آقا ما یه عمه داریم 40 سالشه هنوز می خواد ادامه تحصیل بده شوهر نمیکنه چند وقت پیش بهش گفتم داری می ترشی دیگه چرا ازدواج نمی کنی دختر عموم < خیلی طرف دار این عمم>نه گذاشت نه برداشت بر گشت گفت : تو به فکر خودت باش با 17 سال سن هنوز یه دوست پسر مجازی هم نداری باید مامانتو بفرستیم لال جین < شهر جهانی سفال جهت افزایش اطلاعات عمومی تون> برات خمره بگیره هیچی دیگه با خاک بک سان شدم تا اخر مهمونی خیلی ساکت آروم دست به سینه یه گوشه نشستم هی چی هم نگفتم.