س

ساجده

@هرچی شما بگین · ۲۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۲۰ رأی)

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۰ سال پیش
جوک

چند روز پیش بعد از ۳۶ ساعت کشیک تو بیمارستان اومدم خونه از خستگی خوابم برد یکی دو ساعت بعد یکی از هم کلاسی هام زنگ زد یه کتابی میخواست منم تو حالت خواب و بیداری اومدم بهش بگم باید بگردم ببینم دارمش یا نه بعدا بهتون زنگ میزنم! پیش خودم گفتم نه بذار یکم باکلاس تر حرف بزنم بگم بعدا باهاتون تماس میگیرم! یهو زبونم نچرخید به جاش گفتم بعدا باهاتون زنگ میزنم!!! یعنی یه همچین ادم باکلاسیم من!!!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۰ سال پیش
جوک

به بابام گفتم یکم پول بهم بده. گفت: بابا جون جیب منو تو که نداره هرموقع پول لازم داشتی خودم باهاتم دیگه!!! چند ساعت بعد یه کار ضروری پیش اومد میخواستم برم بیرون .بابا خواب بود. از تو جیب کتش پول برداشتم رفتم. شب که برگشتم خونه بابا گفت: تو از جیب کت من پول برداشتی؟
گفتم: اره
گفت: بی اجازه؟
منم اومدم مثلا خودم رو براش لوس کنم گفتم: مگه نگفتی جیب من و تو نداره؟!!
بابا هم خیلی شیک برگشت گفت: منظورم جیب زیرشلواریم بود نه جیب کتم!!!
نه خداییش این بابای ادم ضایع کنه من دارم؟؟!!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۰ سال پیش
جوک

تا حالا دقت کردین مامانامون دو سال بهمون شیر دادن اما تا اخر عمر ازش به عنوان یه اهرم فشار برای کنترل ما با این جمله معروف که : شیرم رو حلالت نمیکنم استفاده میکنن؟!! تو خونه ما که بابامم میگه شیرم رو حلالتون نمیکنم!! میگیم شما دیگه چراااااا؟ میگه شیر مامانتون کم بود منم شیر خشک میخریدم!! اصن یه وضی هااااااا !!! اگه میدونستم اینطوری میشه اصن لب نمیزدم!!والااااااا!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۰ سال پیش
جوک

گودزیلامون ۴ سالش که بود یه بار تو مهدکودک یکی از دوستاش به یکی از بچه ها فحش داده بود اینم یاد گرفته بود اومد به من گفت : خواهری × گ و ز و × یعنی چی؟
منم خواستم مثلا کار فرهنگی انجام بدم که بچه درست تربیت شه! برای این که رو این کلمه حساس نشه و تو ذهنش نمونه بهش گفتم یه اسمه !
شبش خونه خاله اینا دعوت بودیم عروسش باردار بود داشت به ما میگفت هنوز نتونستم یه اسم خوب واسه بچه ام پیدا کنم و نظر ما رو میخواست! یهو گودزیلا پاشد رفت جلوی عروس خاله وایساد گفت : من امروز یه اسم قشنگ یاد گرفتم! میخوای بهت بگم؟
عروس خاله هم خیلی مشتاق گفت: اره عزیزم بگو ببینم چی یاد گرفتی!
گودزیلا گفت: اسمش رو بذار گوزو خانم!!
بماند که چقدر هممون در و دیوار گاز زدیم اون لحظه و مامانم چقدر حرص خورد ( یکی میزد تو سر من میگفت تو یادش دادی یکی میزد تو سر خودش عذرخواهی میکرد و هی توضیح میداد میگفت بچه اس معنیش رو نمیدونسته واقعا فکر کرده اسمه!! ) من بدبخته فرهنگ دوست! رو تا دو هفته تمام از همه چی محروم کردن تا دیگه کار فرهنگی واسه بچه انجام ندم!!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۰ سال پیش
جوک

یکی از فانتزیای مامانم به گفته خودش اینه که منو هر چه سریع تر شوهر بده! بعد بلافاصله خونمون رو بفروشن برن یه جای دیگه به منم ادرس ندن! بعد یه کاغذ بزنن رو در خونه قدیمیه روش بنویسن جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود! که اگه به گفته مامانم شوهره همون روز اول صد در صد پشیمون شد خواست منو پس بفرسته نتونه!! یعنی یه همچین مامان با محبتی دارم من!! کیا مث من اینقدر پیش خانواده عزیزن؟؟!!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۰ سال پیش
جوک

مامانم و گودزیلامون رفتن مشهد. حالا قبل از رفتنشون کلی به گودزیلا گفتم این دعا رو بکن اینو بگو اونو بگو! بعد زنگ زدم بهش میگم: برام دعا کردی؟
میگه: اره
میگم: چی گفتی؟
میگه: گفتم امام رضا شما که خودت داشتی میشنیدی ساجده اون روز چی میگفت هرچی اون روز میگفت رو بهش بده!!!
مدیونین فکرکنین شیرازی هستیمااااااا!!!
این دیگه از تنبلی رو دست زده به همه!!!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۰ سال پیش
جوک

روز پزشک من و گودزیلامون برای عمو یه کیک خریدیم بهش گفتیم بیاد خونمون که یه جشن کوچولو بگیریم هرکدوم هم براش یه کادو گرفته بودیم اما گودزیلا کادوشو به من نشون نداده بود نمیدونستم چی خریده! لازم به ذکر است عمو متخصص کلیه و مجاری ادراریه! خلاصه موقع باز کردن کادوها عمو کادو منو برداشت باز کرد یه عروسک از اینا هست که شلوارش رو میاری پایین جیش میکنن از اینا بود!عمو چشاش چهارتا شد گفت این چیه؟! ازش گرفتم دوییدم تو اشپزخونه پر از ابش کردم اوردم شلوارش رو اوردم پایین گفتم ایناها اینجوری کار میکنه ایشالله همه مریض هایی که عمل میکنی خوب شن مثل این جیش کردنشون روان و راحت شه لبخند بیاد رو لباشون! عمو یه نگاه سنگینی بهم کرد گفت خجالت بکش تو دیگه بزرگ شدی کی قراره ادم بشی؟!
بعد کادو گودزیلا رو برداشت گفت تو چی خریدی واسه عمو؟! گودزیلا صداشو صاف کرد با صدای بلند گفت تا همتت ای پزشک باقیست دستان تو نعمتی الهیست! بعدش دویید رفت عمو رو بوس کرد گفت روزت مبارک ! عمو هم ذوق مرگ شده بود گودزیلا رو گرفت تو بغل یه مشت ماچش کرد گفت راضی به زحمتت نبودم عزیزم!منم با دهن باز نگاشون میکردم فقط! حالا اینا هیچی اوج فاجعه وقتی بود که عمو کادو گودزیلا رو باز کرد یه کتاب پزشکی زبان اصلی بود! عمو با تاسف یه نگاهی بهم کرد یه سری تکون داد گفت یاد بگیر نصف توئه!!
گودزیلا چاپلوسه ما داریم؟ بزنم لهش کنم؟

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۰ سال پیش
جوک

محمدرضا یکی از دوستای بابا خیلی ادم شوخ و شیطونیه این تو دوران جوونیش تو اداره پست کار میکرده یه بار به یکی از دوستاش قول میده که اونجا براش کار پیدا کنه! بعد از کلی باج گیری از اون بدبخت میبردش تو اداره پست کلی هم منت میذاره سرش که یه کار عالی برات پیدا کردم الکی ناز نکن و این موقعیت رو از دست نده و دیگه کار بهتر از این گیرت نمیاد و ازاین حرفا!! اون بیچاره هم محمدرضا رو میگیره تو بغل و کلی تشکر میکنه! خلاصه میرن داخل محمدرضا یه صندلی میزاره میگه :بشین!
اونم با کلی استرس میگه: خب بعدش باید چی کار کنم؟
میگه :هیچی تو فقط بشین اینجا زبونت رو دربیار هر کی رد میشه تمبرش رو بزنه رو زبون تو بچسبونه رو پاکت نامه اش!!
هیچی دیگه الان نمیدونیم محمدرضا کجاست کلا ازش بی خبریم! دوستش میگه شبیه پاکت نامه کردمش با پست پیشتاز براتون فرستادم اما هنوز به دست ما نرسیده!!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۰ سال پیش
جوک

تو اتفاقات ارتوپدی بودیم یه پسر حدودا ۷ ساله رو اوردن. افتاده بود زمین پاش شکسته بود و بدجور زخمی شده بود وقتی اوردنش تو اتاق معاینه مامانش داشت گریه میکرد پسره با اخم به مامانش گفت گریه نکن برو بیرون!!!
مامانه هم که حالش اصلا خوب نبود گفت من طاقت دیدن ندارم الان حالم بد میشه رفت بیرون! تا داشتم فکر میکردم بابا اینا چقدر خارجین و پسره رو با گودزیلای خودمون مقایسه میکردم که موقع یه امپول زدن ساده هم باید یه ایل و تبار بگیرنش و همه رو میگیره به باد فحش وبا خودم میگفتم مگه همچین گودزیلایی هم وجود داره؟
مگه میشه؟ مگه داریم؟ رزیدنته (دانشجو تخصص) یه قیچی برداشت رفت سمت پسره که شلوارش رو پاره کنه ببینه پاش چی شده! تا زانو شلواره رو که پاره میکرد پسره هیچی نگفت همینی که از زانو رفت بالاتر پسره شروع کرد جیغ کشیدن که بلبلمو میخوای چی کار کنی؟!!
هر چی رزیدنته میگفت بابا کاری نداریم اون سر جاشه به درد کسی نمیخوره که! مگه اروم میشد؟!! هیچی دیگه میخواستین چی کار کنیم؟ مگه گودزیلا جماعت توضیح و منطق و دلیل حالیشه؟!! سرش رو کردیم تو شلوارش که باچشمای خودش ببینه اروم بگیره!!
نتیجه اخلاقی: هیچ وقت گول ظاهر گودزیلاها رو نخورین همه درنهایت یه جورن تا رگ گودزیلاییشون بگیره دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره!!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
جوک

یکی از استادای اورولوژیمون تعریف میکرد میگفت یه مریضی داشته یه اقای پیری بوده ازش پرسیده مشکلتون چیه؟ اقاهه هم خیلی شیک برگشته گفته: اقای دکتر من قبلا که جوون بودم وقتی می ش اش ی د م روی قله دنا میریخت ولی حالا حتی روی این بزه هم نمیتونم ادرار کنم!!( دقیقا همین طوری گفته!) استادمون ذوق میکرد میگفت مریض باید همینجوری باشه! قشنگ بیاد مشکلش رو به زیبایی بیان کنه که ادم بتونه بیماریش رو تشخیص بده!! استاده خل و چله داریم؟

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
پیام

به کسی کینه نگیرید دل بی کینه قشنگ است
به همه مهر بورزید به خدا مهر قشنگ است
دست هر رهگذری را بفشارید به گرمی
بوسه هم حس قشنگی است
بوسه بر دست پدر بوسه بر گونه مادر
لحظه حادثه بوسه قشنگ است...
بفشارید به اغوش عزیزان
پدر و مادر و فرزند
به خدا گرمی اغوش قشنگ است
همه جا مست بخندید
همه جا عشق بورزید
سینه با عشق قشنگ است
بشناسید خدا را
هر کجا یاد خدا هست
هر کجا نام خدا هست
سقف ان خانه قشنگ است

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
جوک

تاحالا دقت کردین بیشتر مردم فکر میکنن یه دکتر یا یه استاد دانشگاه باید یه ادم خشک و بداخلاق و مغرور باشه؟ هر چی بداخلاق تر و مغرورتر سوادش بالاتر! احترامی هم که براش قائلن بیشتر!!!
اگه خشک و مغرور نباشی دو حالت داره یا فکر میکنن دروغ میگی که دکتر یا استاد دانشگاهی یا اگه بشناسنت فکر میکنن کم داری!!!
چقدر ساده و خاکی بودن غیر عادی شده دقت کردین؟
افتادگی اموز اگر طالب فیضی/هرگز نخورد اب زمینی که بلند است

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
جوک

خونه مامان بزرگم اینا بودیم همه فامیل دور و نزدیک هم بودن خیلی شلوغ بود. داشتیم خندوانه نگاه میکردیم. بحث سر لبخند زدن شد داییم گفت: ساجده (یعنی من) هم وقتی لبخند میزنه خیلی بامزه میشه! گودزیلامون نه گذاشت نه ورداشت جلو اون همه ادم گفت: اره اگه سبزی لای دندوناش گیر نکرده باشه!!!! منو میگی؟ چشها چهارتا! فک مماس با کف زمین! ینی داغونم کرداااااا له له !تا حالا هیشکی منو اینجوری ترور شخصیت نکرده بود!! اینم گودزیلاست ما داریم؟

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
جوک

مامان یکی از رزیدنت های قلب (دانشجو تخصص) زنگ زده خونه برای خواستگاری (خیلی ممنون ایشالله قسمت شما هم بشه) بعد مامانم بدون اینکه به من چیزی بگه جواب رد داده!( خیلی ممنون ایشالله قسمت شما نشه) بعد پسره تو بیمارستان به دوستم گفته بود با من حرف بزنه راضیم کنه که حداقل یه فرصت صحبت کردن بهش بدم اگه نخواستم بعد جواب رد بدم. دوستم اومد به من گفت. منم از همه جا بی خبر اصلا نمیدونستم راجع به چی صحبت میکنه! بعد که جریان رو برام تعریف کرد فهمیدم کار مامان خانومه! اخه دفعه اولش نیست که ماشالله ! اومدم خونه بهش میگم:این که دیگه خوب بود همه معیارهایی که من می خواستم رو داشت ادم با شخصیتیه میذاشتی بیاد اگه خوشت نمیومد بعد میگفتیم نه!!
میگه: یعنی می خوای یکی که شبیه خودته رو برداری بیاری تو این خونه که حوصله هممون از این بیشتر سر بره؟!!!
الان میخوام برم با این دلقک سیرک نزدیک خونمون صحبت کنم ببینم داماد مامانم میشه یکم سرگرمش کنه یا نه؟!!! اینم مامان خواستگارپرونه من دارم؟!! قربونش برم نمیدونم از جهیزیه دادن میترسه یا الکی مثلا خیلییییییی دوسم داره!!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
جوک

با مامانم نشسته بودیم یهو دیدیم صدای گریه گودزیلامون میاد! بلند بلند گریه میکرد! دوییدیم تو اتاقش مامانم بهش میگه چی شده؟ میگه: مامان توی گوشم صدای بره میاد امروز نمیتونم برم کلاس زبان چون نمیتونم صدای معلممون رو بشنوم که املا بنویسم!!!
یعنی اینقدر این بشر باسیاست و خلاقه که ازش خواهش کردم یه چند جلسه هم برای من کلاس بذاره یه چیزایی رو یادم بده اما میگه به تو امیدی نیست از دست من کاری برنمیاد!!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
جوک

به گودزیلامون میگم: بستنی سنتی نخور تب مالت میگیری بردار بستنی پاستوریزه بخور!
میگه: تب مالت چیه؟
میگم: وقتی دکتر شدی می فهمی!!
میگه: نه تو حالا بگو شاید من بخوام ارایشگر بشم!!
یعنی عاشق این اهداف بلندشم میترسم با این همه انگیزه و استعداد یکی دو سال دیگه فرار مغزها بشه اصن!!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
جوک

فامیلی یکی از دوستام توی دبیرستان شادروانان بود معلم عربیمون هرموقع می خواست برای درس صداش کنه فامیلیش رو یادش میرفت می گفت خدابیامرز( همون شادروانان منظورش بود!) پاشو بیا پای تخته!!
نه که ما استعدادهای درخشان بودیم مدیرمون همیشه سعی میکرد برامون معلمای استثنایی بیاره به قول خودش! دیگه بعضی وقتا زیادی استثنایی میشدن از این جور مشکلات پیش میومد!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
جوک

اعتراف میکنم....
روز قبل از اعلام نتایج کنکور که اسم ۱۰ نفر اول رو اعلام میکنن من از صبح زود پاشدم ! کلی هم خوشکل کردم نشستم بالا سر تلفن که اگه از سازمان سنجش زنگ زدن بهم خبر بدن خودم گوشی رو بردارم!! کلی هم با مامانم تمرین کردم بهش گفتم از صدا سیما که اومدن واسه فیلمبرداری اگه ازمون پرسیدن فکرش رو میکردین همچین رتبه ای بیاره؟ گریه نمیکنیااااا مغرور و محکم وایمیسی میگی اره ما میدونستیم جز نفرات برتر میشه! که واکنشمون با بقیه متفاوت باشه!! هیچی دیگه تا ظهر که خبری نشد گفتم حتما راه دور بوده شماره خونمون رو هم نداشتن نتونستن بیان از اخبار اسمم رو میگن!! ظهر تو اخبار اسم ها رو هی دونه دونه میخوند. اسم من نبود! مامانم هی اب قند میکرد دهنم!! فرداش نتیجه ها رو زدن رتبه ام ۱۹۸ شده بود!!! نخندددددد!!! فقط فقط فقط ۱۸۸ نفر با فانتزیم فاصله داشتم!! من به رتبه ۱۰ هم راضی بودم فقط میخواستم تو تلویزیون نشونم بدن!!حیف! نشد که بشه دیگه! وگرنه الان معروف بودم همتون منو میشناختین!:)

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
پیام

باز هم من زنده ام اه ای خدا متشکرم!
باز باران برغبار شیشه ها متشکرم!
باز هم بیداری و خمیازه و صبحی دگر
دیدن اینه و نور و صدا متشکرم!
باز هم یک سفره و یک چای داغ و نان گر�
فرصت دیدار تو در این فضا متشکرم!
بار دیگر میتوانم بو کنم از پنجره
یاس خیس خانه همسایه را متشکرم!
گرچه در این وقت پر گهگاه یادت می کن�
خاطرم جمع است می بخشی مرا متشکرم!
من که بی تسبیح و بی سجاده ام از من بگیر
این تغزل را به عنوان دعا متشکرم!

ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۱ سال پیش
جوک

اقاهه اومده با عفونت گوش و گلو داشتم معاینه اش میکردم گفت: منم از همکاراتون هستم!!
گفتم: جدی؟ GP هستین؟ ( یعنی پزشک عمومی هستین؟)
گفت: اینی که گفتی نمیدونم چیه! اما من تخصصم امپول زدنه! اینقدر خوب امپول میزنم که همه فامیل میان پیش من و میگن خیلی دستت سبکه!! حالا ادرسمو میدم دوست واشناهاتون هر موقع امپولی چیزی داشتن تشریف بیارن درخدمتم!!
یعنی من اعتماد به سقف که چه عرض کنم اعتماد به عرش اینو داشتم.....
.
.
.
.
نمیدونم دیگه! اما حتما یه حرکتی میزدم!!