a

asra

@sareeeeeeeeeee · ۱۷ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۲ رأی)

s
sareeee ۷ سال پیش
جوک

یه بارم داشتم نارنگی می خوردم هواسمم به تلوزیون بود
یه دفه دیدم به چیز لزجی زیر زبونم داره حرکت می کنه
آ قا چشمتون روز بد نبینه فکر می کنید چی بود
حلزوووووووووون
من :مامان حلزون حلزووون
مامانم خوب حالا یه حلزون بوده اژدها که نبوده
من »«
مامانم : >
آخه حلزون تو نارنگی چی کار میکنه
این قسمت : وقتی چیزی کوفت می کنیدهواستون باشه شاید این دفعه اژدها بود

s
sareeee ۸ سال پیش
جوک

آقا ما یه عمه داریم 40 سالشه هنوز می خواد ادامه تحصیل بده شوهر نمیکنه چند وقت پیش بهش گفتم داری می ترشی دیگه چرا ازدواج نمی کنی دختر عموم < خیلی طرف دار این عمم>نه گذاشت نه برداشت بر گشت گفت : تو به فکر خودت باش با 17 سال سن هنوز یه دوست پسر مجازی هم نداری باید مامانتو بفرستیم لال جین < شهر جهانی سفال جهت افزایش اطلاعات عمومی تون> برات خمره بگیره هیچی دیگه با خاک بک سان شدم تا اخر مهمونی خیلی ساکت آروم دست به سینه یه گوشه نشستم هی چی هم نگفتم.

s
sareeee ۸ سال پیش
جوک

یه بار سر کلاس ریاضی دبیر مون بعد چهار روز تعطیلات امد یه هویی گقت می خوام تست بگیرم مام همه هیچی بلد نبودیم یه دفه رفیقم پاشد گفت خانم چه قد لاغر شدید .<اخه معلمون خیییییلی چاق> اونم یه نگا به خودش یه نگاه به گفت واقا مام هی میگفتیم آره خیلی
هیچی دیگه خانومون کلاتست یادش رفت تا آخر ساعت هم حرف زدیم دم رفیقم گرم همونو نجات داد
کلید اسرا
این قسمت :دهانی که به موقع باز شود

s
sareeee ۸ سال پیش
جوک

یه روز سر کلاس زبان وسط درس خوابم برده بود دبیرمون امد بالاسرم یه جوری زد روشونم که سه تا سکته ناقص زدم بعد برگشته میگه خواب بودی منم هول شدم گفتم نه خسه بودم دراز کشیم هیچی دیگه کلاس منفجر شد منم دو روزاخراج موقت شدم با تعهد رفتم مرسه خخخخخ