چشم کافر کیش را با وحدت ابرو چه کار
کاش این محراب را آیات شیطانی نبود
علیرضا بدیع
@ارتشبد · ۱۷ امتیاز
★★★★☆ ۳ از ۵ (۵ رأی)
چشم کافر کیش را با وحدت ابرو چه کار
کاش این محراب را آیات شیطانی نبود
علیرضا بدیع
با سلام....خدمت اون دوست عزیزی که اون جمله رو از اون شهید بزرگوار گذاشتند باید عرض کنم اون جمله مال شهید دکتر مصطفی چمرانه نه شهید آوینی ایشون میگن وقتی شیپور جنگ نواخته شود تشخیص مرد از انمرد آسان است پس شیپورچی بنواز......با احترام
ﻏﻢ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺍﯼ ﺣﻮﺭ ﭘﺮﯾﺰﺍﺩ
ﺯ ﻏﻢﻫﺎﯼ ﺟﻬﺎﻧﻢ ﮐﺮﺩ ﺁﺯﺍﺩ
ﭼﻪ ﻏﻢ ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺕ ﺭﻓﺘﻢ ﻭ ﻟﯿﮑﻦ
ﻏﻤﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﻓﺖ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ
ﺑﻪ ﺍﻫﻞ ﺩﺭﺩ، ﺧﻮﺑﺎﻥ ﺭﺍ ﺳﺮﯼ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑﻪ ﻫﺮﺯﻩ ﻋﻤﺮ ﺿﺎﯾﻊ ﮐﺮﺩ ﻓﺮﻫﺎﺩ
ﺷﮑﯿﺒﻢ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﯾﻦ ﻭ ﺩﺍﻧﺸﻢ ﺷﺪ
ﺯ ﺩﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺩﻝ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ
ﺭﺿﯽ ﮔﻮﯾﺎ ﺯ ﻫﺠﺮﺍﻥ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ
ﮐﻪ ﻧﺎﻣﺶ ﺍﺯ ﺯﺑﺎﻥ ﺧﻠﻖ ﺍﻓﺘﺎﺩ
سیمین بری
گل پیکری
از برگ گل زیبا تری
ناگه خودش را جا نمود
در این دل شوریده ا�
ناخوانده آمد در دل�
عقل و دل و دین مرا
برد و ربود و رفت و رفت
آتش زده قلب مرا
ساقی بیاور باده ای
تا بلکه خاموشش کند
این آتش عشق از دل�
نه.... ساقیا
می را بده
خامش نکن این آتش شیرین و زیبا و عزیز
یک تیشه پیدا می کن�
سازم به لطف عشق خود
یک بیستون سر فراز
تا بار دیگر رسم عشق
زنده شود با کار من..
چه کسی دیده تمنای پلنگ از اهو
چقدر اشک بریزم که بفهمی بانو
تا بگویم که تورا دوست...نشد باز که هی
می بری رشته افکار مرا با ابرو
چه کنم دست خودم نیست کمی میترس�
از دو ابروی تو از تیغ نگاه از چاقو
کافرم کفرمن این است که مومن شده ا�
جای هر معجزه ای با دو سه تایی جادو
من که گمراه نبودم تو خودت میدانی
همه اش زیر سر زلف تو بوده است شب بو
بید مجنون سیاهی است پریشان در باد
این خسوفی که شبیخون زده است از هر سو
وقت اعدام رسیده است فقط یک خواهش
زحمتی نیست اگر دار مرا از گیسو
این مملکت عاشق می خواهد هیچ وقت نگویید دیر میشود بگویید چگونه میشود...مهندس احمد حامی پدر مهندسی عمران ایران....سالروز تولد خواجه نصیرالدین طوسی پدر مهندسی ایران و روز مهندس بر تمام مهندسان فعلی و آینده این کشور اهورایی خجسته باد..
با سلام راستش میخواستم خدمت دوستانی که جشن سپندارمذگان رو تبریک گفتن با اجازه یک توضیح کوچیک بدم...جشن سپندار مذگان یا اسفندگان یا جشن برزیگران که برای بزرگداشت مادران دختران همسران و زمین برگزار میشود در روز اسپند در ماه اسفند است که مطابق با پنجم اسفندماه است. در تقویم حکیم خیام اینروز در 29 بهمن است اما این جشن همانطور که از اسمش پیداست در اسفندماه است....برای مطالعه بیشتر به ویکیپدیا و یا کتاب گاهشماری ایران باستان مراجعه شود..با سپاس
اگر ماه بودم به هرجا که بودم/سراغ تورا از خدا میگرفت�
اگر سنگ بودم به هرجا که بودی/سر رهگذار تو جا میگرفت�
اگر ماه بودی به صد ناز شاید/شبی با لب بام من می نشستی
اگر سنگ بودی به هر جا که بودم/مرا می شکستی مرا می شکستی....فریدون مشیری
مورد داشتیم زمان جنگ تحمیلی پادگان ابوذر با شهید شیرودی شهید سهیلیان شهید پیشگاه هادیان و چند تا خلبان و افسر فنی دلاور که دوازده نفر هم نمیشدن سه لشگر زرهی عراق رو منهدم میکنن و توی 48 ساعت 150 تا تانک و نفر بر عراقی رو منهدم میکنن تازه وقتی برگشتن چون شام نداشتن از توی زباله ها نون خشک پیدا میکردن میخوردن....عشق فقط همینه که برای محبوبت اینجوری باشی.برای شادی روحشان یک فاتحه و یک صلوات......نقل از کتاب بر فراز آسمان گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی
وای من دیوانه ام دیوانه ا�
دوستان گیرید و زنجیرم کنید
بینمش هر دم و سیر از او نی�
مرگ گر سیرم کند سیرم کنید
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی
سیه چشمی به کار عشق استاد
به من درس محبت یاد میداد
مرا از یاد برد آخر ولی من
به جز او عالمی را بردم از یاد
کار عمر و زندگی پایان گرفت
کار من پایان نمیگیرد هنوز
آخرین روز جوانی مرد و رفت
عشق او در من نمی میرد هنوز
روز مرگم هرکه شیون کند از دور وبرم دور کنید/همه را مست و خراب از می و انگور کنید
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید/مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ/ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید/شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید
روز مرگم وسط سینه من چاک زنید/اندرون دل من یک قلمه تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت/آن جگرسوخته خسته از این دار برفت......وحشی بافقی
هنگام دفن حضرت حافظ گروهی متعصب به خاطر اشعارش از دفن وی در گورستان مسلمانان جلوگیری میکردند و گروهی نیز خواهان دفن وی در گورستان مسلمانان بودند.در نهایت رای بر این شد که از کتاب وی فالی بگیرند تا ببینند خود چه میگوید. این بیت آمد:
قدم دریغ مدار از جنازه حافظ اگر چه غرق گناه است میرود به بهشت
نقش ابروی تورا جای مدل در سر داشت
طاق ها ساخت اگر دولت ساسانی ها
ازلب سرخ تو حرفی نزدم میترس�
زعفران باد کند دست خراسانی ها
یاقوت لب لعل تو مر جان مرا قوت/یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت/قربان وفاتم به وفاتم گذری کن/ تا بوت مگر بو کنم از روزن تابوت