ل

ليالى قدر

@مهدى موعود آمد · ۱۷۸ امتیاز

★★★★★ ۴ از ۵ (۱۴ رأی)

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

ديروز به بابام گفتم :
بــابــاجون احساس مى كنم مثل يـه گل پژمرده ام كه هيچ
كسى دوستم نداره .......
برگشت درست حسابى براندازم كرد و خيلى جدى گفت :
تـــو كه بيشتر شبيه بادمجون پلاسيده اى با اين حال من
خيلى دوستت دارم .....!!! O o
به نظرتون باباى راستكيمه ؟؟؟؟!!!!!

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

دوستان عزيزم .....
ابرها ؛ نمى دانند چرا به سمتى مى روند و چـرا با
اين سرعت مى روند ، تنها يك انگيزش .....!!
اين جايى است كه اكنون بايد رفت .
اما آسمان از انگيزه ها و انگاره هاى پشت تمامـى
اين ابرها خبر دارد .
و تو نيز خواهى دانست وقتى خودت را آن قدر بالا
بكشى كه بتوانى وراى افق ها را بنگرى .....!!
** وجدانت ** ؛ مقياس صـــداقت و خــود خواهى
توست و همان نردبانى ست كه تــو را بـه فـراسوى
افق ها مى برد تــا بتوانى از دل وقايع ؛ حـقايق را
بيرون بكشى .....!!
با دقت به ندايش گوش بسپار .
الهى ، وجدانمان را همواره بيدار و صدايش را در
گوشمان آن چنان رسا گردان كه توان نـــاديــــــده
گرفتنش را نداشته باشيم . آمين

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

عزيزتر از جان .....
مختارى بيافرينى و حرمت نهى آن گذشته اى را كه خود
برگزيده اى تا التيام بخشى و دگرگون سـازى اكنونت را
بــراى ساختن آينــده اى شادتر و پربارتر . چــه بســـيار
انسان هاى شادمان و كامياب را ، زمـــانـــى وسوسه ى
تلخ خودكشى در سرافتاده بود و آن ها محكم بر زمينش
كوبيدند . ابرها را چه هراسى ست از سقوط در دريا كه
نه افتادن توانند و نه غرق گشتن ، ليكن آزادند براين باور
كه مى توانند و از اين باور نادرست بهراسند .
هر فردى بايك دفترچه ى راهنما براى ساختن آينده اش
به اين جهان پامى گذارد . چه بسيارندكسانى كه به ياد
نمى آورند آن را كجا نهاده اند . عزيز مباد كه از خيــل
بى شمار حواس پرتان باشى .
خدايا؛ دفترچه ى راهنمايم را كجا جاگذاشته ام كه در
غربت غريب اين جهان چنين آواره ام ..........!!!!

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

كــــاش .....!!!
بسيار تا تو راهست ، وين راه بس سياه است
رفتن محال ، مجهول ، برگشتنم گناهست
اين قلب بى پناهست .....!!
نابود مى شدم كاش !!!!!
آغازْ ، درد و اندوه ، انجامْ ، ياس و افسوس
من گرچه سخت نستوه
دشمن كمين به انبوه ، بر آتش دل كوه
چون دود مى شدم كاش !!!!!
نه سبزه نه درختى ، نه ياورى ز بختى
در اين كوير تشنه ، ره مى برم به سختى
چون رود مى شدم كاش !!!!!
روىْ اين جهان و جاده ، بر تيرگى نهاده
بر دشمنى ، خرابى ، دست زمان گشاده
بهبود مى شدم كاش !!!!!
بر خيل بى پناهان
يك دوست مى شدم كاش !!!!!

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

دشمن ، غريبه ، دوست ....!!!
آه !! اين خودى كه زخم بر سينه مى زند
گويى نبرده پى ....
دلدار من هم اوست !!
گويى نبرده پى ...
قلب و سر و تنم ، تقديم او شده ست
نامى زمن به جاست در استخوان و پوست !!
من مرده از غمش ، او زنده از دَمَمْ
افسوس همدمم ، اينگونه ام عدوست !!
يك لحظه مى خرد ، يك لحظه مى درد !!
من در شگفت .....!!!
زين بازى چه نامَمَش
دشمن ، غريبه ، دوست ...!!!
پى برده ام كنون ، كاين هر سه را همى
يكبارگى خود اوست ......!!!!!

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

بسيار باش .....!!
امشب از شب هاى پايـــــيز است ، بـا من يار باش
من پـــر از بــيدارى ام ، امشب تــو هم بــيدار باش
هوشيارى ، دلخوشى مى خواهد و عــــقل سليـــــ�
من كه مست ازغصه هاهستم تو پس هـوشيار باش
رعــــدها را ديده اى ؛ خشم و صـدا و بـــعد هيــچ
گــرم پوى و تـــيز رو ، بـــى ادعــا ، رگبـــــار باش
هـــر گلــى را عاقبت ، بـــاد خــزانـــى مــــى بـــرد
در هجوم بادهاى زندگى اى دوست ، يك ديوارباش
خرده جوى و خاروَش ، خاموش و خالى ، واىِ تــو
كم مَمان ، كوچك مشو، بستيز ، هـان ! بسيار باش
خداى من پرم كن از خوبى هاى بسيار تا كم نباشم

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

خداى مهربانم ......
نمى خواهم دعا گوى آن باشم تا از خطرها پناه يابم !!
بلكه بگذار در رويارويى شان بى هراس باشم .
نمى خواهم خواهان تسكين دردهايم باشم !!
بلكه مى خواهم خواهان قلبى باشم كه بر دردها چيره مى شود .
بگذار در نبردگاه زندگى ، نه در طلب ياوران !!
كه طالب نيروى خود باشم .
مگذار غرق در ترس دلهره آور ، تمناى نجات داشته باشم !!
بلكه بگذار آرزومند صبرى باشم تا آزادى ام را فرا چنگ آورم .
مرا آن بخش كه بزدل نباشم ؛؛
كه تنها در وقت پيروزى بخشايشت را احساس كنم .....!!
بلكه در شكست هايم نيز فشار دستت را بيابم .
خدايا دوستت دارم

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

عزيزترين�
دو راه براى گسترش نور هست :
شمع بودن يا آيينه اى كه منعكس مى كند
به جاى انديشيدن به اين كه كجا هستى ،
به آن جايى بينديش كه خواهى بود .
براى به ظاهر يك شبه موفق شدن ،
بيست سال كار توان فرسا لازم است
بهتر است خود را پاك و روشن نگاه دارى ؛
تو همان پنجره اى كه بايد دنيا را از آن ببينى .
خداوند عزيز : با من مهربان باش ...!!
درياى زندگى چنان گسترده است و
قايق عمر من چنين كوچك ......!!!

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

جانان من .....
** آب ** ، روان است ، نرم و شكل پذير ؛ امـا ** صخره ها ** را
كه سخت و تسليم ناپذيرند ، فرسوده مى كند .....!!
اين قانون است كه : هر آنچه روان ، نرم و انعطاف پذير است ، بر
هر آن چه سخت و انعطاف ناپذير است فائق آيد .....!!
اين هم تناقضى ديگر : ** هر آنچه نرم است ، سر سخت است **
بياييد همچون آب باشيم : پـــاك ، شـــفاف ، روان ، لطـيف ، نـــرم
اما ** سرسخت ** ..........!!!!!

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

چه خداى خوبى دار�
بعضى اوقات در گـــذر سال ها جاده ى زندگى به نظر طولانى مى رسد
و ما با قلبى شكسته و چشمانى پر از اشك در ميان نگرانى هايمان قد�
برمى داريم و در كناره ى راه از پــا مى اُفتيم ، امـــا پـــروردگار آرام در
گوشمان زمزمه مى كند كه :
*** بنده ى من ، روز ديگرى در پيش است ، جــــاده ***
*** همــوارتر و بهــتر خـواهـد بود ، پس دل شكسته ***
*** مباش، مكان فرو افتادنت تنها استراحت گاهــى ***
*** كــــوچــــك است بـــراى اوج گــرفتــنى ديــــــگر ***
خدايا ، خوبى هات تمومى نداره عشق منى

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

تقديم به امام عصر ( عج )
بيهوده ، پوچ طى شد ، دور از تو سالهاي�
يك ناله هم نيامد ، حتى برون ز ناي�
حرفى براى گفتن ، هرگز نبوده با كس
نامى نداشت حتى ، جانسوزْ ناله هاي�
هر روز رنج تكرار ، هر لحظه درد هستى
با اين دو زخم جانكاه چندين زمان بپاي�
بى بودنت چه سود از ، هفتاد سال بودن !!
حتى نكرده اين فكر ، يك لحظه هم رهاي�
دست و دل تهى را ، اندوه برده از كار
در بند كس نيامد ، يار گره گشاي�
جان كندن مدام است ، تدبير ديدن تو
با سايه اى گريزان ، تدبير چون نماي�
تا زنده ام بيا مهدى جان

ع
عشق من مادر ۱۰ سال پیش
پیام

تقديم به امام عصر مهدى ( عج )
نازنين ترين يارم
اگر مى توانستم جذبت كنم نامم ديگر آدم نبود
آدمربا بود
خوب من
سوختن در كنار يك خورشيد تابان ، بهتر از يخ
بستن در زمستان تنهايى ست
پس بگذار كنار تو باش�
زيباترين گل زندگيم
من اگر روح پريشان دار�
من اگر غصه هزاران دار�
به تن زندگيم زخم فراوان دار�
به تو و عشق تو ايمان دار�
قهرمان نام آور من
زنده ام با نام تو ، پژمرده ام بى نام تو
حاضرم پرپر شوم در محضر ديدار تو
اى دور از من
اشك من در فراقت تنها سه حرف ندارد
خيلى حرف دارد
اى صابر
صبورى تو بر گناهان من بى منتهاست
اما جان من از غيبتت بر لب رسيده
صبر من از هجر تو در انتهاست
اى ماندگارترين عشق
خداحافظ ، پايان من است
تو انتها ندارى ، هميشه ماندگارى