یکی از دلخوشی هایی که دیگه ندار�
هر وقت با ماشین می رفتم دنبال مخاطب خاصم نمی دونم این دنده ماشین چی داشت که همش اصرار داشت اون دنده رو عوض کنه منم می گفتم برو یک برو دو برو سه برو چهار برو سه برو دو برو یک خلصش کن می گفت قتل متل تو کاره ما نیست خودت خلاصش کن
چرا این دلخوشیامو ازم گرفتی؟؟؟؟
واقعا چرا؟؟؟؟