س

سیچه

@سیچه · ۷۳ امتیاز

☆☆☆☆☆ ۰ از ۵ (۰ رأی)

س
سیچه ۱۳ سال پیش
جوک

رفتم خونه داییم دیدم دخمل داییم نشسته جلو تی وی داره فیلم میبینه بهش گفتم چرا امروز سرکار نرفتی
برگشت با یه حالت تهاجمی گفت
مگه کوری
صورتم جوش
زده(به جوش خیلی حساسه خفن) گفتم دیونه چه ربطی داشت گفت من پیش همکارام آبرو دارم اینم که جوش نیست اندازه کلته بزرگیش
رفتم زوم کردم دیدیماندازه یه دونه نقطه هستش منو میگی
تا حالا تو عمرم تا این حد قانع نشده بودم

س
سیچه ۱۳ سال پیش
جوک

یکی
از فانتزیا�
اینکه
عروسی عباس با سلنا باشه
منم دیجیشون باش�
عباسباشلوارکردی راه راه سرخ با زیرپیرهنی سبز(تیپ خز زده باشه کلن)یه طرف موکچل یه طرف موهاش بلند باشه
منم هی ترانه های امشو شوشه لیپک لی لیلونه بخونم با عاغا سبزی فروش
عباسم هی بیاد وظط قربده
سلنا اعتراض کنه بگه آهنگهای لری بخون منم بگم هرچیداش عباس بگه شنوفتی قورباغه
بعدش اونم قهرکنه مراسم عروسیو ترک کنه
بزنه به خیابون عباس بگه بیخیال دانیا رو عشقه
بیادمیکروفونوبرداره
بخونه:
سلناجلبکی/شبیه تنبکی/.........
ماهمه باهم بگیم بله
1ساعت بعد یه پیکان بیاددم در سالن تا حاستین نفله شده هستش با سلنا جلبکی شبیه تنبکی
عباسم بره نفلشون کنه همچین جاستینوبا کش شلوارکردیش
خفه کنه
جاسیتین بمیره
سلنا غش کنه منو داش عباس بریم تو زلزله محوبشیم عمودبرخورشید

س
سیچه ۱۳ سال پیش
جوک

پنجم دبستان که بودم یه معلم(عقده اییییی داشتیم ما هم برا انتقام گرفتن ازش نقشه کشیدیم)
به معلممون گفتیم برا روز معلم برات چی هدیه بیاریم
گفت شما خودتون هدیه ایین گلین هدیه نمیخوا�
عاغا(ما عمدا ازش پرسیدیم میفهمیدیدم که این تیکه همه معلماست)
خاصه روز معلمم فرارسید
ما همه با هم هماهنگ کریدم هیچی براش نخریدی�
رفتیم سرکلاس نشستیم خانووم خیلی شیکومجلسی تر اومده بود اونروز
ما بلندشدیم تبریک گفتی�
گفت هدیه هاتون کو ماگفتیم خودت گفتی نیار
گفت حالا من یه غطی کردم(نه یه بار غلط کنی بلکه صدبارغلط کنی)
شما خجالت نکشیدین
برا همهمون 5نمره کم کرد
تو دفترم همه معلما غل بغل هدیه داشتین اون خودکار به دست وارد دفتر شد ما از پت پنجره دفتر نگاش میکردم سرخو سفید میشد
خومرض داشتی گفتی
این معلمه ما داشتیم واللللللله

س
سیچه ۱۳ سال پیش
جوک

منظور4جوک از جالب نیست (موقعی که جوکاتون تایید نمیشه زیرش مینویسه هاااااا)
1:خیلی بینمکی
2:خاکتوسرت بلد نیستی جوکم بفرستی
3:بیعرضه
:4
بله آخرین راه حل محوشدن پیشنهاد 4 جوک به شما و خلاص شدن از بینمکی(خودموووووووووو میگههههههههههه)
بروتو افق محوبشو با این جوکای مسخرت

س
سیچه ۱۳ سال پیش
پیام

یکی از فانتزیام اینکه یکی هم تو پاتوق از ما تعریف کنه هیییییییی دنیا
یعنی میشه
میدونم بینمکا ولی چه کنیم دیگه دله میخواد تعریف برای هر انسانی لازمه تعریف
یعنی میشه یه روز داش کیان از منم توپاتوق تشکری چیزی کنه
بخدااین کارو کنم از مانتیور عکس میگیرم میزرام فیسبوک�
هی هی وی وی
ترجمه:شانههایت را برای گریه کردن دوست دارم

س
سیچه ۱۳ سال پیش
پیام

یکی
ازفانتزیام اینه که
یه روزی همه بچه های 4جوک دورهم باهمبریم مشهد مسافرت(البته بریم خونه داش سینا مشهدی)
خوسینات جان چرا فحش میدی باش نمیایما
خو4جوک یه مسابقه بزار واسه 20نفرروزی جایزه بده
_(یه کیلو گوجه هم بدی ما راضیما)
تاهوببنیم یا اینکه بشه واسه پروفایلمون تصویربزاریم پایم خصوصی بفرستیم واسه ه�
قول میدم دیگه کار از داداش و آبجی بگزره همه شن مخاطب خاصصصصصصص
(باشه فحش نده میدونم شماها خوبینا)

س
سیچه ۱۳ سال پیش
جوک

عاغامن امروز به داداشم گفتم بازی انگری ریو نسخه جدیدشو دون کردی(دانلود بیشعورخودمون دوستان میپرسن چرا بیشعور خو من یه بازی دانلود میکنم 324 مگابایت دوساعت منتظرش میمونم کثافط بعدش پر از ویروسه)
داداشم داشت تی وی میدید تو رویا هم سیر میکرد همزمان هی چند بار ریپیت (_فهمیدین زبانمم خوفه دیگه)
متوجه نشد مامیم گفت هی توچته هی میگی انگری ریده
منو میگی قالیارو گاز زدم دیگه قالی تو اتاق نیست
من سازنده بازی انگری ریو
ریدههههههههههههههههه
مامان�

س
سیچه ۱۳ سال پیش
جوک

یکی
از فانتزیا ی داداشم
اینه که جای خانم صادقیو بگیره
اینو داشت به من بلند بلند میگفت مامانم کنارمون نشسته بود گفت تو غلط میکنی
جای دختر مردم رو بگیری خودم یه کف گرگری میزنمت که مخت بیاد سرجاش
آخه مامان خانم صادقی دوسته ما داری�
بعد تا من به داداشم میگم یه کف گرگی بهت میزنم میگه ای دختره ی بیشعور بی اد ب اجنبی

س
سیچه ۱۳ سال پیش
جوک

یکی
ار فانتزیام(البته انشالله به حقیقت بپیونده)
اینه که عباس دست این سلنای بیشعور خوشگلشو بگیره ببره تویی
یه جایی ببره که جاستین به مغز شیرینش نرسه
بلکه یکم به من توجه کنه
ورپریده
کثافط همش اسم این دختر اجنیه رو زبونشه(زبونشو داغ میکنما ولم کنین توروخدا باش باشه نمیکنم)
اینا که گفتن این کارو نکن طرفداراش بودا
فکرنکنین شوهرم جاستین بیبر بیکسه ها
گفته باشم خانم های 4جوکی فکربد نکنین
ایشون خانم دارن(منم منمنااااااااااااااا)

س
سیچه ۱۳ سال پیش
جوک

شهرمون زلزله اومد دوهفته پیشا
کلیم ویران کرد
بابام میگه برو کیف پولموبیار
آجیلا روبیارین
داره تو سرخودش میزنه ومیگه
مامانم رفته زرشاورو برداشته با
گوجه هارو منو داداشم نمیدونستیم بخندیم فریاد بزنیم
بعد زلزله بهشون میگیم این چه کاریه اخه
میگه پدرسوخته تازه حقوق گرفته بودما
مامنمم میگه گوجه کیلو 7 تومنه ها بیشعور با دمپایی توسرمنو داداشم زد

س
سیچه ۱۳ سال پیش
جوک

رفتم حموم
چندتا سوتی توپ به ذهنم رسید(فهمیدین منم ذ هن دارم خخخخخخخخخخخـــــــــــــــ)
تند تند لباسامو پوشیدم اومدم بیرون
نشستم پشت نت نوشتم بعدش
تازه یادم اومد که من شامپونزدم(_چرکامو که از عید پارسال مونده هنوز نشستم)هر کی فحش بده انشالله برقشون بره همین الان
بعله همچین دخمل 4 جوکـــــــــــــ دوستی هستم من

س
سیچه ۱۳ سال پیش
جوک

ما توعید آجیل
خریدیم (فهمیدین ما پولداریم یا بیشتر توضیح بفرمویم)
هر کی میومد با افتخار پسته جلوش میزاشتی�
بعدش میگفتیم ای پسته ها گند شده پوسیده خراب شده
اونا هم فقط تخمه آفتابگردون میخوردن(حالا میگین تخمه افتابگردون توی آجیل چه غلطی میکردمیگم خو این آجیل اختراع پدر گرامم بودش)
>
>
<
>
ما آجیل اصلا نخریدیم خخخخخخخخخخ ما رفتیم خونه دوست پولدار بابام در یک حرکت مخفیانه همه کاسه هارو ریختیم تو جیبو کیف
بله
بله
ما همچین آدماهای باهوشی هستیم بله
فحش نده خانوم صادقیا والله دلمون خوشه