یه بار رفته بودیم بیرون بابام ماشینو نگه داشت کنار خیابون بره غذا بگیره تا اون رفت یه خانمه با ژست خاصی اومده شیشه رو زده به مامانم میگه:خانم ماشینتونو یکم بدین جلو میخوام برم تو
حالا مامان منم جو گیر شد اومد ماشینو بده جلو دستش خورد بوق زد بعدش اومد راهنما بزنه برف پاکنم باهاش زد هیچی دیگه ضایع شدیم تازه بعدشم فهمیدیم اصلا ترمز دستی روهم نکشیده:)
من که دیگه تا خونه ماشینو تموم کردم از پس گاز زدم