م

محمد محمودی

@doll · ۲۶۶ امتیاز

★★★☆☆ ۳ از ۵ (۶۲۸ رأی)

M
Mohammad 2hanjare ۱۲ سال پیش
پیام

ای ماه بنی هاشم خورشید لقا عباس
ای نور دل حیدر،شمع شهدا عباس
ای از دل تو طفلان روشن به امید آب
ای ساقی غم پرور، میزان وفا عباس
ای تشنه آب آور،ای کشته نام آور
ای صف شکن لشکر،سردار صفا عباس
لب تشنه شدی در آب،لب دوخته برگشتی
جان را بلب آوردی ،با عین رضا عباس
تو درس وفا دادی ،با دست جدا دادی
بی دست شدی رهرو،در راه خدا عباس

M
Mohammad 2hanjare ۱۲ سال پیش
پیام

برادر ای که جان من فدایت
دم آخر بیا ادرک اخایت
بیا تا روی زیبایت ببین�
ببالینم بیا ای نازنین�
در آن ساعت که در خون می تپید�
بسی زخم زبانها می شنید�
که میگفتند کو آن زور بازو
نیاوردم از این غم خم به ابرو
ولی از غربت دل بیقرارم
غریبی تو را طاقت ندارم

M
Mohammad 2hanjare ۱۲ سال پیش
پیام

بر گو که چه آمد به سر و دست تو عباس
کی بسته زخون نرگس سر مست تو عباس
ای پشت و پناهم که شکستی کمرم را
بیش از همه آتش زده داغت جگرم را
ای راحت جان راحتم از غم کن و برخیز
آسوده ام از اینهمه ماتم کن و برخیز
برخیز که بی صبر و شکیبم کمکم کن
برخیز که تنها و غریبم کمکم کن

M
Mohammad 2hanjare ۱۲ سال پیش
پیام

به خیمه روی برگشتن ندار�
حرم را طاقت دیدن ندار�
دگر تا من پس از این زنده هست�
ز روی کودکان شرمنده هست�
نه راه پس نه راه پیش دار�
خجالت از امام خویش دار�
حرم از من تمنا آب میکرد
دل عباس را بی تاب میکرد
صدای آب آب آید به گوش�
دریغ افتاده مشک از روی دوشم

M
Mohammad 2hanjare ۱۳ سال پیش
پیام

چنان سوزد لبت از تشنگی ،ای اکبر�
که می سوزد نگاهم از رخت ،ای دلبر�
دل بابای تو ، شده شیدای تو
چگونه بنگرم ، قد و بالای تو
فدای دین جد اطهرت گردیده ای
دم آخر رخ ساقی کوثر دیده ای
به باغ آرزو ، زخون کردی وضو
لبت بگشا علی،سخن با من بگو