جمعی بودیم گرسنه دور هم"چون سیر شدیم از هم دور شدیم"
کاش از گرسنگی میمردیم....
@javadsh · ۲۹۹ امتیاز
★★★☆☆ ۳ از ۵ (۵۳ رأی)
جمعی بودیم گرسنه دور هم"چون سیر شدیم از هم دور شدیم"
کاش از گرسنگی میمردیم....
تند رفت کودکی های من…
با آن دوچرخه ی قراضه اش که همیشه ی خدا پنچر بود....
اختصاصی:جواد.ش
هر رد پای آهویی را که دیدی دنبالش نکن!
این روز ها زیادند گرگهایی که با کفش آهو
تو را به قتلگاه میبرند!!!
درست عین بسیاری از عشق(دلبستگی)های امروزی...
اختصاصی:جواد.ش
دیگر تمام شد...
آرزوهایم را گذاشتم درون کوزه و با آبش قرص اعصاب
میخورم....!
اختصاصی:جواد.ش
عاقبت گریخت و رفت آن ماهی...!
وای که شوری دریا هم
برای نمک گیر کردنش کافی نبود....
اختصاصی:جواد.ش
وقتے فَـراقَتـــِ من،پُـــر شدهــ اَز اَشکـــ ....دَر فِراغَـتــــ !!
چہ فَــرقے میکُــنـَــد:
.
فـِراغـــ یا فَراقـــ ...؟
انسـانــ ؛ موجودیستـــ کهـ زیاد، موجود نیستــ!!
موافق ها=لایک
نمـــــیـدانــــی ،
چه دردی دارد !
وقـــتـی ..
حــــالـم ..
در واژه هــا هــم نــمی گنــــجــد ...!
چقدر سخته باهاش قرار داشته باشی بعد نیم ساعتی که از قرار گذشته زنگت بزنه بگه بابام اجازه نمیده از خونه بیام بیرون...!!!
اما تو راه برگشت از سر قرار ببینی دستش تو دست رقیبته
اون موقعس که دلت میخوا بمیری
اون موقعس که دنیا رو سرت خراب میشه
یعنی اون همه دوستت دارم هاش دروغ بود؟؟
یعنی همه حرفها.....
اینه عشقو دوست داشتن دوره ما
اونایی که این اتفاق واسشون افتاده میدونن چی میگ�
اونایی هم که هنوز با عشقشون خوب خداروشکر انشااله.. به پای هم پیر بشید
ماکه دیگه همه عشق ها رو یه جور میبینم=خیانت
موفق باشید
گآهـے دِلَـتـــ از سن و سالت مےگیرد
میخواهے کودکـــ باشے
کودکے بهـ هر بهانهـ ای بهـ آغوشـِـ غَمخوارے پناهـ مے بَرَد
و
آسودهـ اَشک مے ریزد
بُــزُرگــــ کهـ باشے بایَد بغض هآے زیادے را بـےصدآ دفن کنے.....
تـو زندگـی..
یکــ جایی هستــــ ، بعـد از کلی دویدن
یهـو وایمیستی
سرتو میندازی پایین
و آروم میگی:
« دیگه زورم نمی رســـهــــ ...!! »
تقـــــــــــدیــــــر را بــــــــهانه کـــــــرده اند بـــــــرای نرسیــــــــــدن تـــــــو بــــه من.... بـــــاور کـــــن هیـــــــــچ مانعــــــــی نیــــــــست.... بـــــــه گــــمانم هـــنگام نگـــــارش تقدیــــــــرمان ..... خــــــــــدا عطســــــــــــه کــــــــرده همیــــــــــــ
زانو هایم را به آغوش کشیده بودم
وقتی برای آغوش دیگری زانو زده بودی...!!!
چقدر سخته بعد چندماه که با مخاطب خواص بهم زدی
زنگش بزنی و اون رد بده و بعد اس بیاد ازش
خوشحال میشی و پیش خودت فکر میکنی اونم دلش میخواد که برگرده
اما وقتی پیام لعنتی و باز میکنی میبینی نوشته....
شما؟؟؟
جاسیگاریم را گم کرده ام ...
تو ندیدیش ؟
خودش مهم نیست ...
زیرش دردهایم را قایم کرده بودم ...
سلام دوستان
آخر پاییز شد و همه دم میزنند از شمردن جوجه ها!!!!
اما تو بشمار
تعداد دل هایی را که به دست آورده ای....!
بشمار تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشانده ای...!
بشمار تعداد اشک هایی که از سر شوق و یا غم ریخته ای...!
فصل زردی بود اما تو چقدر سبز بودی
نگران جوجه ها هم نباش آن ها را بعدا با هم میشماری�
ودر آخر
" امید وارم همه ی لحظه های پایانی پاییزت "
"پر از خش خش آرزو های قشنگ باشد"
یلدا پیشاپیش بر همه ی 4joki های عزیز مبارک
برای دختران زیبا،عکسهای طنز هزاران لایک زده میشود
و خیلیها از بعضی واقعیت ها فراری هستن و سعی میکنن خیلی چیزا رو نبینن ...
به سلامتی تمامی کودکان معلول و ناتوان
به نظر من بهترین آهنگساز روزگار استــــ
لعنتی بر همه ساز ها تسلط دارد و همه سازی میزند...
و ما حتی دیگر رقصیدن هم را هم فراموش کرده ایمـــ
موافق هاش لایکـــــ کنند
" خدای من ! چرا گریه می کنند؟!
درک کردن من انگار سخت تر از از دست دادنم بود ... قبول !
کمتر از آنها نفس کشیدم ٬ اما به اندازه آنها درد کشیدم ...
چرا وقتی کسی از پیششان رفت ٬ تازه می فهمند که بود ؟! ...
خود را مسخره کرده اند یا مرا ؟! "
من"ندار"بودم عروسک قصه ام پرید!!!
"دارا"که باشی"سارا"به پای خودش سراغت خواهد آمد...