----- (~~~) <هر روز ظهر كته!!> (~~~) -----
واااايييي كه مرخصي چقدر خوش ميگذره...
روز اول مرخصيم با چند تا از بچه ها برنامه چيديم كه بريم تفريح؛ بعد رفتيم دو تا يك و نيم ليتري عرق؛ با چهار پاكت سيگار و يه دونه قليون و يه خورده تنقلات خريديم و زديم به جاده...
جاتون سبز؛ همين كه رسيدم دو تا شيشه عرق رو خورديم...
آي آي آي...چه حالي داد...تا حالا عرق به اين خوشمزگي نخورده بودم...
نميدونم عرق "بيد مشك" بود؛ "بهار نارنج" بود؛ "شاتره" بود؛ چي چي بود؟!!! ^_^
ولي خيلي حال داد...
بعدشم براي نشان دادن عقيده مون در مورد "لزوم عدم استعمال دخانيات" ؛ شيشه قليون رو شكستيم و سيگار ها رو آتيش زديم... ^_^
چي؟؟؟
فكر كرديد...؟
برو...برو از خدا بترس بچه؛ ما اهل اين چيزا نيستيم...