ب
بدنبودم بلدنبودم ۱۰ سال پیش
جوک

روز پزشک من و گودزیلامون برای عمو یه کیک خریدیم بهش گفتیم بیاد خونمون که یه جشن کوچولو بگیریم هرکدوم هم براش یه کادو گرفته بودیم اما گودزیلا کادوشو به من نشون نداده بود نمیدونستم چی خریده! لازم به ذکر است عمو متخصص کلیه و مجاری ادراریه! خلاصه موقع باز کردن کادوها عمو کادو منو برداشت باز کرد یه عروسک از اینا هست که شلوارش رو میاری پایین جیش میکنن از اینا بود!عمو چشاش چهارتا شد گفت این چیه؟! ازش گرفتم دوییدم تو اشپزخونه پر از ابش کردم اوردم شلوارش رو اوردم پایین گفتم ایناها اینجوری کار میکنه ایشالله همه مریض هایی که عمل میکنی خوب شن مثل این جیش کردنشون روان و راحت شه لبخند بیاد رو لباشون! عمو یه نگاه سنگینی بهم کرد گفت خجالت بکش تو دیگه بزرگ شدی کی قراره ادم بشی؟!
بعد کادو گودزیلا رو برداشت گفت تو چی خریدی واسه عمو؟! گودزیلا صداشو صاف کرد با صدای بلند گفت تا همتت ای پزشک باقیست دستان تو نعمتی الهیست! بعدش دویید رفت عمو رو بوس کرد گفت روزت مبارک ! عمو هم ذوق مرگ شده بود گودزیلا رو گرفت تو بغل یه مشت ماچش کرد گفت راضی به زحمتت نبودم عزیزم!منم با دهن باز نگاشون میکردم فقط! حالا اینا هیچی اوج فاجعه وقتی بود که عمو کادو گودزیلا رو باز کرد یه کتاب پزشکی زبان اصلی بود! عمو با تاسف یه نگاهی بهم کرد یه سری تکون داد گفت یاد بگیر نصف توئه!!
گودزیلا چاپلوسه ما داریم؟ بزنم لهش کنم؟

پ
جوک

کاش یاد بگیرید وقتی میخایید بچه 4 سوالتون بزارید خونه کسی اول بفرستینش بره دسشویی
الان این بچه نمیتونه خودشو بشوره
من باید چ خاکی بکنم تو سرم الان
اصن به من چه
در دسشویی رو روش قفل میکنم ک بیرون نیاد بعدشم زنگ میزنم مامانش
اون باید بیاد بچش بشوره چون لامپ دسشویی هم سوخته و کم‌کم داره شب میشه و من نمیزارم بچه با باشن کثیف بیاد بیرون

ه
هیچ ۴ سال پیش
جوک

داداشم وقتی میخواد بره مسافرت روی یه برگه تایپ میکنه *خراب است* و میذاره داخل جیبش.
بعد وقتی میخواد بره دستشویی عمومی برگه رو میچسبونه به در و با خیال راحت میره داخل.وقتی هم که اومد بیرون برگه رو از رو در می‌کَنه تا میکنه میذاره جیبش.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.