این دفعه با خودم عهد کردم که حداقل اگر نمیتوانم فراموشت کنم،به کس دیگری دل ببندم اما...
هیچکس به خوبی تو نیست....
@lindf · ۱۱۲ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳۳ رأی)
این دفعه با خودم عهد کردم که حداقل اگر نمیتوانم فراموشت کنم،به کس دیگری دل ببندم اما...
هیچکس به خوبی تو نیست....
اوضاع خراب است...
امید و آرزو و اشتیاق و لبخند همه و همه مرا ترک کرده اند
وفقط دلتنگی و تنهایی و بغض های سر بسته و نا امیدی برایم مانده...
باز هم رفیق های قدیمی...
عکس های زیادی از تو دار�
ولی یکی را از همه بیشتر دوست دار�
همانی که پشتت به لنز دوربین است
ساعت ها به تماشایت مینشینم و دلم در اضطرابی دست و پا میزند که مبادا برگردی
ومن خودم را آماده میکنم که به محض برگشتنت صورتم را برگردان�
مثل همیشه
چون دل طفلکی ام طاقت نگاه های مستقیم تو را ندارد....
کاش وقتی به من نزدیک بودی و نگاهت نمیکردم این را میفهمیدی
که لااقل الان که ازت دورم به یادم میماندی...
کاش دوباره میدیدمت
کاش.........
دلم آنقدر برایت تنگ شده است که حتی وقتی میخواهم کس دیگری را بجای تو تویش جاکنم،جا نمیشود!
این دل اندازه تو دوخته شده!
اندازه ی اندازه ی اندازه ی تو!!!!!!!!!
حداقل اگر دوست داری با دیگری بروی و نه من...تو را به خدای بالا سرت کسی را انتخاب کن که خوب باشد
نمیگویم پول داشته باشد
نمیگویم قیافه داشته باشد
نمیگویم صدا داشته باشد
و نه حتی نمیگویم که دست و پا و عقل داشته باشد
فقط....آدم باشد
میفهمی؟؟آدم!!!
با دوستم داشتیم میرفتیم سمت پل هوایی که بریم اون طرف خیابون در همون لحظه یه آقاهه داشت می اومد پایین
من دیدم خیلی بادقت داره یه کاری انجام میده با خودم گفتم حتما داره تو جیب عقب شلوارش دنبال چیزی میگرده
بعد که برگشت خیلی شیک و مجلسی دستشو از تو شلوار کریش آورد بیرون!!!!
من و دوستم پایه های پل رو گاز میزدیم!!!
ولی هرچی نباشه این داستان یه نکته اخلاقی واسم داشت:که در هیچ صورتی اعتماد بنفسمو از دست ند�
آخه یارو خیییییییییلیییییییییییییییی ریلکس مارشو انجام میداد!!!!
میترسم این خنده های الکی که میکنم بعدا برعلیه خودم استفاده شود...
که وقتی عشقم آمد همه بهش بگویند که او در نبود تو میخندید و شاد بود و بقیه را هم میخنداند...
اما...خدایا خودت بهشان بگو که وقتی با تو درد و دل میکنم در اشک هایم دست و پا میزنم...
گاهی بعضی ها را "با هم" میبینم،
گاهی هوا و زمین و آسمان "با هم" بودن را میطلبد،
گاهی...
اینجور وقت ها دلم برایت ضعف میرود و ملتمسانه از خدا می خواهم که "با هم" باشیم...