چند روز پیش بعد از ۳۶ ساعت کشیک تو بیمارستان اومدم خونه از خستگی خوابم برد یکی دو ساعت بعد یکی از هم کلاسی هام زنگ زد یه کتابی میخواست منم تو حالت خواب و بیداری اومدم بهش بگم باید بگردم ببینم دارمش یا نه بعدا بهتون زنگ میزنم! پیش خودم گفتم نه بذار یکم باکلاس تر حرف بزنم بگم بعدا باهاتون تماس میگیرم! یهو زبونم نچرخید به جاش گفتم بعدا باهاتون زنگ میزنم!!! یعنی یه همچین ادم باکلاسیم من!!!