ج
جواد.ش.رهنان ۱۳ سال پیش
پیام

پاکت سیگار خاطراتت را جا گذاشتی...
و من هر روز پک میزن�
یک خاطره از تو را و نشئه میشو�
و باز وقتی یادم می آید او را
باز ته سیگارم را
... با عصبانیت به سر جا سیگاری می کوبم...
اخرین نخ را گذاشت�
برای اخرین روز تابستان
تا با آن روی دست�
داغی بگذار�
تا یادم باشد
یه پایان تلخ بهتر از یه تلخیه بی پایانه .....!!

ح
حسن احمدیان ۱۰ سال پیش
پیام

تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم/
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم/
در آستان مرگ که زندان زندگی است/
تهمت به خویشتن نزن که زیستم/
پیداست از رنگ و رویم ای عشق/
یک روز خنده کردم و عمری گریستم/
طی شد هفده سالم وانگار بیستم/
چون بخت وکام نیست چه سود از دیویستم/
گوهر شناس نیست در این شهر مهدی جان/
من در صف بی وفایان چگونه بگویم که کیستم؟(

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.