چه خداى خوبى دار�
بعضى اوقات در گـــذر سال ها جاده ى زندگى به نظر طولانى مى رسد
و ما با قلبى شكسته و چشمانى پر از اشك در ميان نگرانى هايمان قد�
برمى داريم و در كناره ى راه از پــا مى اُفتيم ، امـــا پـــروردگار آرام در
گوشمان زمزمه مى كند كه :
*** بنده ى من ، روز ديگرى در پيش است ، جــــاده ***
*** همــوارتر و بهــتر خـواهـد بود ، پس دل شكسته ***
*** مباش، مكان فرو افتادنت تنها استراحت گاهــى ***
*** كــــوچــــك است بـــراى اوج گــرفتــنى ديــــــگر ***
خدايا ، خوبى هات تمومى نداره عشق منى