قبل از آن كه .....
** خزان ** از راه برسد
از هر ** بهار **
استـــفاده كــــن .....!!
اين يعنى ** زندگى ** ........
@مهدى موعود آمد · ۱۷۸ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۱۴ رأی)
قبل از آن كه .....
** خزان ** از راه برسد
از هر ** بهار **
استـــفاده كــــن .....!!
اين يعنى ** زندگى ** ........
در طول تاريخ بشريت ، پيامبران فاتحانى بــوده اند
كه به دنبال فتح نبوده اند .....!!
آن ها خــود را تسليم خداوند كردند و بــه او گفتند :
باشد كه اراده ى تو حكم براند و باشد كه مشيت تو
جارى شود .
آن ها علــم ** محو ** را خوانده بودند ، نــه علــ�
** نحو ** را ، و مى دانستند چگونه اراده ى خود
را در برابر اراده ى خدا محو كنند .....!!
خود را به ** خــــدا سپردن ** ، به معنى بازيافتن
خود است .
ما بايد كامل كنيم يكديگر را ، نه آن كـه همانند شوي�
تو جبران مى كنى كمبودهاى مرا و آن جا كه تـو تـند
مى روى من قدم آهسته مى كنم .
** تفاوت ها ** ..........
** زنــــدگى ** را پـر بـار مى كنند و ** عشق ** را
افسون ..........!!!!!
** تن شما **
** چنگِ روح ** شماست
با شماست
كه از آن نغمه اى خوش آهنگ
مُــــتَرَّنم سازيد
و يا صداهايى بد آهنگ .....!!
جِــبران خليل جِــبران
هر فردى ، بهترين هم كه باشد
اگر زمانى كه بايد باشد
نبـــاشـــد .....
همان بهتر كه نباشد .....!!
بهترينم ..........
آنگاه كه از دارايى هايت مى بخشى
چندان نبخشيده اى .....!!!
بخشش آن است كه
عاشقانه و بى ادعا
پاره هاى وجودِ خويش را
ببخشى ..........!!!!!
هـــرگـــز .....
** حوصله ** را از دست ندهيد
زيــــرا .......
اين آخرين ** كليدى ** است
كــــــه .......
** در ** را خواهد گشود .......!!!!
يا مهدى ( عج )
آن قَـــدَر زير لب�
نام تو را ، زمزمه كرد�
كه لبم سوخت
ولـــــى ......
نام تو را توبه نكرد�
ديالوگ ماندگار از سريال نفس گرم .....
حاج خانم نداف ( سر كارخانم مرجانه گلچين ) دريكى
از جلسات قرآن :
پناه مى برم به خدا از عيبى كه امروز درخودم مى بين�
و ديروز ديگران رو به خاطر همين عيب ملامت كردم .
خدايا ، نه اونــقَدَر پاكم كه كمكم كنى ؛ نه اونــقَدَر بـد�
كه رهام كنى .!! گم شدم ميـون اين دو ، سرگردونم ....
هم آزارت ميدم ، هم آزار مى بينم .....!!
خدايا ، خيلى تلاش كردم ، اونى بشم كـــه تــو ميخواى
ولى نشد ...!! از طرفى هم نمى خوام اونى باشم كه تو
رهاش مى كنى.....!!
بارالها ..........
دستم به آسمونت نميرسه ، توكه دستت به زمين ميرسه
بلندم كن .....!! بلندم كن .....!! بلندم كن .....!!
باور مى كنيد من تاحالا تو هيچ هيئت و جلسه اى گريه
نكردم امااين ديالوگ هــق هــق من و در آوُرْد ضبطش
كردم و هر بار كه بهش گوش ميدم بــه همون شدتى كه
بار اول شنيدم گريه مى كنم ....!!!
خـــدايــــا ..........
** گــلِ بهشت **
در نــــظر دوســــتان تـــو
** خـــار ** است
پس جــويـــنده ى ** تــــو ** را
بـــا ** بهشت **
چــه كـــار است .....؟؟!!
عزيز مهربانم .....
بــراى آن كه ارزش ** يك دهـــم ثانيه **
را دريابى .....
از شخصى كه در المپيك مدال نقره را به
دست آورده ، سؤال كن .....!!
زمانى كه درد عشق و دورى را
در چشمانم ديد ، گفت :
سخن فلاسفه ى بزرگ را به خاطر آور :
** زندگى دمى بيش نيست **
پاسخ دادم :
آرى ، آرى ، آرى .....!!
اما ، همين دم
چون ابديتى پاييد ......!!
هر آنگاه كه .....
در ** انتظارِ يار ** گذشت .....!!
پژوهش و دانش ، مانند راندن قايق خلاف
جهت آب است ........
اگر پيش نروى ، حتماً پس خواهى رفت
تقديم به صاحب جمعه ها ** امام عصر ** ( عج )
** صـــبح **
آسمان كـــبود شــد .....
** فلــــــك **
با تـــمام بــزرگـــى
هــق هــق مــى زد و
** بــــاران ** مـــى خــواست
و ** مــــــن **
بــه ايــن كوچـــكى .....!!
چـــگونه مـــى تـــوانـ�
تـــو را بـــخواهــــ�
اى ** بـــــــاران ** ..........!!!!!
جمعه هاى غمگين بى حضرت مهدى ( عج )
دينگ ، دينگ ، دينگ ، ساعت هشت بامداد :
** نخست وزير بريتانيا انتخاب شد **
** رئيس جمهور ونزوئلا گريخت **
** لوكوموتيورانان آلـمان اعتصاب كردند **
و سه چهار نقطه ى ديگر .....!!
ولى چه حيف .....!!
سوت و كور است دنيا
وقتى خبرى از ** تـــو ** ندارد ..........!!!!!
اى مهدى ( عج ) جان
** جمعه ها **
دلم ** تنگ تر ** مى شود ، آن قدر تنگ
كه حتى از خـــودم
نمى توانم ** عبــــور ** كنم ..........!!!!!
مى دانيد چرا ذكر روز جمعه يك صد صلوات است ؟؟!!
زيرا خودِ خداوند نيز براى ظهور حجتش عجله دارد
براى ظهور آقامون امام زمان صلوات
يك دلِ خوش .....
جا مانده است ، چيزى ، جايى
كه هيچ گاه ديــگر
هــــيچ چيـــز
جايش را پــر نخواهد كرد
نه مـوهاى سياه و
نه دندان هاى سپيد
*** يــك دلِ خــوش ***
خـــدايـــا : دلِ خوش ، سيرى چند ؟
من ، بـــه مــقدارى از آن محتاجــ�
ديدم بازار ** يه سلامى بكنيم ** گـرمه فكر كردم اول صبحى
منم يه سلام خيلى قشنگ بكنم هم به مسولان فورجك و هم بـــه
همه اعضاى دائمى و مهمان و دوستان گلم . هواى اين روزهـا
به لطف خدا بارونيه ، پس يه سلام بارونى با قطعه شعر زيــــر
به همه تون تقديم مى كنم .
سلامـــى از دلـــى تنــــها
دلـــى آكنــده از غــم هـــا
گهـــى بـــى بــار
گهـــى بـــى يــار
گهـــى از زنـــدگــــى بــــيزار
گهـــى گـــريـــان
گهـــى خـــــندان
گهـــى رنجــيده از يـــاران
ســـــلام اى بهـــتر از
** بـــــــاران **
الهى روزهاى قشنگ بارونى تون خالى از غم و غصه باشه .
و امــا تــو اى مـــادر !!
اى مـــادر !!
هــــوا ؛
همان چيزى ست
كه دور سر تو مى چرخد
و هنگامى كه تو مى خندى ،
صاف تر مى شود .....!!
سلام به مسئولان فورجك و همه اعضاء من يك شعر گفتم در بــاره
امام زمان ، اولا نظرتون رو در مورد شعرم ميخوام كه بگيد آيا من
استعدادى تو اين زمينه دارم يا نه و اصلا از شعرم خوشتون اومد
يانه ؟ دوم اينكه حروف اول مصرع ها رو كه به هم وصل كنيد يــك
جمله ميشه كه احساس من نسبت به امام زمان هستش اگه مى شه
اون جمله رو با نظرتون توى پست هاتون بنويسد از مديران محترم
فورجك هم تقاضا دارم ضمن اينكه اين پست رو تو بخش پر بازديد
ميگزارن نظر خودشون رو هم بگن برام خيلى مهمه چون همه ميگن
شعرهاتو چاپ كن اما من به خودم اعتماد ندارم ممنون ميشم .
در ضمن اگر شاعر خبره اى هم در بين تون هست اشكال و ايـراد
شعرم رو بگه .
دلم از دست تو خون گشته و گرديده ويرانه
وصالت چون مُيَسَّر نيست گشتم همچو ديوانه
سلامت ميكنم پاسخ نمى گويى چه دل سنگى
تمناى مرا ديدى نگاهت گشت بيگانه ؟!
تباهم كردى و سوزانديم از عشق مى دانى ؟
دواى آتش عشقت بُوَدْ در كنج ميخانه ؟
امير قلب من در كار دل فتنه مكن زين بيش
رهايم كن از اين هجران ، مزن آتش به كاشانه
منم از دورى ات بى تاب كه خون دل خورم هر د�
مرا مرگ بهتر ازبودن در اين عالم غريبانه
هواى خلوتت دارم به سر هر لحظه و هر جا
در آن خلوت ز تو گيرم هزاران بوسه مستانه
يگانه دُرِّ اين عالم ، بيا و در برم بنشين
جهانى داده ام از كف ! نگه كردى چو رندانه
اميدم دادى و عشقم ، چه شد زان پس بريدى تو
نمى دانم چه بد كردم كشيدى پر از اين خانه ؟!
در ضمن اين شعر مال زمانى هست كه احساس ميكردم عنايت
آقابه من كم شده ونمى دونستم چرا؟ ولى خداروشكربعداز اين
شعراحساس كردم نظرلطفشون دوباره نسبت به من برگشت .
خدايا فرج آقامون رو هر چه زودتر به ما عنايت فرما . آمين
نــــازنيــــــنم ..........!!!
آدمــــى ، نــــزديــــكِ خــــود را
كــــى شـــــناخـــــت ..........؟؟؟!!!
دور را بشنــــاخـــــت
ســــوى او بــــتاخــــــت
آن كـــــه كمـــــــتر قــــــدرِ تـــــو دانـــــد
دُرســـــــــت .........!!
در مــــــيانِ خـــــويـــــش و
نــــزديــــــكانِ تــــوســـــــت
راستى بچه ها اين شعر نيما يوشيج چقدرتوى زندگى هاى همه ما
واقعيت داره ، نه....؟؟؟!!!