یه بار سر کلاس ریاضی دبیر مون بعد چهار روز تعطیلات امد یه هویی گقت می خوام تست بگیرم مام همه هیچی بلد نبودیم یه دفه رفیقم پاشد گفت خانم چه قد لاغر شدید .<اخه معلمون خیییییلی چاق> اونم یه نگا به خودش یه نگاه به گفت واقا مام هی میگفتیم آره خیلی
هیچی دیگه خانومون کلاتست یادش رفت تا آخر ساعت هم حرف زدیم دم رفیقم گرم همونو نجات داد
کلید اسرا
این قسمت :دهانی که به موقع باز شود