خاک مےخورد اینجا
وھیچ حواست نیست
گاھے باز کنے
این صندوقچہ ے لعنتے را،
کنار بزن
خرت و پرت ھاے ذھنت را
کمے ھوا بخورد
خاطرات من...
@javadsh · ۲۹۹ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۵۳ رأی)
خاک مےخورد اینجا
وھیچ حواست نیست
گاھے باز کنے
این صندوقچہ ے لعنتے را،
کنار بزن
خرت و پرت ھاے ذھنت را
کمے ھوا بخورد
خاطرات من...
گفتم: واقعا داری میری؟
گفت: آره...
گفتم: منم بیام؟
گفت: جایی که من میرم جای ۲ نفره نه ۳ نفر!
گفتم: برمیگردی؟
فقط خندید…
اشک توی چشمام حلقه زد،
سرمو پایین انداختم،
دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد
گفت: تو کجا میری؟
...گفتم: میرم بالاخره یه جایی...
گفت: تنها نریا، یکیو با خودت ببر...!
گفتم: جایی که من میرم جای ۱ نفره نه ۲ نفر!
گفت: برمیگردی؟
گفتم: جایی که میرم راه برگشت نداره!
من رفتم اونم رفت...
ولی اون مدتهاست که برگشته و با اشک چشماش
خاک مزارمو شستشو میده... .
شاید برم کنار نزارمت که رد بشی/اونطوری مجبورت کنم از روی نعشم رد بشی
یا شایدم که آخرش به عادت بچیگیا/کفشاتو قایم بکنم نری به این سادگیا
اما بازم تو میریو میبینی نقشتم گرفت/من موندمو گلایه هام که باز دعا هام نگرفت
راستی فقط میخوای بری یک کمی آروم تر برو/همین برا من بسه که بیشتر نگاه کنم تورو
مجیـــــــدخراطها
خیانت نکردمو خیانت دید�
بی وفا نبودمو بی وفایی دید�
تو رفاقت کم نزاشتم و واسم کم گذاشتند
هی روزگار خوب داری چوب لای چرخم میکنی...
بلاهایی سرم آوردی اما, بگو من کی شکایت کرده بودم/بیا برگرد همونجوری که رفتی, به بی مهریتم عادت کرده بودم....
کی مثل من کنارت پابه پا بود, کی با خوبو بد تو زندگی کرد؟/چقدر آسون تو رفتی و ندیدی, یکی پشت سرت خون گریه میکرد...
مجیــــــــدخـــــــراطها
زیر سیگاری پر از ----- سیگار
یک لیوان
یک استکان چای نصفه
یک جیگر سوخته
یک خستگی تکراری
... با یک سیستم نفتی
یک تخت خواب خالی از خواب
اینها سهم من از این زندگیه.
حالا به هر جرمی که می خواهی منو ببر جهنم...!!!
پاکت سیگار خاطراتت را جا گذاشتی...
و من هر روز پک میزن�
یک خاطره از تو را و نشئه میشو�
و باز وقتی یادم می آید او را
باز ته سیگارم را
... با عصبانیت به سر جا سیگاری می کوبم...
اخرین نخ را گذاشت�
برای اخرین روز تابستان
تا با آن روی دست�
داغی بگذار�
تا یادم باشد
یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بی پایانه .....!!
<p>
خیانت است اما آنقدر که با یادت بود�
با خودت نبودم.....</p>
<p>
کار به اشک نمیرسد...
از چشم هایم بغض میریزد...!</p>
<p>
گنجشک بر جنازه ی گربه میگریست..!
که اینک با این همه زندگی چه کنم...!</p>
<p>
با یک کلیک دوباره نگاهت را در آغوش میکشم،
این عصر تکنولوژی، عصر غریبیست،
نگاهت را دارم،
خنده هایت را دارم،
اما بوی عطرت را چه کنم؟
گرمی آغوشت را چه کنم؟
در کدامین دنیا، هوایمان را دارند؟
اینجا آسمانش ابری است و خاکستری،
دلم آسمان آبی میخواهد،
دلم خورشید نگاهت را میخواهد،
من بیقرار پخش زنده ی نگاهت هستم...</p>
<p>
نامم را پاک کردی ، یادم را چه می کنی؟!
یادم را پاک کنی ، عشقم را چه می کنی؟!...
اصلا همه را پاک کن ...
هر آنچه از من داری...
از من که چیزی کم نمی شود...
فقط بگو با وجدانت چه می کنی؟!
شاید...؟!
نکند آن را هم پاک کرده ای ؟!!!
نـــــــــــــــــــــــــه!! شدنی نیست...
نمی توانی آنچه رانداشتی پاک کنی!</p>
<p>
تو می گذری...............من می گذر�
تو از من - من از دل
تو می خندی ............من می خند�
تو به من - من به روزگار
تو می گریزی ..............من می گریز�
تو از عشق - من از خاطره
تو می روی ..................من می رو�
تو از اینجا - من ازاینجا
کاش می فهمیدی از اینجا ........تا....... اینجا
چقدر فاصله است !!!</p>
<p>
خدایا....
یا نوری بیفکن ، یا توری....
ماهی کوچکـ ـت از تاریکی این اقیانوس می ترســـــد !-</p>
<p>
غَمگینَمــ ...
وَقتی همه جُفتــ ـهآ تنهاییَمـــ را به رُخَمــ میکشند...
حتی جورابــ ـهایمـــ....</p>
<p>
ندونســــــــتم یه غریبه..
هرچی باشه یه غریبست</p>
<p>
نگران نباش نفرینت نمیکنم همین ک جایت دردعاهایم خالیست برایت کافیست</p>
<p>
بعضـی هـا دستشـان « رو » میشـود؛
اما
رویشـان کم نمیشــود...!!</p>
<p>
زین پس تنها ادامه می دهم،در زیر باران....
حتی به درخواست چتر هم جواب رد میده�
و کناری می اندازمش
میخواهم تنهایی ام را به رخ این هوای دو نفره بکشم....!
باران نبار من نه چتر دارم نه یار...
(خداییش این متن چندتا لایکـــــ داره؟)</p>
<p>
گفته بودی تو و هیچکس...
ولی من ساده انگار
فراموش کرده بود�
این روزها
هیچکس ه�
برای خودش
کسی است...
(بزن لایکـــــو)</p>