ی
یه دوست ۱۲ سال پیش
جوک

دستم تا آرنج بره تو مماغ (خرطوم)فیل فورجوک اگه دروغ بگم.
آغا چند وخ پیش آبجیم میگف تو دانشگاشون استاد ادبیات داشت در مورد فعل هایی که خواهم و خواهی و اینا دارن میحرفید بعد یه خاطره از سوتی هاش تعریف کرد ما که ترکیدیم میگم شما هم بترکین
حالا خاطره از زبون استاد:
یه بار تو تهران رفته بودم مطب دکتر(محض اطلاع ما شهرستانیم)منشیش بهم گف وقتتون5 بعدازظهره منم گفتم پس 5 برخواهم گشت فهمیدم سوتی دادم اومدم جمش کنم گفتم خواهم برگشت یه دفه دیدم منشیه با چشمایه اینجوری@.@نگا میکنه گفت میخوای برگردی؟؟؟گفتم:آره همون خدافظ
دیگه قیافه ی بیمارای تو مطب رو خودتون تصور کنین دیگه.....
بععععععععععععععععله یه همچین استادای باحالی داریم ما

ع
علی**** ۵ سال پیش
جوک

دیروز خانمم جلوی دختر کوچلومون یه بشقاب پر سیب زمینی سرخ کرده گذاشت، بماند که چه قدر زیاد امد! همون قدری هم که خورد با کلی اصرار رو التماس مادرش بود!
والا زمان ما دستت به ماهیتابه نزدیک می شد، از مچ می زدنش!
ههههی . . . خواستم بگم دوره زمونه فرق کرده!

د
دلخسته عشق ۳ سال پیش
جوک

‏واسه بچه ها شامپویی که بوی خوراکی میده نخرین چون انقد خنگن که فکر میکنن باید مزه ش هم مثل همون خوراکی باشه
مثلا خودم تا وقتی شامپو نارگیلی رو یواشکی نخورده بودم قبول نداشتم مزه ی زهرمار میده؛البته بچه هم نبودم ۱۸ سالم بود:)))

ر
ریحون ۴ سال پیش
جوک

بدترین شکست عشقی عمرم رو زمانی خوردم که...
یه بار چند سال پیش رفته بودیم عروسی یکی از اقوام.کلی خاله ها اصرار کردن پاشو برقص مام فامیل داماد بودیم منم که خجالتییییی از اونا اصرار از من انکار.بالاخره دیدم دیگه ول کن نیستن با کلی ناز و کرشمه پاشدم برقصم،رفتم وسط یکم هم جوگیر شده بودم تازه داشتم گرم میشدم‌ یه چشمکی ⁦:^)⁩هم حوالی یکی از خاله هام کردم که ببین چه قدر خوب میرقصم⁦⁦⁦ƪ(˘⌣˘)ʃ⁩...یه خانومه با دستش هلم داد کنار گفت عزیزم خانواده عروس میخوان برقصن میخوام فیلم و عکس بگیرم برو بعدا میای می‌رقصی⁦(+_+)⁩
الان که دارم اون خاطره رو مرور میکنم میبینم دارم با این حالت⁦O_o⁩به دوربین نگاه میکنم⁦.

نظرات (۰)

وارد شوید تا بتوانید نظر بدهید.

هنوز نظری ثبت نشده. اولین نفر باشید.