ک
کاتیوشا ۱۱ سال پیش
جوک

تو ایستگاه اتوبوس نشسته بودم یه گودزیلای 3 یا 4 ساله ایستگاهو به خاک و خون کشیده بود همش با مامانش دعوا میکرد یهو نمیدونم مامانش بهش چی گفت اومد به من گفت گوشیتو بده من ببینم . منم اومدم مثل جناب خان بگم گوششیییی؟ یهو دیدم یه آقایی که کنار من نشسته بود گفت گوشی شارژش کمه بذار بریم خونه شارژ کنم بعد ( قویا باباش بود ) حالا هی از گودزیلاهه اصرار و از باباهه انکار
آخرش باباش گفت بسه دیگه تینا دارم میمیرم از خستگی برو پیش مامانت .
تینا برگشت گفت: تو هم همش میگی میمیرم میمیرم اصلنم نمیمیری مسخره شو درآوردی اه
اینا دگ حد گودزیلا رو گذروندن ابر دایناسور شدن
خدا به دادمون برسه در اون لحطه ای که اینا بزرگ شدن دارن مارو رصد میکنن که سوژه کنن واااااای

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.
⁦

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.