ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

خاطرات فسیل شده
من کلا آدم خوشخوابی هستم بطوریکه تو 10 دقیقه حاضر میشدم و صبحونه میخوردم میرفتم دانشگاه....
ولی اون روزا خیلی سحرخیز شده بودم. زود میرفتم که نکنه بره و من نبینمش..
یادمه یه روز تو سرویس نبود.. با دلی افسرده و غمگین تو فکرش بودم که اتوبوس ایستاد.. پنچر شده بود.. با یه کم معطلی همه رو پیاده کرد و گفت منتظر سرویس بعد باشید که با اون برید.. منم به جای اینکه نگران دیر شدن کلاسم باشم دعا میکردم تو سرویس بعدی باشه.. همینکه سرویس بعد رسید سیمای زیباشو از شیشه کناری اتوبوس دیدم..
با اینکه آدم ریلکسی هستم ولی مثه هول زده ها رفتم تو تا فــــقــــط بتونم کنارش باشم.. از بس که دور بود از من.. از بس که غریبه بود با من..
کاش حداقل میدونستم الان کجاست؟ ازدواج کرده یا نه؟ اصلا به من فکر میکنه یا نه؟
من که بخاطر اون از همه لذتهام گذشتم.. الانم دیگه هم خودم هم دلم اونقدر پیر شدیم که هیچوقت نمیتونیم اون لذتهارو تجربه کنیم...
....................
بچه ها قدر همون لذتهایی که داشتید رو بدونید..همینطور اگه میدونید عشقتون رفت نذارید اونقدر از سنتون بگذره که مثه من پشیمون بشید.. از اول شروع کنید..
تو فقط عاشق باش.. معشوق خودش ساخته میشه..
از الان بسم ا..

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.