O

OMID

@41195824824 · ۴۲ امتیاز

★★★★☆ ۴ از ۵ (۱۰ رأی)

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

گودزیلای همسایه اومده بود خونه ما درس های مهدکودکشو با من تمرین کنه !!!
من باید کار های مختلفو میگفتم اون اگه خوب بود تایید میکرد اگه بد بود نه
مثلا من میگفتم غذای خوب ؟ اون با آهنگ میگفت :بخور بخور !! حرف های خوب بزن بزن کارهای خوب بکن بکن جاهای بد نرو نرو
بعد 2 ساعت تلاش طاقت فرسا برداشتم بردم خونشون باباش نشسته بود رو زمین (مدل دستشویی ) داشت یه چیزی رو درست میکرد گفت درساتونو قشنگ خوندین؟
قبل از این که گودزیلا جواب بده مامانش از تو آشپزخونه داد زد به باباش گفت درست بشین !
گودزیلا هه نه گذاشت نه برداشت برگشت گفت نگوز نگوز :|
من دگ خداحافظی نکردم سرمو انداختم پایین برگشتم اومد�
واقعا وقتی یه استاد میبینه شاگردش به مدارج عالی میرسه احساسش غیر قابل توصیفه:|

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

تو ایستگاه اتوبوس نشسته بودم یه گودزیلای 3 یا 4 ساله ایستگاهو به خاک و خون کشیده بود همش با مامانش دعوا میکرد یهو نمیدونم مامانش بهش چی گفت اومد به من گفت گوشیتو بده من ببینم . منم اومدم مثل جناب خان بگم گوششیییی؟ یهو دیدم یه آقایی که کنار من نشسته بود گفت گوشی شارژش کمه بذار بریم خونه شارژ کنم بعد ( قویا باباش بود ) حالا هی از گودزیلاهه اصرار و از باباهه انکار
آخرش باباش گفت بسه دیگه تینا دارم میمیرم از خستگی برو پیش مامانت .
تینا برگشت گفت: تو هم همش میگی میمیرم میمیرم اصلنم نمیمیری مسخره شو درآوردی اه
اینا دگ حد گودزیلا رو گذروندن ابر دایناسور شدن
خدا به دادمون برسه در اون لحطه ای که اینا بزرگ شدن دارن مارو رصد میکنن که سوژه کنن واااااای

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

خدا رو شکر ، خانوادگی سر سفره سحری نشسته بودیم هرکس یه چیزی میگفت همه سرشونو به نشانه تایید تکون میدادن منم خیر سرم خواستم تو بحث شرکت کنم گفتم همه چیز سحری یه طرف اینکه تلویزیون پیام بازرگانی نشون نمیده یه طرف !!! اصلا یه عالم دیگه ایه انگار!!!
بلافاصله برنامه طب سنتی شبکه استانی 10 راه جلوگیری از یبوستو آموزش داد
کلا من حرف نزم خیلی سنگین ترم .
هر بار توجمع دهن باز کردم باعث ترور شخصیتم شد

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

اونروز یه دونه از این موسسات کالی و اعتباری بهم پیامک داده " کیست که به خدا قرض نیکو دهد تا خدا برایش چند برابر بیافزاید" بهش جواب دادم " آخه فینگیلی تو هنوز موسسه ای ادعای خداییت میشه بانک بشی میخوای چه زری بزنی؟"
چند روزه خبری ازشون نی
فک کنم شماره منو از لیستشون پاک کردن
الان تقریبا فقط ایرانسل گیر داده هر چی میگم از رونمیره

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

الان نظام آموزشی یه جوری شده که بچه معلمو تهدید میکنه اگه فلان نکنی میرم خونه میگم معلم منو تو کلاس تحقیر میکنه اونوخ سر و ته درسم با یه نمره خوب یا خیلی خوب (مدل جدید نمره ها)هم میارن
والا زمان ما به معلم تو میگفتیم 2 زنگ جلوی دفتر وایمیستادیم به پروندمون رسیدگی بشه.خودکار لای انگشت گذاشتن و شیلنگ و جیت کان دو که بماند
اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70= نسل سوخته
70 = نسل جزغاله

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

سر سفره افطار نشسته بودیم داشتیم والیبال ایران لهستان نگاه میکردیم یهو مادر بزرگم که از صدای تشویق ورزشگاه سردرد گرفته بود رو به تلویزیون گفت بسه دیگه خیس عرق شدین برین غذاتونو بخورین افطاره!!!
دهه بیستیه!
لایک = خدا حفظش کنه

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

خیر سرم میخوایستیم خاک گلدون ها رو عوض کنیم
مامانم :باید خاک گلدون هم بخریم یه خورده قاطی خاک هر گلدون کنیم .
من : شهرداری واسه پارک دو وانت کود آورده ریخته کنار خیابون فردا اومدنی یه کم میارم.
بابام : آره همینمون مونده بگن بچه فلانی داره گ*و*ه میدزده!!!!
کلا فکر های اقتصادی من همچین بازخوردی دارن!!!!

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

پسر عمومو عقرب زده بود بردیم بیمارستان دکتره میگه عقربش چه مدلی بود؟
پسر عموم گفت نامرد زد و فرار کرد درست نفهمیدیم فک کنم آخر هفتاد و چهار بود از اینایی که دنده عقبشون جای دنده یکه!! دکتره بعد پنج شیش ثانیه فهمید داره شوخی میکنه از بس جدی گفت :))

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

آقا من دیروز رفته بودم بانک بعد از 21 نفر تو صف نوبت من که شد رفتم نشستم جلوی باجه خانمه گف شبکه قطع شده منم برگشتم سر جام نشستم باخودم فک میکردم ببین چقدر ایران از بقیه کشور های دنیا عقبه که یهو گوشیم زنگ خورد از بچه های دانشگاه بود گفت امشب شام بیاین خونه ما.
گفتم به به چه عجب یهویی از این کارا میکنی؟ گفت : هفته پیش کنترل نامحسوس تو اتوبان ماشینمو گرفت خوابوند ولی کلی باهام بحث منطقی کرد، گفتن امشب پخش میکنن خیلی باحال حرف زدم:)))) {از پشت گوشی نیشش معلوم بود.
درسته که کلا 17 18 ثانیه نشونش دادن ولی اندازه سفر دور دنیا داشت کیف میکرد
نمیدونم کیفش از چی بود تازه صورتشم شطرنجی کرده بودن:o

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

آقا تو اتاق انتظار ییمارستان نشسته بودیم یه مادر و دختری داشتن با هم جر و بحث میکردن البته فقط پانتومیم بود و صداشون نمیومد. یه گودزیلا کوچولو موچولو هم داشتن که با بهت حیرت تماشاشون میکرد و بعضی وقتا بلند بلند یه چیزی میگفت همه تو سالن زیر لب میخندیدن. آخرش مامانش بهش گفت برو پیش داداشت بشین اومد اینور اتاق داداشش بهش گفت چی شد اومدی اینجا؟ گفت هیچی بابا فک کنم مهرنوش شوهر میخواد
یعنی یه جوری گفت که نصف سالن رسما موقعیتو ترک کردن

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

آقا ما رو حساب حرف این بزرگترا { اگه قبول کرد که چه بهتر اگه هم روشنفکر بود و فکر کرد عقب مونده ای سرشو به نشانه افسوس تکون میده و بازم تو تکلیفتو انجام دادی} اومدیم یکیو نصیحت کردیم تو که داری عکس مخاطبتو داری به من نشون میدی اونم کسی که همه شما رو باهم میشناسن خوشت میاد عکس خواهرتو اینجوری شیر کنن؟ لامصب از بس روشنفکر بود به نشانه افسوس سرشو کوبید تو صورتم !
آیا حرف من بدتر از کار اون بود؟
آخ[[[[

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

در اساطیر پادگان ما هست که سرکار استواری بوده که مشهور شده بود به خاطر این که در طول 23 24 سال خدمتش برای هیچ سربازی اضافه خدمت نزده بود.بلکه خودش برخورد فیزیکی میکرده !!!
سربازی از تبار اعجوبه های خلقت گذرش به این سرکار ما میافته ( در سوابق این اعجوبه هست که تو رزمایش قاطی بچه های یه گردان دیگه شده رفته 2 روز بعد پیدا شده:))
بعد از اینکه برخورد های خاص فایده ای حاصل نمیکنه بالاخره یه روز سرکار استوار برای این سربازش اضافه میزنه بدلیل اینکه این اعجوبه خلقت آفتابه مافوقشو از سماور پر کرده بوده
بعد ها استوار گفته بود که "10 دقیقه داشتم آفتابه رو فوت میکردم"

ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

سلا�
فقط من وقتی حالم گرفته اس زمین و زمان با هام سر شوخی خرکی دارن و ابر و باد و
مه و ... خدمت رسانی بی وقفه میکنن یا شما هم همچین حسی رو تجربه کردین؟
مثلا دربستی که واسه یه کار حیاتی فوری فوتی گرفتی بنزین تموم کنه...
یا وقتی کسی تولدتو یادش نیست اخبار تلویزیون جشن تولد بزغاله های پژوهشگاه رویانو پخش کنه...
اولین پست کاتیوشائه
آیا مایلید از کاتیوشا استقبال کنید؟