در اساطیر پادگان ما هست که سرکار استواری بوده که مشهور شده بود به خاطر این که در طول 23 24 سال خدمتش برای هیچ سربازی اضافه خدمت نزده بود.بلکه خودش برخورد فیزیکی میکرده !!!
سربازی از تبار اعجوبه های خلقت گذرش به این سرکار ما میافته ( در سوابق این اعجوبه هست که تو رزمایش قاطی بچه های یه گردان دیگه شده رفته 2 روز بعد پیدا شده:))
بعد از اینکه برخورد های خاص فایده ای حاصل نمیکنه بالاخره یه روز سرکار استوار برای این سربازش اضافه میزنه بدلیل اینکه این اعجوبه خلقت آفتابه مافوقشو از سماور پر کرده بوده
بعد ها استوار گفته بود که "10 دقیقه داشتم آفتابه رو فوت میکردم"