☺هدیه☺ ۱۱ سال پیش
جوک

یادش بخیر دوران مدرسه
پیش دانشگاهی که بودم یه دبیر زبان داشتیم خیلی بیخیال بود ینی میگفت هرکی دوس داره بره بیرون هرکی دوس داره بشینه سرکلاس
معلوم بود دیگه میرفتیم بیرون هیچی هم از زبان حالیم نشد خب معلومه پدرم دانشگاه داره در میاد
خلاصه اخرین روز بود با معلم زبان کلاس داشیم
گفت هرکی میخواد سوالای مهم امتحانو بگم بشینه هرکیم نخواس بره
فکرشو کنین 30 نفر همه یهو بلند شدیم کیفامونم ورداشیم
معلمه عصبی شد O.o همه د فرار
30 نفری تو سالن میدویدیم اینم دنبال ما
منم از قضا یه کفش تاستونی سفید داشتم که با جوراب از پام درمیومد ولی خیلی خوشگل بود
همه داشتن فرار میکردن از دسش
لپام سرخ سرخ شده بود هههه
داشتم از پله ها میرفتم پایین کفشم در اومد برگشتم که وردارم معلمه منو گرفت و زد خخخخخخخخخ
فرار کردم از دسش اشتباهی رفتم داخل یه کلاس دیگه عاغا همه منفجرشدن از خنده
هممون به در و دیوار خوردیم تا باز برگشتیم کلاس و خانمه اومد
جالبش اینجا بود که ما واسش قیافه گرفته بودیم (◑.◑)
بعد بچه ها گفتن که من از دسش دلخورم که منو زد مگه من بچم
اونم اومد بوسم کرد کل کلاس حسودیشون شد خلاصه اونارم بوس کرد :*)
اخرشم برامون چیپس خرید و از دلمون در اورد ◠‿◠
اره ما همچین ادمایی هسیم خخخخخ≧◔◡◔≦  

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۴ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.