يارو آهنگ خونده به اين شرح
اگه ديدي تو رو نيگا نمي كنم بذار به حساب زرنگي�
اينو ميدونم كه دلتو ميبره چشاي قشنگ رنگي�
صد سال سياه نخواستم چشات دلشو ببرهههههههه:|
مرتيكه ميمون ايكبيريييييييييييييييي :|
@lindf · ۱۱۲ امتیاز
★★★★★ ۴ از ۵ (۳۳ رأی)
يارو آهنگ خونده به اين شرح
اگه ديدي تو رو نيگا نمي كنم بذار به حساب زرنگي�
اينو ميدونم كه دلتو ميبره چشاي قشنگ رنگي�
صد سال سياه نخواستم چشات دلشو ببرهههههههه:|
مرتيكه ميمون ايكبيريييييييييييييييي :|
چن وقت پیش داشتم بدو بدو مانتومو اتو می کردم که برم دانشگاه
اتو هم کنار دستم رو زمین بود
2-3باری هم افتاد رو فرش منم هی غر زدم و برش داشتم که احساس بو هایی کرد�
دیدم عههههههههه فرش و کمی تا قسمتی سوزوند�
خودمو از تک و تا نینداختم و اتو رو جم کردم گذاشتم سر جاش
تا چندروز هم نه مامان بویی برد و نه بابا
منم خوشحال و شادمان که بالاخره گندکاریام پنهون موند تا فرداش که داشتم شال اتو میزد�
هی میگفتم خدایا این چرا می چسبه ؟درست اتو نمیکنه؟
کهههههه یاد گندکاریم افتاد�
کارمم اورژانسی بود مونده بودم چه کنم؟
تسلیم نشد�
رفتم آب آوردم با آب پاش زدم به شال
بعد اون پرزای فرش که کنده شده بود گوله گوله رو شال می موند و با دست می کندمشون:))))))))))))
تجربه ی خوبی بود :)))
فامیل دور برای بچش قصه میگه : لی لی لی لی حوضک گنجشکه اومد آب بخوره خورد تو در
یکی گفت در رو ببندی�
یکی گفت در رو باز کنی�
یکی گفت در و همین جوری نیمه باز بذاری�
اون یکی گفت که با این در اگر در بند در مانند در مانند
بعد اون یکی گفت در رو کی کنده ؟ گفت من من کله گنده
شب بخیر :-*************
Y:M !!!!!
نه از رومم،
نه از زنگم،
همان بیرنگ بیرنگم،
بیا بگشای در،
بگشای،
دلتنگم...
مهدی اخوان ثالث
یارو تو سریال ستایش همچین با قیافه ای که اومد بیرون از اتاق عمل، با خودم گفتم : ممد بدبخ که هیچ
همه پرسنل تو اتاق عملو(به علاوه قشر زحمتکش عرق پاک کن ^_^) گرفته به رگبار مسلسل!!!
دستشو گذاشته رو شونه طرف میگه : ^_^ طحالش آسیب ندیده
نکن برادر من نکن...
شما از چیزی که تو تاریکی هست نمی ترسید،از چیزی که توشه می ترسید
از ارتفاع نمی ترسید،از افتادن می ترسید
از آدمای اطرافتون نمی ترسید،از طرد شدن توسطشون می ترسید
از عاشق شدن نمی ترسید،از اینکه عشقتون 2طرفه نباشه می ترسید
از اینکه اجازه ی رفتن بدید نمی ترسید،از قبول واقعیت رفتن طرفتون می ترسید
از سعی و تلاش دوباره نمی ترسید،از آسیب دیدن بخاطر یه موضوع مشابه می ترسید
:(
سعی کن با همه چیز کنار بیایی
فرار نکن
زمین به شکل احمقانه ای گرد است...
رسول یونان
Y:M !!!!!
یه سوپرمارکت تازه سر کوچومون باز شده، اسمش هم پنچ چشمه است
دفعه ی اول خوندمش:پنج شنبه جمعه ^_^
مامان نا امید از 14سال تحصیل من -_-
بابا ناراحت از پولایی که صرف درس خوندن من کرده :(
داداش خوشحال که سوتی ازم گرفته :دی
و من ^_^
Y:M !!!!!
بین گفتن "عابر بانک" و "کارت خوان" گیر کرد�
شد"عابرخوارت":)))))))))
من دیگه حرفی ندارم :|
Y : M !!!!!
ما چند روز پیش رفتیم وسط راه یه رستورانی که ناهار بخوریم (البنه رستورانه رو میشناسیما . آره داداش ما از اون خونواده هاش نیستیم :| )بعد دم در که داشتیم میرفتیم تو دو تا گربه ولو بودن
به داداشم گفتیم تو که میری از ماشین چیزی بیاری این گوشت اضافه رو با دسمال کاغذی ببر برا اون بدبخ بیچاره ها خخخخخخ
آقا این داداش ما رفته بود بهشون گفته بود بیاین دنبالم اونام راه افتاده بودن O_o
شیشه های رستورانه رفلکس بود ما داشتیم میدیدیمش و هار هار هار بلند بلند تو ون محیط آروم می خندیدیم:)))))))
این گوشت رو انداخت اون طرف برای گربه ها اونام گوشت و ندیده بودن
اومده بودن سیخ واستاده بودن با چشای این جوری O_o رو به داداش ما(فکر کنم خودشون برادر پدر نداشتن :|)
حالا داداشم بهشون با دست جای گوشت و نشون میده میگه براتون انداختم اونجا برین بخورین
اوناهاااش
اونجاااس
بعد آخر سر دسمال کاغذی رو پرت کرد اونور
یکی از گربه ها لامصصصصصصصصصصب مث جت گوشت و برداشت و از دید خارج شد
اون یکیم اومد دسمال و گاز میزد مزه مزه می کرد :(
و در آخر یه سگ اومد همه جم کردن بساطشونو
:)))))))))))))))))))
داداشم همین چند لحظه پیش اعتراف کرد که در زمان های نه چندان دور فکر میکرده کیس کامپیوتر میشه "سخت افزار " و برد های کوچیکی که توی مادر برد و اینا هستن میشه "نرم افزار " :)))))
چقدر مانده به وقتی که مال هم بشویم؟
درست از آب در آیند احتمالات�
مهدی فرجی
قاب عکس تو را بغل کردم مژه هایم به هم گره خوردند
بغض سر بسته ای ترک برداشت لحظه انفجار نزدیک است
مرتضی آخرتی
آقا ما چند وقت پیش یه سفر طولانی داشتیم که باید از شهر های زیادی رد میشدی�
جای شما خالی خیلیل هم خوش گذشت اما انصافا اگه تو این تابلو ها زیر اسم شهرها با انگلیسی تلفظشو ننوشته بودن ، درسایی که تو دانشگاه خوندم که چه عرض کنم، سواد دوران ابتداییم هم زیر سوال میرفت
والااااااااااا !!!!خو چرا انقد اسم شهراتونو سخت انتخاب میکنین واقعا؟؟؟؟
آقا قبول دارین با اینکه ایران رفت جام جهانی ، اما بازم خاطره ی اون گل دقیقه نود خداداد عزیزی از ذهن مردم پاک نمیشه؟؟؟؟
هرکی قبول داره بزن لایکو
بعضی موقع ها نه به یارو ضدحال مینم که خفه شه نه باهاش موافقت میکن�
تو ذهنم انقد میییییییییییییییییییییزنمششششششششششش تا جونش در آد
احساس فتح قله ی اورست بهم دست میده
امتحان کنید
100%تضمینی
من بعد از به اتمام رسیدن امتحان ها به 1نتیجه ی مهم و کاربردی رسید�
چه کاریه آدم بشینه در طول ترم یا حتی شب امتحان درس بخونه؟؟؟؟
کافیه 2 کلمه بخونید و وقتی نمره ها اومد به پای استادا بیفتید!!!
100%تضمینی
به جوون خودم اگه انقدری که استادا اینجور دانشجو ها رو میشناسن،دانشجوهای ممتاز و معدل الف و المپیادی رو بشناسن!!!!
آدم تو دانشگاه سرشناس هم میشه
تو هر رشته ای رفیق پیدا میکنه!!!
به امید موفقیت همه دانشجوها یه کف مرتتتتتتتتتب
لایک نکردی نکردی
مدیونی اگه کف نزنی
اونم از نوع مرتب!!!
من میخوام از همینجا نظر شخصیمو اعلام کن�
حقوق زن و مرد اصنم مساوی نیس
برا اینکه همین امروز با چشمای خخخودم دیدم که یه استاد گرانقدری هرچی پسره عجز و لابه کرد 8.25رو بهش 10نداد
اما دختره یکم که عشوه اومد سریع 4.5 رو به 10 تبدیل کرد
آقااااااااااا اینا جرزنی میکنن
چه وضععععععععشه آخه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نمیدانم چرا انتظار دارم هر دری که باز میشود تو از آن به داخل بیایی و من آنقدر از دیدنت سر مست شوم که جلوی همه جیییییییییغ بزنم و از ته دل توی گوش همه داد بزنم :
عشق من هاااااااااااااا!!!!
نمیدونم اونم همین قدری که همیشه توفکرشم به فکرم هست یا نه
نمیدونم اونم همین قدری که دلم براش تنگ شده اونم دلش تنگه یا نه
نمیدونم اونم از فکر دوبار دیدنم خوشحال میشه یا نه
نمیدونم اونم از مرور خاطرات مشترکمون قند تو دلش آب میشه یا نه
نمیدونم اونم دوستم داره یانه
هیچی ازش نمیدونم...
همین که برمیگردم یواشکی نگاش میکنم میبینم داره نگام میکنه کافیه
همین که از دیدنم خوشحال میشه و این رو نشون میده کافیه
همین که انگار خدا هم میدونه اون همونیه که میخواستم کافیه
همین که 1جورایی حس میکنم دوستم داره کافیه
خدایییییااااااااااااااااااا میییییییییخواااااامشششششششششششششش!!!!