س

سعيد

@Saeid seVen · ۷۶۷ امتیاز

★★★★☆ ۳ از ۵ (۷۸۲ رأی)

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
تو يه روز سرد زمستوني؛ يه گنجيشك كوچيك رو يه شاخه نشسته بود. هوا خيلي سرد بود و گنجيشكك قصه ما ديگه طاقت نداشت...
تا اينكه يخ زد و افتاد زمين‏!‏‏!‏ ^_^
ديگه اشهدشو خونده بود و داشت نفس هاي آخرو ميكشيد که يه گاو كه از اونجا ميگذشت (گلاب به روتون‏)‏ روش "پي پي‏"‏ ميكنه و گنجيشكه از گرماي "پي پي‏"‏ گاوه يكمي جون ميگيره‏!‏ ^_^
ولي هر چي تقلا ميكنه؛ نميتونه خودشو از شر "پي پي‏"‏ گاوه نجات بده؛ پس شروع ميكنه به جيك جيك كردن...
كه يه گربه پدرسوخته صداشو ميشنوه و مياد از "پي پي‏"‏ درش مياره و بعد...
ميخوردش‏!‏‏!‏‏!
پايان‏!‏ ^_^
----------------
نتيجه اخلاقي داستان:
1‏)‏ هر كس روت "پي پي‏"‏ كرد؛ دشمنت نيست
2‏)‏ هر كس از "پي پي‏"‏ درت آورد؛ دوستت نيست
3‏)‏ هر وقت تا خرخره تو "پي پي‏"‏ گير كردي؛ سعي كن جيكت در نياد‏!
.
خب بچه هاي گلم؛ اينم از لالايي امشبتون. زود بريد بخوابيد وگرنه يه داستان ديگه براتون تعريف ميكنما!

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
ديروز ظهر اومدم تو آسايشگاه؛ ميبينم يه بوي عجيبي شبيه بوي كلم گنديده مياد...
عاقا هر چي دنبال منبع بو گشتم چيزي پيدا نكردم؛ بعدش اومدم دو دقيقه استراحت كنم كه ديدم يارو اومده جورابشو جلو درچه كولر آويزون كرده تا خشك بشه‏!‏‏!‏‏!
يني فكر كنم وقتي كه داشتن عقل و شعور تقسيم ميكردن؛ اين يارو تو صف دستشويي بوده‏!‏‏!‏
من ديگه چيزي نميگم؛ قضاوت با خودتون...

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
امروز يارو اومده تو پادگانمون (راننده ماشين بود‏)؛ يهو پريد وسط يه ضرب المثل بگه
گفت: "سوخت و سوز داره اما هه هه هه هه (صداي خنده‏!‏‏)‏...‏‏!‏‏!
منم يه نگاه عاقل اندر سفيه انداختم بهش و ضرب المثل درست رو بهش گفتم.
يارو كنف شد؛ ولي از رو نرفت...
دوباره 5 دقيقه بعد خواست بگه "شيشه مشبك‏"‏ كه گفت "شيشه مستهجن‏"‏ !!!
بعدش من يه لبخند لطيف بهش تحويل دادم و بخاطر اينكه موجبات شادي روح ما رو فراهم كرده بود ازش تقدير و تشكر كردم و سپس شخص نامبرده را تا اداره آمار بدرقه نمودم...
باشد كه به پشتوانه تلاش و پشتكار بي دريغ كارمندان اداره كل آمار كشور؛ اسم ايشان از ليست اداره آمار حذف گردد‏!‏‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
ديشب با چند تا از بچه ها رفتيم مرخصي شهري و رفتيم به يه عابربانک كه يه مقدار پول بگيريم...
بعد يكي از بچه از كارت خودش موجودي گرفت ولي هيچي تو حسابش نبود. بعدش يهو برگشت گفت: "بزار الكي برداشت موجودي بزنيم ببينيم چي ميشه‏"‏ و زد رو دكمه 2.000.000 ريال...
و در كمال ناباوري؛ دستگاه 200 هزار تومن شمورد و داد بيرون‏!
ما رو ميگي 0‏_‏0
اونو بگي :-‏)
ما چند نفر هم كه مثل بچه اي كه بهش تيتاپ دادن؛ خوشحال از اشتباه عابر بانك؛ رفتيم يه رستوران و تمام 200 هزار تومن رو يه ساعته حيف و ميل كرديم...
دو ساعت بعد؛ بعد از يه ريخت و پاش حسابي و همه تا خرخره سير؛ داشتيم برميگشتيم پادگان كه يه اس ام اس به اين مضمون اومد رو گوشي دوستم:
‏"احمد؛ بابا؛ امروز 200 تومن ريختم به حسابت.
به دستت رسيد؟‏"‏‏ !!!‏‏!
ما رو ميگي :-‏)
اونو بگي :-‏(‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏(اين پست يه برداشت آزاد از پست 84025 كاربر "سينا مشهد‏"‏ ه)
تو خيابون بودم كه يه خانم بسيار زيبا با آرايشي غليظ توجهمو جلب كرد‏!
بي اختيار رفتم سمتش‏!
دستمالم رو از جيبم در اوردم و با زبونم خيسش كردم. دستمالم حسابي با آب دهنم خيس شده بود‏!
دستمالم رو مالوندم به صورتش‏!
ولي لامصب تغييري نكرد...‏!‏‏!
بعدش دو تا محكم با كيف كوبيد تو سرم و داد زد: "برو گمشو كصافت آشغال بوووق...‏"
يهو يه آقاهه از دور دويد سمتم و همينجور داد ميزد: "وايسا ببينم؛مرديكه بوق‏!‏ . . . مگه خودت خوار مادر نداري؟‏"
منو كه ديگه نگو . . . حالا بدو و كي ندو‏!‏‏!
چي فكر ميكرديم؛ چي شد...
فكر كنم لامصب قبل از اينكه آرايش كنه؛ قشنگ صورتش رو بتونه كاري كرده بود؛ بعد زير رنگ زده بود؛ بعدش آرايش كرده بود كه آرايشش پاك نشد...‏!‏‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
ديشب خواب ميديدم يه توله سگ پا كوتاه خشگل پشمالو ماماني تپل بامزه؛ پاچه مو گرفته بود‏!‏‏! ^_^
لامصب ول هم نميكرد...
منم يه آجر برداشته بودم؛ ميخواستم بزنم تو سرش...
حالا مگه دلم ميومد بزنم...از بس كه با نمك بود اين توله سگ‏!‏‏!
اون لامصب هم هي فشار ميداد؛ هي فشار ميداد...
يني اميدوارم خواب ببر بنگال و گرگ و شغال و كفتار ببينيد؛ ولي خواب توله سگ پا كوتاه خشگل پشمالو بامزه نبينيد‏!‏‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
به سلامتي اون پسري كه کيلومترها از خونه ش دوره و تو يه شهر غريب سربازه و با اينكه دو هفته پيش گوشيش رو گرفتن و بيست روز براش اضاف خدمت زدند؛ ولي بازم با اين حال ساعت 2:34 صبح اومده 4جوك و داره پست ميذاره؛ بزن لااااايكو...
.
خب ديگه بسه؛ خجالت زده ام نكنيد‏!‏‏!‏ -‏_‏‏-

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يكي از تفريحات سالمم تو پادگان اينه كه هر وقت كسي ميره حموم؛ ميرم و محكم در حموم رو ميزنم و داد ميزنم "کسي تو نيست؟‏"
بعدش سريع قبل از اينكه طرف جواب بده؛ در حموم بغلي رو باز ميكنم...
بعدش "هرهر‏"‏ به صداي طرف كه داره داد ميزنه "نه؛ نيا...من داخلم‏!‏‏"‏ ميخندم...
:-‏‏)
لايك‏=خدا شفات بده‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
یكي از بچه ها رفته بود مرخصي؛ امروز بعد از 15 روز برگشته:
من: "به به؛ سلام فلاني. خوبي؟ مرخصي خوش گذشت؟‏"
اون: "به ه ه ه؛ سلااااام. چاكريم؛ هي بد نبود. جاي شما سبز‏"
من: "اين مدت كه نبودي جات خالي بود‏"
اون: "مرسي؛ شما لطف داري. اتفاقا منم خيلي به فكر شما بودم"
من: "نه؛ منظورم اين نبود كه. منظورم اينه كه اين مدت كه نبودي جات خالي بود؛ من شب ها سر جاي تو ميخوابيدم‏!‏‏!‏‏"
اون: :-‏(
من: "آره ديگه؛ تختت روبروي دريچه كولره؛ اين يه مدت شب ها راحت خوابيدم‏!‏‏!‏‏"
اون: :-‏(
من: "پريز برق هم كه بغل تختته؛ شب ها راحت گوشيم رو ميزدم تو شارژ‏!‏‏!‏‏ ديگه نميخواي بري مرخصي؟‏!‏‏!‏"
اون: :-‏(
دوباره اون: :-‏(
من: :-‏)‏
دوستان حاضر: "خخخخخ‏"‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
اين در و ديوارهاي دستشويي هاي پادگان؛ دفتر شعر و دفتر خاطراتي واسه خودش...
اين شعر رو ديوار يكي از دستشويي ها نوشته شده بود:
‏"‏ميدونستي ننه...ننه ننه ننه
سربازي بده...بده بده بده
مرخصيش كمه...كمه كمه كمه
.
ميدونستي ننه ه ه ه؛ بزرگ ميشششش�
به سربازي مير ر ر �
چرا دادي تو شير�
نذاشتي من بمير�
.
سربازم و سربازي برام يه مشتي خاكه
تنها دار و ندارم؛ فقط يك دل پاكه
.
سرباز رو هر گليم پاره
شب رو سر مياره
كلاغ پر؛ پا مرغي؛ براش فرقي نداره‏!‏‏"‏

ه
پیام

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
شنيدي كه ميگن "نون تو نفته‏"‏ ؟؟؟
باور نكنيا . . . دروغ ميگن لامصبا‏!
من ديشب يه بيست ليتري نفت اوردم سر سفره با بچه ها خورديم؛ الان هممون تو بيمارستان خوابيديم‏!‏‏!‏‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
اولي: "اگه يه پلنگ دنبالت كنه چيكار ميكني؟‏"
دومي: "ميرم بالاي درخت‏"
اولي: "اگه اونم بياد بالاي درخت چي؟‏"
دومي: "ميرم روي شاخه ميشينم‏"
اولي: "اگه بياد روي شاخه چي؟‏"
دومي: "ميرم نوك شاخه‏"
اولي: "اگه بازم بياد؟‏"
دومي: "ميرم به نوك يه برگ آويزون ميشم‏!‏‏!‏‏"
اولي: "اگه اونم بياد چي؟‏"
دومي: "به خدا قسم؛ به قرآن؛ به پيغمبر؛ به هر كس ميپرستي؛ به هر كسي كه قبول داري؛ به جون هر كسي دوست داري؛ اون منو ول ميكنه . . . تو ولم كن‏!‏‏!‏‏!‏‏"‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
بعضيا هستند كه وقتي ميرن دستشويي؛ اگر تا شعاع 20 متري دستشويي صداي پا شنيدن؛ شروع ميكنن به سرفه كردن الكي و در اوردن صداي تراكتور و اگزوز خاور و بولدوزر و ... از خودشون‏!‏‏‏!
آخه اين چه كاري؟‏!‏ نكن برادر من..‏.نكن
شما كه يه جوري در رو از پشت قفل كردي كه بولدوزر هم نميتونه بازش كنه...
نكن برادر من؛ نكن

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
امروز رئيسمون بهم گفت: "اه...اين كولر ماشين هم خرابه‏"
من: "ماشين خودت؛ رئيس؟‏"
اون: "نه؛ ماشين پادگان"
من: "چشه؟؟؟‏"
اون: "باد گرم ميده‏!‏ برو يه نگاه بهش بنداز‏"
منم رفتم تو ماشين و ديدم به جاي كولر؛ بخاري ماشين روشنه‏!‏‏!‏‏!
.
ديگه اداره آمار بايد دوباره دست به كار بشه؛ يه بار ديگه بشماره تا معلوم بشه عايا واقعا ما 75 ميليون نفريم؟‏!‏‏!
يني واقعا به نظر شما درست شموردن؟

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
‏"خر كيف شدن‏"‏ چيست؟
به عملي كه طي آن؛ يك رأس الاغ كشته شده و پوست آن توسط چاقو تيز دسته زنجان از جا كنده ميشود و سپس به كارخانه توليد چرم فرستاده شده و در آنجا به محصولاتي مانند كيف؛ ساك؛ كيف پول؛ كيف عابر بانك و كارت سوخت و غيره تبديل ميشود؛ "خر كيف شدن‏"‏ ميگويند‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏‏!‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
امروز تو گوگل عبارت "هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏"‏ رو سرچ كردم...
بعدش يهو ديدم كيلو كيلو پست هايي كه تو 4جوك گذاشته بودم؛ از تو سايت هاي مختلف داره مياد بالا!‏‏!‏‏!
در اينجا جا داره از سه گروه آدم تشكر كنم:
1‏)‏ كسايي كه پست هاي من رو به نام خودشون ثبت كردن؛ ولي حداقل اينقدر معرفت داشتند كه "علامت اختصاصيم‏"‏ رو پاك نكنند
2‏)‏ كسايي كه ميخواستن "علامت اختصاصي‏"‏ رو پاك كنند؛ ولي يادشون رفته و با اين سوتي كه دادند موجبات خنده و شادي ما رو فراهم كردند‏!‏‏‏!
3‏)‏ و كسايي كه ميخواستند "علامت اختصاصي‏"‏ رو پاك كنند؛ يادشون هم بوده ولي حسش نبوده‏!‏ و با اين كارشون به قانون اول تنبلي احترام گذاشتند...

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
شانس اورديم كه امسال جنبش بنفشي؛ چيزي نشد...
وگرنه از فردا رنگ بنفش ممنوع اعلام ميشد و مسئولين سايت مجبور ميشدن رنگ پس زمينه سايت رو عوض كنند. اونم بعد از اين همه تحقيقاتي كه طراح سايت روي تاثير رنگها انجام داده‏!‏‏!
اصلا امكان داشت سايت فيلتر بشه...
ديگه نه ميشد جيغ بنفش زد...
نه ميشد گل بنفشه خريد...
نه ميشد من اين پست رو بزارم...
‏(دوستان توجه داشته باشيد؛ اينا رو فقط واسه خنده گفتما...

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
سه چیز به شدت ذهن من رو مشغول کرده:
1‏)‏ آیا میشه روی میز ناهارخوری شام خورد؟
2‏)‏ دفتر مدير مدرسه چند برگه؟
3‏)‏ آیا در آزمایش الهی باید ناشتا بود؟
‏<‏‏<لطفا عدد گزينه ي مورد نظرتان را به شماره ي 2***30000‏‏ پيامك كنيد و به قيد قرعه برنده سه دستگاه خودرو پرايد اسباب بازي؛ شش عدد خروس قندي طرح قديم و 12 عدد ... بله 12 عدد ... آدامس بادكنكي خرسي شويد‏>‏‏>‏

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
سلام؛ امروز خيلي خوشحالم؛ ميخوام شما رو هم تو شاديم شريك كن�
بعد از كلي تحقيق و تفحص فهميدم كه وقتي ميگن "يارو مرغش يه پا داره‏"‏ منظورشون اين نيست كه مرغه معلولي؛جانبازي؛ چيزيه...
بلكه اين مرغه شر بوده؛ آقا (حالا خانم... اه؛ چه نكته گير شديد‏!‏‏)‏ رفته دعوا؛ زدند يه پاشو شكستن‏!‏‏!‏‏!
اصلا واسه همين "شيخ مولوي نيشابوري‏"‏ گفته:
‏"سعديا؛ ميازار موري كه دانه كش باشد/شايد كه نداني و چاقو كش باشد‏"
اصلا عوضايي شده...
چي؟؟؟
من چي مصرف كردم؟؟؟
به جون آلبرت انيشتين هيچي‏!‏ فقط چندتا از اين قرصا خوردم...

ه
جوک

----- (~~~) <هر روز ظهر كته‏!‏‏!‏‏>‏ (~~~) -----‏
يكي از فانتزي هام اينه كه؛ يه روز برم يه "آدامس موزي‏"‏ بخرم؛ بعد كه بازش كنم ببينم "اوربيت‏"‏ توشه...‏!‏‏!
‏(اينجاشو با صداي اين منشيه تو سريال "ساختمان پزشكان‏"‏(شقايق دهقان‏)‏ بخونيد‏)
يني نميشه ه ه ه ه ه ه ؟؟؟
واقعا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ا ؟؟؟
هو هو هو هو ...