ف
فسیل ۱۳ سال پیش
پیام

یه آدمایی هم هستن که یکیو دوس دارن... خیلی هم دوس دارن..
ولی از طرفشون چیزی نمیبینن!!
اون وقتایی هم که کنارشن بجای لذت بردن هر شب گریه میکنن غصه میخورن که چی میشه یه کم به من توجه کنه!!
بالاخره یه جایی راهشون جدا میشه و میمونه با بیخبری!!
نمیدونه منتظر باشه یا فراموش کنه؟ چون مطمئن نیست حس اون چی بود.. نمیشه فراموشش کرد.. کسی جاشو نمیگیره
فراموشش که نمیتونه بکنه.. منتظر میشه .. 1 سال.. 2 سال.. 3 سال..و سالها
بعد یهو میبینه ای وای من چقدر پیر شدم.. چرا عاشقی نکردم.. چرا هیچ لذتی از زندگیم نبردم.. اصلا چرا اینجوری شد؟؟؟؟
هر روز هم میاد اینجا بنویسه خاطرات بقیه رو که میخونه داغ دلش تازه میشه.. بازم لذتهایی که من هیچ وقت نداشتم.. و نخواهم داشت..
واقعا زندگی بدون عشق=یه تکرار کسل کننده بدتر از عذاب
همه ی خاطرات من تو دلم بود فقط.. اینجا هم احساس غریبی دارم.. وقتی این همه صمیمیت بقیه رو میبینم..
تا چند ماه دیگه نمیام اینجا... فقط خواستم بگم منم هستم.. اما بعید میدونم کسی یادش بمونه.... دعا کنید برام...
امید به زندگیم=صفر

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.