتهارو تجربه کنیم...
....................
بچه ها قدر همون لذتهایی که داشتید رو بدونید..همینطور اگه میدونید عشقتون رفت نذارید اونقدر از سنتون بگذره که مثه من پشیمون بشید.. از اول شروع کنید..
تو فقط عاشق باش.. معشوق خودش ساخته میشه..
از الان بسم ا..