اینایی که میگن ساقه طلایی اِله و بِله و تشنه میشیم و اینا
اینارو کاریشون نداشته باشین اینا تا حالا نان برنجی نخوردن ببینن چجورری آدمو نابود میکنه...
:|
@یه دختر · ۵۸ امتیاز
★★★★★ ۵ از ۵ (۱ رأی)
اینایی که میگن ساقه طلایی اِله و بِله و تشنه میشیم و اینا
اینارو کاریشون نداشته باشین اینا تا حالا نان برنجی نخوردن ببینن چجورری آدمو نابود میکنه...
:|
مادر است دیگر
.
.
.
.
.
میترسم برای دیدنم از بهشت به جهنم بیاید...
ینی من عاشق خط این مادربزرگه تو تبلیغات پودر سپید شدم...
اصلن حیف شده این....
دقت کردین تو چله ی تابستون و وقت بی حوصله گی خونتون مثل خانه ی ارواح میشه حالا خدا نکنه امتحان ترم داشته باشی سیل مهمانان مامان راه میافته
آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟؟
ینی این که نصف شب بیدار شی ببینی گلوت درد میکنه درد و استرسش از خود سرماخوردگی بیشتره لامصب
روایت است که سه نشانه ی آخر الزمان این است:
1-دختران موهای خود را مانند کوهان شتر میبندند
2-پسران خود را شبیه دختران میکنند
3-مادران با فرزندان خود دشمن میشوند
هواسمان باشد آخرالزمان است شما از نشانه های آن نباشید.
یه گودزیلا داریم 8 سالشه مامانش میگفت:رفتم مدرسه اش معلمش میگه این دختر شما چرا انقد بیخیاله میگم :چطور چی شده؟
میگه:دارم بهشون دیکته میگم دیدم نمینویسه میگم چرا نمینویسی ؟
میگه:بیخیال بابا حال ندار�
@.@به نظرتون امیدی بهش هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
آغا بابای من یه راهکار خوب سراغ داره بهتون میگم شماهم امتحان کنین خعلی زود جواب میده
وقتی یه مشتری سر ظهر یا آخرای شب میاد دربست میشینه تو مغازه و گیره سه پیچ میده یه تک زنگ میزنه خونه(البته دقت کنین دور از چشم مزاحم:)) ما که بهش زنگ میزنیم میگه:اومدم.........اومدم.....دارم میام یکم صبر کنین
این ینی به مشتری میگه پاشو گمشو بیرون^_^
حتما یه بار امتحان کنین:)
یه بار رفته بودیم بیرون بابام ماشینو نگه داشت کنار خیابون بره غذا بگیره تا اون رفت یه خانمه با ژست خاصی اومده شیشه رو زده به مامانم میگه:خانم ماشینتونو یکم بدین جلو میخوام برم تو
حالا مامان منم جو گیر شد اومد ماشینو بده جلو دستش خورد بوق زد بعدش اومد راهنما بزنه برف پاکنم باهاش زد هیچی دیگه ضایع شدیم تازه بعدشم فهمیدیم اصلا ترمز دستی روهم نکشیده:)
من که دیگه تا خونه ماشینو تموم کردم از پس گاز زدم
از اینکه تابستون داره تموم میشه هم خوشحالم هم ناراحت:
خوشحالم چون دیگه کولری نیس که به خاطرش با بابامون درگیر باشی�
ناراحتم چون یکی از سوژه هامون رو از دست میدی�
البته 4جوکی های uزیز فک کنم تا اون موقع یه سوژه ی دیگه پیدا میکنیم بگم چی؟
.
بخاری:D
تا حالا دقت کردین لذت خوردن سیب زمینی داغ دهن سوز سر گاز(دور از چشم مامان)تو خوردن همون سیب زمینی سر سفره نیس
هرکی موافقه بلایکه
دقت کردین وقتی با دوستتونین میخواین یه چیزی بگین یادتون میره اونوخ هرچی به مغزتون فشار میارین یادتون نمیاد حالا تا میرسین خونه یادتون میافته.... لامصب بد دردیه
یه قانونی هم هس که میگه هروقت دیرت شده کل دنیا دست به دست هم میدن تا دیرتر برسی به مقصد.....
دستم تا آرنج بره تو مماغ (خرطوم)فیل فورجوک اگه دروغ بگم.
آغا چند وخ پیش آبجیم میگف تو دانشگاشون استاد ادبیات داشت در مورد فعل هایی که خواهم و خواهی و اینا دارن میحرفید بعد یه خاطره از سوتی هاش تعریف کرد ما که ترکیدیم میگم شما هم بترکین
حالا خاطره از زبون استاد:
یه بار تو تهران رفته بودم مطب دکتر(محض اطلاع ما شهرستانیم)منشیش بهم گف وقتتون5 بعدازظهره منم گفتم پس 5 برخواهم گشت فهمیدم سوتی دادم اومدم جمش کنم گفتم خواهم برگشت یه دفه دیدم منشیه با چشمایه اینجوری@.@نگا میکنه گفت میخوای برگردی؟؟؟گفتم:آره همون خدافظ
دیگه قیافه ی بیمارای تو مطب رو خودتون تصور کنین دیگه.....
بععععععععععععععععله یه همچین استادای باحالی داریم ما
امروز صبح از خواب بیدار شدم دیدم 180 درجه مسیرم تغییر کرده جامم خیسه پارچ آب هم پره ینی چی شده؟؟؟؟شما میدونین؟؟؟؟
نمیدونم چه حکمتیه وقتی از یکی یه سوالی میپرسی بلد نیس جواب بده میگه:برای چی میپرسی؟!!
یا میگه:میخوای چیکار؟؟؟!!!!
عایا میخوان بپیچونن؟؟؟؟
عایا میخوان موضوع را عوض کنن؟؟؟؟
میخوان مقدمه سازی کنن که بلد نیستن؟؟؟؟
آخه ینی چی؟؟؟؟اصن یه وضی
اعتراف میکنم یه بار بچه که بودم (بچه که چه عرض کنم 10،12)سالم بود بابام کومبزه خریده بود منم نمیدونستم چه میوه ایه از داداشم پرسیدم خواست سر به سرم بذاره گفت:همون خیاره دیگه بزرگ شده شده کومبزه
من ساده هم باورم شد بعد رفتم از بابام میپرسم میگه:خربزه اس دیگه هنو نرسیده کاله بهش میگن کومبزه
عاغا منم یه کم جمع بندی کردم به این نتیجه رسیدم خیار بزرگ شه میشه خربزه!!!!
میدونی بدترین بد شانسی تو دوران مدرسه چی بود:اینکه یه تقلب با هزار زحمت بنویسی تو یه ذره کاغذ یا دستمال کاغذی بعد بدی به دوست پشت سریت که هم خودش بنویسه هم بگه تو هم بنویسی همین که دادی بهش مراقب عوض شه بیاد جای دوستتم عوض کنه دوستت با اون تقلب تو دستش حال کنه اونوقت تو بمونی دست خالی:(
دیدم که میگما
خعلی بد دردی بود به خدا تا دو روز خوابم نبرد:(
این شانسه من دارم عایا؟
ویژگی فیلم های ایرانی:
1_اول فیلم رو ببینی آخرش مشخصه
2_امکان نداره تو فیلم دو نفر عاشق هم نشن
3_صحنه های تصادف را نمیبینی فقط صداش میاد
4_زن های تو فیلم با یه استفراغ حامله میشن
5_کلا تو خانواده فقط یه بچه فوقش دو بچه یکی پسر و یکی دختر وجود داره
6_همیشه آدم خوبه ی قصه یا زن چادریه یامردی با ریش بلنده گاهی هم هردو
7_همیشه یه دعوای خانوادگی وجود دارهو....
آغا چند وقت پیش قرار بود آبجیم اینا بیان خونه ی ما منم چند دقیقه قبل از اینکه بیان رفتم سر یخچال نفهمیدم گشنم بود یا حوصله ام سر رفته بود خلاصه 5 دیقه ای توشو نگاه کردم دیدم چیزی برا خوردن یافت نمیشه حالا بعد از اینکه آبجیم اومده مامانم رو به آبجیم:تو یخچال شیرینی و هلو و زردآلو و سیب و هندونه و خربزه و خلاصه همه جور میوه هس سوپ هم داریم بده امیر علی(خواهر زاده ام 2سالشه)بخوره خودتم هرچی میخوای وردار بخور
من @.@
آبجیم :)
یخچال:>
عایا من کور بودم اونهمه خوراکی را ندیدم؟عایا مامانم قایمشون کرده بود؟عایا یخچالمون یه در مخفی داره؟خدایا فک کنم دارم کور میشم بچه ها برام دعا کنین:(